English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 41 (2 milliseconds)
English Persian
nephew پسر خواهر
nephews پسر خواهر
Search result with all words
relatives خواهر عمو وعمه خواه تنی باشند خواه ناتنی اطلاق میشود
cissies خواهر
sissies خواهر
sissy خواهر
brother in law شوهر خواهر
brother-in-law شوهر خواهر
brothers-in-law شوهر خواهر
sisterly خواهر وار
niece دختربرادر یا خواهر و غیره
niece دختر برادر یا خواهر
nieces دختربرادر یا خواهر و غیره
nieces دختر برادر یا خواهر
nephew پسربرادر زن و خواهر شوهر وغیره
nephews پسربرادر زن و خواهر شوهر وغیره
sister خواهر
sisters خواهر
nepotism انتصاب برادر زاده یا خواهر زاده واقوام نزدیک به مشاغل مهم اداری
half-sister خواهر ناتنی
half-sisters خواهر ناتنی
brorher in law برادر شوهر شوهر خواهر
brother in low برادر شوهر شوهر خواهر باجناغ
foster sister خواهر رضاعی
grand nephew نوه برادر یا خواهر
grand niece نوه برادر یا خواهر
grandnephew نوه برادر یا خواهر
grandniece نوه برادر یا خواهر
half sister خواهر ناتنی
halfsister خواهر ناتنی
nepew پسر خواهر برادر زاده یا خواهر زاده
sib برادر یا خواهر
sissified خواهر
sisten خواهر
sister in law خواهر زن
sister in law خواهر شوهر زن برادر
sister ship کشتی خواهر
sororicide خواهر کش
sororicide خواهر کشی
step sister خواهر ناتنی
My sister says she's looking forward to meeting you. خواهر من می گوید که مشتاق است با شما آشنا شود.
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com