Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (16 milliseconds)
English
Persian
rearrngement
پس وپیش سازی
transposition
پس وپیش سازی
Search result with all words
transposal
پس وپیش سازی تقدیم وتاخیر جابجاشدگی
Other Matches
to and fro
پس وپیش
reciprocating
پس وپیش رو
backward and f.
پس وپیش
teetering
پس وپیش رفتن
teetered
پس وپیش رفتن
teeter
پس وپیش رفتن
slide
پس وپیش رونده
teeters
پس وپیش رفتن
slides
پس وپیش رونده
To be between the devil and the deep blue sea.
راه پس وپیش نداشتن
Back and forth.
پس وپیش ( جلو وعقب )
write off
<idiom>
پذیرش خسارت وپیش از آن نگران نبودن
prognostic
وابسته به اثار اتی وپیش بینی مرض
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
top
روش نوشتن برنامه ها که کل سیستم به بلاکها یا کارهای ساده تقسیم میشود. دو واحد بلاک نوشته میشود وپیش از پردازش آزمایش میشود با بعدی
permute
پس وپیش کردن قلب کردن
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
frustration
خنثی سازی محروم سازی
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorts
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hits
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
Indeo
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
externals
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
repk lection
پر سازی
bridge building
پل سازی
deflexion
خم سازی
retortion
کج سازی
idolization
بت سازی
flection
خم سازی
retortion
خم سازی
padding
له سازی
flooring
کف سازی
individualised
تک سازی
individualises
تک سازی
individualising
تک سازی
individualized
تک سازی
bridgework
پل سازی
local anasthesia
سر سازی
individuation
تک سازی
individualization
تک سازی
individualizes
تک سازی
stylization
مد سازی
individualizing
تک سازی
individualize
تک سازی
pavements
کف سازی
pavement
کف سازی
truncation
بی سر سازی
compaction
تو پر سازی
inflexion
خم سازی خمیدگی
gnomonics
فن شاخص سازی
glycogenesis
گلیکوژن سازی
intensification
پر قوت سازی
inspissation
غلیظ سازی
individuation
جدا سازی
infuriation
خشمگین سازی
inebriation
مست سازی
assimilation
درون سازی
assimilation
همگون سازی
glasswork
شیشه سازی
gemination
جفت سازی
bedding
کف سازی بسترسازی
beautification
زیبا سازی
formularization
فرمول سازی
bookbinding
کتاب سازی
foundation materials
مصالح پی سازی
fitting
جفت سازی
formulation
قاعده سازی
wording
عبارت سازی
strangling
خفه سازی
fumigation
ضد عفونی سازی
refreshment
تازه سازی
refreshments
تازه سازی
gaingiving
مشتبه سازی
gelatination
دلمه سازی
milling
ارد سازی
gold beating
زرورق سازی
grillwork
شبکه سازی
individualization
فرد سازی
seduction
گمراه سازی
enrichment
غنی سازی
horology
ساعت سازی
foliation
برگ سازی
fading
محو سازی
exclusion
محروم سازی
pacification
ارام سازی
insulate
عایق سازی
insulates
عایق سازی
insulating
عایق سازی
neutralization
خنثی سازی
neutralization
بی اثر سازی
forging signatures
امضا سازی
hymnography
سرود سازی
humanization
مردمی سازی
histogenesis
بافت سازی
flatting
تنکه سازی
individualization
منفرد سازی
form work
کاذب سازی
inculcation
جایگیر سازی
inceration
موم سازی
incavation
پوک سازی
impregnation
ابستن سازی
grillwork
سبد سازی
immortalization
جاوید سازی
image formation
تصویر سازی
industrialization
صنعتی سازی
gunsmithery
تفنگ سازی
nationalization
ملی سازی
haematogenesis
خون سازی
harmonization
هم اهنگ سازی
heterodyne reception
زنه سازی
ichnography
زمینه سازی
reduction
ساده سازی
solution
چاره سازی
minimalization
کمینه سازی
stripping
برهنه سازی
minimization
کمینه سازی
miseenscene
صحنه سازی
modeller
قالب سازی
mortar mixing
ملات سازی
curtailment
کوتاه سازی
mutilation
معیوب سازی
separating
جدا سازی
solutions
چاره سازی
microsoft
بهنگام سازی
microminiaturization
ریز سازی
roofing
سقف سازی
implementation
پیاده سازی
forgery
صورت سازی
forgery
سند سازی
forgeries
صورت سازی
forgeries
سند سازی
abbreviations
کوته سازی
abbreviation
کوته سازی
replacements
جانشین سازی
obliteration
پاک سازی
obscuration
تیره سازی
optimality
بهینه سازی
optimization
بهینه سازی
optimize
بهینه سازی
optometry
عینک سازی
oblieration
پاک سازی
vaporization
بخار سازی
nonlinear optimization
بهینه سازی
replacement
جانشین سازی
municipalize
شهر سازی
mutualization
دو طرفه سازی
mystification
گیج سازی
mythopoetic
اساطیر سازی
nest building
لانه سازی
networking
شبکه سازی
nidificate
لانه سازی
nidification
اشیانه سازی
irksomeness
کسل سازی
smoothing
صاف سازی
lancination
پاره سازی
landscape painting
منظره سازی
lapidation
سنگسار سازی
oscillations
نوسان سازی
lapidification
سنگ سازی
oscillation
نوسان سازی
resolving
برطرف سازی
latticing
شبکه سازی
levigation
نرم سازی
liquefaction
ابگونه سازی
lancination
مجروح سازی
lamponery
هجونامه سازی
withdrawal
رها سازی
arching
طاق سازی
rejuvenation
جوان سازی
depletion
تهی سازی
displacement
جانشین سازی
packing
فشرده سازی
inurement
معتاد سازی
invalidation
باطل سازی
wearisomeness
کسل سازی
irreticence
فاش سازی
machicolation
مزغل سازی
machine building
ماشین سازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com