English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 20 (3 milliseconds)
English Persian
backlog پشتوانه
backlogs پشتوانه
backing پشتوانه
fund پشتوانه
funded پشتوانه
bankroll پشتوانه
Other Matches
backing پشتوانه پولی
unfinanced بدون پشتوانه
wild cat بی اعتبار بی پشتوانه نادرست
gold standards سیستم پشتوانه طلا
gold backing system نظام پشتوانه طلا
fiat money پول بدون پشتوانه
wildcat money پول بدون پشتوانه
shinplaster اسکناس کم ارزش وبدون پشتوانه
monometalism سیستم یک فلزی برای پشتوانه پول
gold standards حالتی که پشتوانه اسکناس یا پول کشوری طلا باشد
debenture bond برگهای که پشتوانه ان فقط اعتبار صادر کننده است سهم قرضه
collagteral trust bonds قرضه هائیکه قرضه یا سهام دیگری به عنوان پشتوانه داشته باشند
federal reserve system ایالات متحده علیرغم تقسیم به ایالات مختلف دارای پشتوانه ارزی واحد است
gresham's law پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com