Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 183 (9 milliseconds)
English
Persian
sill
پشته زیردریایی
sills
پشته زیردریایی
Other Matches
submarine havens
منطقه عبور در عملیات غیررزمی زیردریایی منطقه اموزشی زیردریایی درمنطقه غیررزمی منطقه محدوده تامینی اطراف زیردریایی
conventional submarine
زیردریایی معمولی زیردریایی غیرهستهای
subroc
موشک نصب شده روی زیردریایی موشک مخصوص زیردریایی
pops
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
popped
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
pop
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
antisubmarine screen
پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
antisubmarine
ضد زیردریایی
submarine boat
زیردریایی
albacore
زیردریایی الباکور
astro
اژدر زیردریایی
aluminaut
زیردریایی الومینیومی
asroc
راکت ضد زیردریایی
antisubmarine torpedo
اژدر ضد زیردریایی
antisubmarine search
کاوش ضد زیردریایی
silent running
سکوت زیردریایی
antisubmarine barrier
مانع ضد زیردریایی
torpedoed
موشک ضد زیردریایی
torpedo
موشک ضد زیردریایی
alvin
یک نوع زیردریایی
torpedoes
موشک ضد زیردریایی
anti submarine
هواپیمای ضد زیردریایی
antisubmarine
مخرب زیردریایی
torpedoing
موشک ضد زیردریایی
antisubmarine action
مکانیسم ضد زیردریایی
submarine chaser
ناوچه ضد زیردریایی
antisubmarine action
عمل ضد زیردریایی
tinfish
موشک ضد زیردریایی
nuke
زیردریایی اتمی
nuked
زیردریایی اتمی
nukes
زیردریایی اتمی
nuking
زیردریایی اتمی
sqid
خمپاره ضد زیردریایی
deep submergence
زیردریایی نجات
lifeguard submarine
زیردریایی نجات
killer submarine
زیردریایی شکاری
albacore
نوعی زیردریایی
submariner
خدمه زیردریایی
subsurface
زیردریایی زیرابی
rescue chamber
اطاقک نجات زیردریایی
silent running
حرکت زیردریایی با سکوت
submarines
با زیردریایی حمله کردن
antisubmarine search
عملیات تجسس ضد زیردریایی
creeping attack
تک هماهنگ شده ضد زیردریایی
submarine
با زیردریایی حمله کردن
air surface zone
منطقه عملیات ضد زیردریایی
hunting
شکار دشمن یا زیردریایی
command active sonobuoy system
وسیله اکتشاف زیردریایی
sonobuoy
بویه صوتی و ضد زیردریایی سونوبوی
datum time
ساعت تعیین محل زیردریایی
terne
نوعی موشک ضد زیردریایی نروژی
magnetic anomaly detection gear
دستگاه اکتشاف زیردریایی به طریقه مغناطیسی
deep submergence
زیردریایی نجات کشتیهای غرق شده
nuclear submarine
زیردریایی هستهای nuclear-poweredsubmarine : syn
seadata
اطلاعات مربوط به ردگیری زیردریایی دشمن
datum
اثر جذر و مد دریا محل زیردریایی در عمق اب
hoverting
ثابت ماندن در یک نقطه یا ارتفاع حفظ عمق زیردریایی
hummock
پشته
esker
پشته
heaping
پشته
heap
پشته
heaps
پشته
rick
پشته
ricked
پشته
ricking
پشته
ricks
پشته
hillman
پشته
hurst
پشته
knap
پشته
stack
پشته
monticule
پشته
embankments
پشته
stacker
پشته کن
dykes
پشته
dyke
پشته
dikes
پشته
bordering
پشته
bordered
پشته
border
پشته
stacked
پشته
stacks
پشته
hillock
پشته
butt
پشته
embankment
پشته
butted
پشته
push down stack
پشته
hills
پشته
hill
پشته
butts
پشته
hillocks
پشته
mound
پشته
mounds
پشته
orion
نوعی هواپیمای چهارموتوره ملخ دار ضد زیردریایی باموتور توربوجت
tandem system
سیستم دو پشته
agger
پشته ی دفاعی
the ridge of a mountain
پشته کوه
hummocky
پشته دار
hay cock
پشته علف
barrow
پشته خاک
potential barrier
پشته پتانسیل
program stack
پشته برنامه
sand bank
ریگ پشته
sand hill
ریگ پشته
snow covers
برف پشته
stack indicator
نماینده پشته
stack pointer
اشاره گر پشته
stack register
ثبات پشته
stacked job processing
پردازش پشته یی
stacker
پشته ساز
stack indicator
پشته نما
mamelon
پشته گرد
potential hill
پشته پتانسیل
beds
بستر پشته
banquette
جوی پشته
application heap
پشته کاربردی
barrow
پشته توده
stacks
پشته کردن
stacked
پشته کردن
bordering
پشته خاکی
stacking
پشته سازی
stack
پشته کردن
card stacker
کارت پشته کن
bed
بستر پشته
border
پشته خاکی
bordered
پشته خاکی
downstream shell
پشته پایاب
downstream fill
پشته پایاب
ridges
خاک پشته
cusp
پشته شنی
ridge
خاک پشته
barrows
پشته توده
earthwork
پشته خاک
sea bat
نوعی هلیکوپتر ضد زیردریایی که دارای سونار اکتشافی واژدر صوتی است
nest
پشته سخت افزار
stacks
انباشتن پشته کردن
stacked
انباشتن پشته کردن
pop instruction
دستورالعمل بازیابی از پشته
stack
انباشتن پشته کردن
contact potential barrier
پشته پتانسیل مجاورتی
bankside
پشته یا کناره رود
nests
پشته سخت افزار
pull
بازیابی داده از پشته
ridged
دارای خر پشته مرزدار
kopje
پشته تپه کوچک
pulls
بازیابی داده از پشته
toft
پشته تپه کوچک
spitting
در رهگیری هوایی یعنی درحال رها کردن بویههای صوتی ضد زیردریایی هستم
hunter killer
نیروهای شکاری و انهدامی دریایی یکان مامور جستجو وانهدام زیردریایی دشمن
stacked
آدرس ابتدا پایانه پشته
put
قرار دادن داده در پشته
puts
قرار دادن داده در پشته
putting
قرار دادن داده در پشته
stack
آدرس ابتدا پایانه پشته
tumulus
پشته خاک روی قبر
stacks
آدرس ابتدا پایانه پشته
ridges
پشته تپههای دامنه کوه
sliping terrace
جوی پشته شیب دار
ridge
پشته تپههای دامنه کوه
razor edge
پشته کوه که تیز باشد
scarcement
پشته یا تل عقب تپه یااستحکامات
saddleback
قسمتی از پشته کوه که مانندزین گاواست
pop
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
enmesh
مثل توروپارچه پشته بندی سوراخ دارکردن
pops
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
tenon saw
اره دستی با تیغه پهن و پشته باریک
popped
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
top
جدیدترین داده فایل که به پشته افزوده میشود
submarine sanctuaries
مناطق مخصوص تمرینات غیررزمی زیردریایی مناطق تمرین اموزشی ضدزیردریایی
hedgehog
مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
hedgehogs
مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
pushes
دستور کامپیوتر که داده را روی لیست یا پشته LIFO ذخیره میکند
push
دستور کامپیوتر که داده را روی لیست یا پشته LIFO ذخیره میکند
pushed
دستور کامپیوتر که داده را روی لیست یا پشته LIFO ذخیره میکند
balancing
حفظ عمق کشتی متعادل کردن عمق زیردریایی
evasive steering
اجتناب از زیردریایی دشمن حرکت اجتناب امیز ناو
haven submarine
منطقه امن زیردریایی منطقه تامین زیردریاییها
hypercard
نوعی محیط برنامه نویسی که تمام شکلهای گوناگون اطلاعات را به صورت پشته هایی از کارت شاخص دارسازمان میدهد هایپرکارت
blocked
[ستون، نیم ستون و پشته بند محافظ]
stacked
ذخیره سازی تعدادی کار که باید در پشته پردازش شوند و یکی پس از دیگری به طور خودکار اجرا شوند
stack
ذخیره سازی تعدادی کار که باید در پشته پردازش شوند و یکی پس از دیگری به طور خودکار اجرا شوند
stacks
ذخیره سازی تعدادی کار که باید در پشته پردازش شوند و یکی پس از دیگری به طور خودکار اجرا شوند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com