Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English
Persian
post equivalence point
پس از نقطه هم ارزی
Search result with all words
equivalence point
نقطه هم ارزی
preequivalence point
پیش از نقطه هم ارزی
Other Matches
swap agreement
موافقتنامه مبادلات ارزی قرار معاوضه ارزی
junctions
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junction
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
reference point
نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
control point
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
degenerate
هم ارزی
degenerated
هم ارزی
degenerates
هم ارزی
degenerating
هم ارزی
equivalence
هم ارزی
equivalents
هم ارزی
equivalent
هم ارزی
foreign exchange transaction
معاملات ارزی
monetary convention
اتحاد ارزی
exchange control
کنترل ارزی
equivalence gate
دریچه هم ارزی
equivalence operation
عمل هم ارزی
equivalence relation
رابطه هم ارزی
foreign exchange transactions
معاملات ارزی
inequivalence
ناهم ارزی
coefficient of equivalence
ضریب هم ارزی
equivalence coefficient
ضریب هم ارزی
magnetic equivalence
هم ارزی مغناطیسی
stimulus equivalence
هم ارزی محرک
exchange restricition
ممنوعیت ارزی
exchange restriction
محدودیت ارزی
response equivalence
هم ارزی پاسخ
exchange restricition
محدودیت ارزی
foreign bill
برات ارزی
bestowon
ارزی داشتن
agent de change
دلال ارزی
bill of exchange
برات ارزی
valuta
ارزش ارزی پول
European Currency Unit
سبد ارزی اروپا
ecological equivalent
هم ارزی بوم شناختی
devisee
ذینفع حواله ارزی
mass energy equivalence
هم ارزی جرم و انرژی
foot spot
نقطه ای بین نقطه مرکزی و وسط جداره عقبی میز بیلیارد
triple point
نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
pull up point
نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
picture point
نقطه نشانی یا نقطه بازرسی موجود در روی عکس هوایی
bearing
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر جهت قطب نما
ti;me to go
زمان حرکت هواپیمای رهگیراز نقطه شروع هدایت زمینی تا نقطه رهگیری
line of vision
خط مستقیمی که نقطه زردچشم را به نقطه ثابتی وصل نماید
pointillism
شیوه نقاشی با نقطه رنگ نقطه چین کاری
free drop
برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
switching
مرکز مخابرات مرکزتلفن خودکار حرکت دادن خودروها از یک نقطه به نقطه دیگر برای بارگیری یاتخلیه
zeros
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeroes
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zero
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
exchange
جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchanges
جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchanging
جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchanged
جای معاملات ارزی و سهامی بورس
approached
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
marks
هدف نقطه اغاز نقطه فرود
load point
نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
azimuth
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر
approach
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approaches
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
mark
هدف نقطه اغاز نقطه فرود
pyramid spot
نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
flash point
نقطه الوگیری نقطه افروزش
crossing point
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
crossing points
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
holding point
نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
exchange control
جلوگیری از ورودامتعه خارجی به وسیله محدود کردن ارزی که دراختیار واردکننده گذاشته میشود
roll in point
نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
punctuation marks
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
punctuation mark
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
litter relay point
نقطه تعویض برانکاردکشها نقطه تعویض حمل مجروحین
federal reserve system
ایالات متحده علیرغم تقسیم به ایالات مختلف دارای پشتوانه ارزی واحد است
pointillism
نقاشی نقطه نقطه
point-to-point connection
اتصال نقطه به نقطه
point to point network
شبکه نقطه به نقطه
break up point
نقطه رهایی هلی کوپتر نقطه رهایی
lie
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
speckle
نقطه نقطه یا خال خال کردن
polkadot
طرح نقطه نقطه خال خال
spot
نقطه
punchation
نقطه
punctate
نقطه نقطه
point to point line
خط نقطه به نقطه
punctation
نقطه
punctulate
نقطه نقطه
punctum
نقطه
ice melting point
نقطه یخ
ice point
نقطه یخ
dotty
نقطه نقطه
spots
نقطه
tittle
نقطه
period
نقطه
dotting
نقطه
pricked
نقطه
pricks
نقطه
periods
نقطه
full stop
نقطه
jotted
نقطه
jots
نقطه
jot
نقطه
prick
نقطه
pricking
نقطه
ellipsis
سه نقطه
[...]
dot
نقطه
stpular
نقطه نقطه
speck
نقطه
point
نقطه
point to point
نقطه به نقطه
full stops
نقطه
neel point
نقطه نل
speckle
نقطه
specks
نقطه
spotter
نقطه نقطه
two dots one dash line
خط دو نقطه یک خط
flash point
نقطه اشتعال
intercept point
نقطه رهگیری
isoelectronic point
نقطه ایزوالکتریک
injection point
نقطه تزریق
injection point
نقطه پاشش
intersection point
نقطه تلاقی
flash point
نقطه احتراق
intersection point
نقطه تقاطع
fusion point
نقطه گداز
initial point
نقطه اغاز
impact point
نقطه اصابت
image point
نقطه تصویر
ignition point
نقطه اشتعال
ignition point
نقطه افروزش
igniting point
نقطه اشتعال
impact point
نقطه فرود
gutty
نقطه دار
growing point
نقطه رویش
initial point
نقطه شروع
image element
نقطه تصویر
fusing point
نقطه ذوب
initial point
نقطه اولیه
inflexion point
نقطه عطف
indifference point
نقطه خنثی
frost point
نقطه شبنم
impact point
نقطه بارریزی
igniting point
نقطه احتراق
choice point
نقطه گزینش
cold spot
نقطه سرماگیر
compensation point
نقطه موازنه
congealing point
نقطه انجماد
setting point
نقطه انجماد
critical point
نقطه بحرانی
cross over point
نقطه همگذری
curie point
نقطه کوری
cutoff point
نقطه برش
data point
نقطه داده
dead center
نقطه مرگ
dead center ignition
نقطه اشتعال
checkout point
نقطه وارسی
check point
نقطه ازمایش
binary point
نقطه دودوئی
bp
نقطه جوش
branchpoint
نقطه انشعاب
break even point
نقطه عطف
break off position
نقطه رهایی
break point
نقطه توقف
breakpoint
نقطه انفصال
brittle point
نقطه شکنندگی
bubble point
نقطه جوش
burning point
نقطه اشتعال
firing point
نقطه اشتعال
center
نقطه گره
check point
نقطه بازرسی
check point
نقطه مقابله
dead center ignition
نقطه انفجار
dead reckoning
نقطه فرضی
dead spot
نقطه خنثی
equilibrium point
نقطه تعادل
estimated position
نقطه تخمینی
estimated position
نقطه براوردی
eutectic point
نقطه اوتکتیک
eutetic point
نقطه اتکتیک
exchange point
نقطه تعویض
exit point
نقطه خروج
exit point
نقطه مرگ
exit point
نقطه خروجی
extreme point
نقطه حدی
f.n.p
نقطه گداز
face off spot
نقطه رویارویی
fire point
نقطه شعله
fire point
نقطه اشتعال
fixation point
نقطه تثبیت
entry point
نقطه ورود
death point
نقطه مرگ
dew point
نقطه شبنم
dewpoint
نقطه شبنم
directing point
نقطه نشانی
distributing point
نقطه توزیع
dot pitch
درجه نقطه
dot prompt
نقطه اعلان
dots per inch
نقطه در هر اینچ
dotter
نقطه گذار
punctuator
نقطه گذار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com