Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 84 (5 milliseconds)
English
Persian
agricultral waste
پسماند کشاورزی
Other Matches
agribusiness
تجارت محصولات کشاورزی کار و کسب کشاورزی
farm technology
روش فنی کشاورزی تکنولوژی کشاورزی
elevator
انبار غله |
[کشاورزی]
| جای غله خیز
[کشاورزی]
hysteresis curve
خم پسماند
wastes
پسماند
residual
پسماند
waste
پسماند
hysteresis
پسماند
hysteresis
پسماند مغناطیسی
viscous hysteresis
پسماند لخت
residual term
جمله پسماند
hysteresis loop
حلقه پسماند
hysteresis cycle
حلقه پسماند
hysteresis curve
حلقه پسماند
dielectric hysteresis
پسماند دی الکتریک
agronomy
کشاورزی
plantership
کشاورزی
arboretum
کشاورزی
agriculture
کشاورزی
agronomic
کشاورزی
agricultural
کشاورزی
husbandry
کشاورزی
farming
کشاورزی
tillage
کشاورزی
rural
کشاورزی
farm surplus
مازاد کشاورزی
farm yields
بازده کشاورزی
farm labors
کارگران کشاورزی
to follow the plough
کشاورزی کردن
vegetable soil
خاک کشاورزی
agriculture
کشاورزی برزگری
agricultural products
محصولات کشاورزی
agricultural revolution
انقلاب کشاورزی
agricultural sector
بخش کشاورزی
agricultural pollution
الودگی کشاورزی
agricultural investigation
تجسسات کشاورزی
agricultural implements
الات کشاورزی
agricultural fluctuations
نوسانهای کشاورزی
agricultural economics
اقتصاد کشاورزی
agricultural credit
اعتبار کشاورزی
extensive agriculture
کشاورزی وسیع
farming
کشاورزی برزیگری
extensive agriculture
کشاورزی سطحی
manure
کود کشاورزی
agricultural projects
طرحهای کشاورزی
agricultural cooperatives
تعاونیهای کشاورزی
extensive agricultuse
کشاورزی غیر محدود
hay loader
لودر یونجه
[کشاورزی]
ageicultural
مربوطبه کشاورزی یاکشتکاری
elevator
انبار دانه
[کشاورزی]
agricultural mechanization
ماشینی کردن کشاورزی
agricultural planning
برنامه ریزی کشاورزی
sovkhoz
موسسه کشاورزی وروستایی
agriculturalist
دانشجوی دانشکدهء کشاورزی
agroecosystem
بوم سازگان کشاورزی
anticrop agent
عامل ضدمحصولات کشاورزی
agricultural extension services
خدمات ترویج کشاورزی
agriculturist
دانشجوی دانشکدهء کشاورزی
agricultural support policy
سیاست حمایت از کشاورزی
georgic
وابسته به کشاورزی روستایی
geoponic
مربوط به کشاورزی یاکشتکاری
outturn
محصول کشاورزی یاصنعتی
raw produce
محصول طبیعی یا کشاورزی
agricultural labor productivity
بهره دهی کارگر کشاورزی
He reanimated the Iranian agriculture.
کشاورزی ایران رازنده کرد
hacienda
بنگاه کشاورزی یا معدن ومانند ان
farm price supports
حمایت از قیمت کالاهای کشاورزی
agricultural price policy
سیاست تعیین قیمت محصولات کشاورزی
basic crops
محصولات کشاورزی اساسی مانند گندم
granger
عضو انجمن پشتی بانان کشاورزی
harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
latifundium
ملک کشاورزی باوسایل اولیه که برده ها در ان کارمیکرده اند
combine
[combine harvester]
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
extensive cultivation
بالا بردن مقدارمحصول کشاورزی از طریق استفاده از زمین
combine harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
combined harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
corn harvester
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
harvester-thresher
[rare]
کمباین
[کشاورزی]
[ماشین برداشت محصولات دانه دار]
food and agricultural organization
از موسسات وابسته به سازمان ملل متحدکه به سال 5491 تاسیس وهدفش بررسی وضع تولیدمحصولات کشاورزی و سایراغذیه است
self binder
ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
anticrop operations
عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
new deal
برنامه توسعه اقتصادی فرانکلین روزولت پس از سالهای بعداز بحران بزرگ درامریکا که دران کمک به کشاورزی بازنشستگی وبیمه بیکاری و غیره گنجانیده شده است
agroecosystem
اکوسیستم کشاورزی اکوسیستم زراعی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com