Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
kopje
پشته تپه کوچک
toft
پشته تپه کوچک
Other Matches
pop
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
popped
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
pops
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
heap
پشته
heaping
پشته
heaps
پشته
bordering
پشته
knap
پشته
rick
پشته
ricked
پشته
hill
پشته
stacker
پشته کن
hurst
پشته
bordered
پشته
stacked
پشته
stacks
پشته
hills
پشته
embankment
پشته
embankments
پشته
monticule
پشته
stack
پشته
push down stack
پشته
mounds
پشته
mound
پشته
border
پشته
ricking
پشته
butt
پشته
hillocks
پشته
hillman
پشته
dykes
پشته
butted
پشته
esker
پشته
dyke
پشته
dikes
پشته
hillock
پشته
butts
پشته
hummock
پشته
ricks
پشته
widget
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
card stacker
کارت پشته کن
sand hill
ریگ پشته
stacks
پشته کردن
potential hill
پشته پتانسیل
potential barrier
پشته پتانسیل
program stack
پشته برنامه
stack
پشته کردن
cusp
پشته شنی
ridge
خاک پشته
beds
بستر پشته
ridges
خاک پشته
stacked
پشته کردن
barrow
پشته توده
downstream fill
پشته پایاب
downstream shell
پشته پایاب
stacking
پشته سازی
barrows
پشته توده
mamelon
پشته گرد
border
پشته خاکی
hay cock
پشته علف
application heap
پشته کاربردی
agger
پشته ی دفاعی
stack pointer
اشاره گر پشته
stack register
ثبات پشته
stacked job processing
پردازش پشته یی
stacker
پشته ساز
tandem system
سیستم دو پشته
stack indicator
پشته نما
barrow
پشته خاک
stack indicator
نماینده پشته
earthwork
پشته خاک
bordered
پشته خاکی
the ridge of a mountain
پشته کوه
bordering
پشته خاکی
banquette
جوی پشته
sand bank
ریگ پشته
snow covers
برف پشته
bed
بستر پشته
sill
پشته زیردریایی
sills
پشته زیردریایی
hummocky
پشته دار
pop instruction
دستورالعمل بازیابی از پشته
stacked
انباشتن پشته کردن
stack
انباشتن پشته کردن
contact potential barrier
پشته پتانسیل مجاورتی
nest
پشته سخت افزار
nests
پشته سخت افزار
ridged
دارای خر پشته مرزدار
pull
بازیابی داده از پشته
pulls
بازیابی داده از پشته
stacks
انباشتن پشته کردن
bankside
پشته یا کناره رود
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
sliping terrace
جوی پشته شیب دار
scarcement
پشته یا تل عقب تپه یااستحکامات
putting
قرار دادن داده در پشته
puts
قرار دادن داده در پشته
razor edge
پشته کوه که تیز باشد
put
قرار دادن داده در پشته
stacked
آدرس ابتدا پایانه پشته
stacks
آدرس ابتدا پایانه پشته
tumulus
پشته خاک روی قبر
stack
آدرس ابتدا پایانه پشته
ridge
پشته تپههای دامنه کوه
ridges
پشته تپههای دامنه کوه
saddleback
قسمتی از پشته کوه که مانندزین گاواست
enmesh
مثل توروپارچه پشته بندی سوراخ دارکردن
tenon saw
اره دستی با تیغه پهن و پشته باریک
popped
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
top
جدیدترین داده فایل که به پشته افزوده میشود
pops
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
pop
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
pannikin
لیوان کوچک پیمانه کوچک
push
دستور کامپیوتر که داده را روی لیست یا پشته LIFO ذخیره میکند
pushed
دستور کامپیوتر که داده را روی لیست یا پشته LIFO ذخیره میکند
pushes
دستور کامپیوتر که داده را روی لیست یا پشته LIFO ذخیره میکند
applet
1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
hypercard
نوعی محیط برنامه نویسی که تمام شکلهای گوناگون اطلاعات را به صورت پشته هایی از کارت شاخص دارسازمان میدهد هایپرکارت
small scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small-scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
blocked
[ستون، نیم ستون و پشته بند محافظ]
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
stack
ذخیره سازی تعدادی کار که باید در پشته پردازش شوند و یکی پس از دیگری به طور خودکار اجرا شوند
stacks
ذخیره سازی تعدادی کار که باید در پشته پردازش شوند و یکی پس از دیگری به طور خودکار اجرا شوند
stacked
ذخیره سازی تعدادی کار که باید در پشته پردازش شوند و یکی پس از دیگری به طور خودکار اجرا شوند
davit
جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
diminutive
کوچک
venule
رگ کوچک
dimmers
کوچک
minute
کوچک
little
کوچک
bantam
کوچک
bantams
کوچک
pillule
حب کوچک
floret
گل کوچک
canis minor
سگ کوچک
weensy
کوچک
dinky
کوچک
pilule
حب کوچک
cerebellum
مخ کوچک
exiguousness
کوچک
canis minoris
سگ کوچک
petit
کوچک
pint size
کوچک
pipsqueaks
کوچک
pipsqueak
کوچک
pint-size
کوچک
whiffet
سگ کوچک
fortalice
دژ کوچک
minus cule
کوچک
imminution
کوچک
runty
کوچک
culverts
پل کوچک
culvert
پل کوچک
thumbnail
کوچک
thumbnails
کوچک
petty
کوچک
fractional
کوچک
puny
کوچک
short ton
تن کوچک
ickle
کوچک
smallest
کوچک
plumelet
پر کوچک
plumule
پر کوچک
gracile
کوچک
half pint
کوچک
ponceau
پل کوچک
small fry
کوچک
small
کوچک
minor
کوچک
minuscule
کوچک
smaller
کوچک
seed bud
پر کوچک
weeny
کوچک
tiddly
کوچک
tiddlier
کوچک
micro
کوچک
micros
کوچک
weeniest
کوچک
weenier
کوچک
tiddliest
کوچک
gorges
دره کوچک
glob
ذره کوچک
gorging
دره کوچک
cay
جزیره کوچک
glob
کره کوچک
globs
ذره کوچک
microstomous
کوچک دهان
globs
کره کوچک
microcephalia
کوچک سری
microcanonical
بندادی کوچک
gorged
دره کوچک
gorge
دره کوچک
droplets
قطره کوچک
miniaturization
کوچک سازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com