Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 112 (2 milliseconds)
English
Persian
flareback
پس زهنی شعله
Other Matches
lurid
شعله تیره شعله دودنما
luridly
شعله تیره شعله دودنما
flare
شعله زنی شعله
flares
شعله زنی شعله
flame proof
ضد شعله
flamy
شعله ور
flaring
شعله ور
flashproof
ضد شعله
aphlogistic
بی شعله
heating flame
شعله
alights
شعله ور
flame
شعله
flames
شعله
flameless
بی شعله
afire
شعله ور
alighting
شعله ور
alighted
شعله ور
flameproof
ضد شعله
flaming
شعله ور
inflammable
شعله ور
bonefire
شعله
aflame
شعله ور
alight
شعله ور
ingle
شعله
flashless charges
خرج بی شعله
neutral flame
شعله خنثی
oriflamme
شعله زرین
oxidizing flame
شعله اکساینده
positive glow
شعله اندی
backfired
پس زدن شعله
positive glow
شعله مثبت
reducing flame
شعله احیاگر
torch cutting
[برشکاری شعله ای]
twin jet blowpipe
مشعل دو شعله
white flame
شعله سفید
calenture
شعله ور شدن
lurid flame
شعله دودنما
flash suppressor
شعله پوش
lurid flame
شعله تیره
flamy
شعله مانند
flame test
محک شعله
flashproof
لباس ضد شعله
flame holder
شعله نگهدار
flame damper
شعله خفه کن
flame thrower
شعله افکن
fire thrower
شعله افکن
gaslight
شعله گاز
falmethrower
شعله افکن
commissioning pennant
پرچم شعله
fire point
نقطه شعله
flashback
پس زدن شعله
flamboyant
شعله مانند
backfiring
پس زدن شعله
backfire
پس زدن شعله
backfires
پس زدن شعله
flashbacks
پس زدن شعله
flashback
برگشت شعله
inflammation
شعله ور سازی
anode glow
شعله اندی
flashbacks
برگشت شعله
flamboyant
شعله دار
flashback screen
توری مانع شعله
rate of flame propagation
سرعت انتشار شعله
oxy hydrogen flame
شعله اکسی ئیدروژن
flame adjustment wheel
چرخ تنظیم شعله
reducer
کم کننده شعله یا حرارت
powder cutting
برش توسط شعله
multi jet blowpipe
بوری چند شعله
multi flame burner
اجاق چند شعله
flameproof
عایق شعله ضد اتش
flash reducer
کم کننده شعله باروت
flame harden
با شعله سخت کردن
blind coal
زغال سنگ بی شعله
backblast
شعله عقب نشینی
flashless charges
خرج کم کننده شعله
acetylene oxygen flame
شعله استیلن اکسیژن
flame scraf
با شعله پهن کردن
to smother a flame
شعله ای را خاموش کردن
inflammable
قابل شعله ورشدن
muzzle bell
شعله پوش شیپوری
flames
شعله زدن زبانه کشیدن
muzzle brake
شعله پوش لوله توپ
to burn blue
شعله یا نور ابی دادن
flame
شعله زدن زبانه کشیدن
flamboyant gothic
شیوه گوتیک شعله اسا
blaze
شعله درخشان یا اتش مشتعل
blazes
شعله درخشان یا اتش مشتعل
whiffle
نا بهنگام وزیدن جنبیدن شعله
flame safety
ایمنی در مقابل شعله اتش
blazed
شعله درخشان یا اتش مشتعل
flash
برق زدن ناگهان شعله ور شدن
ignisfatuus
چیز گمراه کننده شعله کمرنگ
flash
ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
flareback
اشتعال برخلاف مسیر عادی شعله
flash suppressor
خنثی کننده شعله دهانه توپ
anode glow
شعله مثبت فضای روشن اند
garish
دارای زرق و برق زیاد شعله ور
flashed
ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
flashes
ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
flashes
برق زدن ناگهان شعله ور شدن
flashed
برق زدن ناگهان شعله ور شدن
carburizing flame
شعله اکسی استیلن که مقداراستیلن در ان زیاد است
flame hardening
سخت گردانی سطح فلز توسط شعله
napalmed
ماده مخصوص تغلیظ بنزین وتهیه بمب اتش زا و پرتاب شعله
napalms
ماده مخصوص تغلیظ بنزین وتهیه بمب اتش زا و پرتاب شعله
napalming
ماده مخصوص تغلیظ بنزین وتهیه بمب اتش زا و پرتاب شعله
napalm
ماده مخصوص تغلیظ بنزین وتهیه بمب اتش زا و پرتاب شعله
wet stowage
نوعی روش بارگیر مهمات درخودروها با غوطه ور کردن انها در مایعات ضد شعله
rate of flame propagation
سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
pearl
مروارید
[طرح این سنگ قیمتی در فرش های چینی بکار رفته و یک نوع آن بنام مروارید شعله ور معروف می باشد.]
lanceolate leaves
برگ های اسلیمی
[شاه عباسی]
[نیزه ای]
[شعله]
[اغلب در یک یا دو سمت برگ بصورت کنگره بوده و در اغلب فرش های لچک ترنج و باغی بکار می رود.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com