Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 119 (6 milliseconds)
English
Persian
butt
پشته
butted
پشته
butts
پشته
stack
پشته
stacked
پشته
stacks
پشته
border
پشته
bordered
پشته
bordering
پشته
dikes
پشته
dyke
پشته
dykes
پشته
hillock
پشته
hillocks
پشته
mound
پشته
mounds
پشته
hill
پشته
hills
پشته
embankment
پشته
embankments
پشته
heap
پشته
heaping
پشته
heaps
پشته
rick
پشته
ricked
پشته
ricking
پشته
ricks
پشته
esker
پشته
hillman
پشته
hummock
پشته
hurst
پشته
knap
پشته
monticule
پشته
push down stack
پشته
Other Matches
popped
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
pops
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
pop
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
stacker
پشته کن
cusp
پشته شنی
banquette
جوی پشته
application heap
پشته کاربردی
tandem system
سیستم دو پشته
the ridge of a mountain
پشته کوه
agger
پشته ی دفاعی
barrow
پشته خاک
downstream fill
پشته پایاب
stacker
پشته ساز
potential hill
پشته پتانسیل
program stack
پشته برنامه
sand bank
ریگ پشته
sand hill
ریگ پشته
snow covers
برف پشته
stack indicator
نماینده پشته
hummocky
پشته دار
mamelon
پشته گرد
stack indicator
پشته نما
hay cock
پشته علف
stack pointer
اشاره گر پشته
downstream shell
پشته پایاب
stack register
ثبات پشته
stacked job processing
پردازش پشته یی
potential barrier
پشته پتانسیل
sills
پشته زیردریایی
barrows
پشته توده
barrow
پشته توده
beds
بستر پشته
bed
بستر پشته
bordering
پشته خاکی
bordered
پشته خاکی
border
پشته خاکی
stacks
پشته کردن
stack
پشته کردن
stacked
پشته کردن
earthwork
پشته خاک
card stacker
کارت پشته کن
stacking
پشته سازی
ridges
خاک پشته
sill
پشته زیردریایی
ridge
خاک پشته
contact potential barrier
پشته پتانسیل مجاورتی
stack
انباشتن پشته کردن
toft
پشته تپه کوچک
pulls
بازیابی داده از پشته
pop instruction
دستورالعمل بازیابی از پشته
ridged
دارای خر پشته مرزدار
stacked
انباشتن پشته کردن
kopje
پشته تپه کوچک
nest
پشته سخت افزار
pull
بازیابی داده از پشته
stacks
انباشتن پشته کردن
nests
پشته سخت افزار
bankside
پشته یا کناره رود
stack
آدرس ابتدا پایانه پشته
tumulus
پشته خاک روی قبر
puts
قرار دادن داده در پشته
putting
قرار دادن داده در پشته
stacked
آدرس ابتدا پایانه پشته
sliping terrace
جوی پشته شیب دار
stacks
آدرس ابتدا پایانه پشته
ridges
پشته تپههای دامنه کوه
razor edge
پشته کوه که تیز باشد
scarcement
پشته یا تل عقب تپه یااستحکامات
put
قرار دادن داده در پشته
ridge
پشته تپههای دامنه کوه
saddleback
قسمتی از پشته کوه که مانندزین گاواست
pops
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
enmesh
مثل توروپارچه پشته بندی سوراخ دارکردن
pop
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
top
جدیدترین داده فایل که به پشته افزوده میشود
popped
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
tenon saw
اره دستی با تیغه پهن و پشته باریک
pushes
دستور کامپیوتر که داده را روی لیست یا پشته LIFO ذخیره میکند
pushed
دستور کامپیوتر که داده را روی لیست یا پشته LIFO ذخیره میکند
push
دستور کامپیوتر که داده را روی لیست یا پشته LIFO ذخیره میکند
hypercard
نوعی محیط برنامه نویسی که تمام شکلهای گوناگون اطلاعات را به صورت پشته هایی از کارت شاخص دارسازمان میدهد هایپرکارت
blocked
[ستون، نیم ستون و پشته بند محافظ]
stack
ذخیره سازی تعدادی کار که باید در پشته پردازش شوند و یکی پس از دیگری به طور خودکار اجرا شوند
stacked
ذخیره سازی تعدادی کار که باید در پشته پردازش شوند و یکی پس از دیگری به طور خودکار اجرا شوند
stacks
ذخیره سازی تعدادی کار که باید در پشته پردازش شوند و یکی پس از دیگری به طور خودکار اجرا شوند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com