English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (12 milliseconds)
English Persian
bosomy پستان مانند
mastoid پستان مانند
Search result with all words
udder پستان گاو و مانند ان
udders پستان گاو و مانند ان
mammiform پستان مانند بصورت پستان
mammila اندام یا چیز دیگرکه مانند پستان باشد
mammilary دارای برامدگیهای پستان مانند
mammillary پستان مانند بصورت پستان
mastodynia پستان مانند پستانی
Other Matches
mastectomy پاره کردن وبرداشتن پستان یا قسمتی از پستان
mastectomies پاره کردن وبرداشتن پستان یا قسمتی از پستان
breasts نوک پستان هرچیزی شبیه پستان
breast نوک پستان هرچیزی شبیه پستان
Milky Way پستان زن
breast پستان
mammilary پستان
breasts پستان
mamma پستان
mammilliform پستان
sebesten سگ پستان
mammary مربوط به پستان
wean از پستان گرفتن
brassieres پستان بند
weaned از پستان گرفتن
teat نوک پستان
bodice پستان بند
bodices پستان بند
dug نوک پستان
to suck milk پستان مکیدن
teats نوک پستان
plumper پستان مصنوعی
full breasted بزرگ پستان
breast-fed با پستان شیردادن
pap نوک پستان
garget پستان درد
mammila نوک پستان
garget اماس پستان
mastodynia پستان درد
mammilate دارای پستان
nipples نوک پستان
brassiere پستان بند
mastitis ورم پستان
breast-feeds با پستان شیردادن
weans از پستان گرفتن
chesty درشت پستان
bras پستان بند
papilla نوک پستان
breast-feed با پستان شیردادن
mammalgia پستان درد
bra پستان بند
nipple نوک پستان
bushbabies گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbaby گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
nipple ازنوک پستان خوردن
teats شبیه نوک پستان
nipples ازنوک پستان خوردن
teat شبیه نوک پستان
breast-feeds شیر پستان دادن
breast-fed شیر پستان دادن
breast-feed شیر پستان دادن
falsie لایی پستان بند
mastitis اماس غدههای پستان
bosomy دارای پستان برجسته
bosoms دارای پستان شدن
mammillate دارای پستان یا پستانک
mammary gland دژپیه یا غده پستان
tit دختریازن نوک پستان
acromastitis اماس نوک پستان
tits دختریازن نوک پستان
bosom دارای پستان شدن
pap هر چیزی شبیه نوک پستان
fossiliferous فسیل مانند سنگواره مانند
lamellate لایه مانند ورقه مانند
She is laying a guilt trip on [is guilt-tripping] me for not breast feeding. او [زن] به من احساس گناه کاربودن میدهد چونکه من [به او] شیر پستان نمی دهم.
falsie پارچه یالاستیکی که بشکل پستان ساخته اند و درپستان بند کارمیرود
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
capillaceous مانند نخ
capitate مانند سر
tougher پی مانند
similiar مانند
toughest پی مانند
unapproachable بی مانند
analog مانند
after the example of مانند
and so on و مانند ان
argillaceous رس مانند
pipelike نی مانند
encephaloid مخ مانند
argillaceous گل مانند
aquiform اب مانند
etc و مانند آن
anthoid گل مانند
arundinaceous نی مانند
tough پی مانند
frothy کف مانند
reediest نی مانند
reedy نی مانند
fluty نی مانند
floriform گل مانند
plumose پر مانند
similar مانند
thready نخ مانند
unequaled بی مانند
impish جن مانند
etcetera و مانند ان
filiform نخ مانند
reedier نی مانند
threadlike نخ مانند
simulant مانند
analogous مانند
fulidal اب مانند
feathery پر مانند
incomparable بی مانند
inimitable بی مانند
unprecedented بی مانند
unprecedentedly بی مانند
blotchy لک مانند
womanlike زن مانند
without an e. بی مانند
tendinous بی مانند
vide مانند
castellated دژ مانند
unique بی مانند
uniquely بی مانند
analogues مانند
analogue مانند
string نخ مانند
gypsiferous گچ مانند
penniform پر مانند
mammilary مانند
near- مانند
icily یخ مانند
as مانند
nears مانند
nearing مانند
nearest مانند
nearer مانند
neared مانند
liplike لب مانند
inapproachable بی مانند
near مانند
mammilliform مانند
lambdoid مانند
foggy مانند مه
plumelike پر مانند
unequalled بی مانند
unparalleled بی مانند
foggiest مانند مه
goatish بز مانند
myrtle formed اس مانند
foggier مانند مه
rhizoid ریشه مانند
cryptand حجره مانند
ctenoid شانه مانند
cucullated مانند خودیاباشلق
ravined کلاغ مانند
crinoid زنبق مانند
cowish گاو مانند
rodlike میله مانند
corneous شاخ مانند
coroniform تاج مانند
rocklike خاره مانند
dollish عروسک مانند
liliaceous یاس مانند
rattish موش مانند
disklike صفحه مانند
corpuscular گویچه مانند
corvine کلاغ مانند
culicoid پشه مانند
rheumatoid مانند روماتیسم
deltoideus مانند دال
discoidal قرص مانند
dendriform مانند درخت
reniform کلیه مانند
myrrhy مانند مرمکی
dermatoid پوست مانند
myrrhic مانند مرمکی
digitiform انگشت مانند
dermoidal پوست مانند
deltoid مانند دال
reeding طرح نی مانند
disclike صفحه مانند
nebulose ابر مانند
discoidal صفحه مانند
discoid قرص مانند
ligniform چوب مانند
discoid صفحه مانند
cuticular پوست مانند
cystoid مانند مثانه
lateritious اجر مانند
deiform خدا مانند
dermoid پوست مانند
leatheroid چرم مانند
parchmenty پوست مانند
manlike مرد مانند
brach تازی مانند
shadowlike سایه مانند
seedlike بذر مانند
bursiform کیسه مانند
bursiform کیف مانند
butyric کره مانند
cadaveric لاشه مانند
campanulate زنگ مانند
canaliculate ابراه مانند
cancellate شبکه مانند
carneous گوشت مانند
boxy جعبه مانند
sheetlike ورقه مانند
mummiform مومبا مانند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com