English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
timed backup پشتیبانی دورهای
Other Matches
quadrangular meet مسابقه شنای دورهای بین 4تیم مسابقه دورهای بین 4تیم با محاسبه مجموع امتیازهای فردی
support command فرمانده پشتیبانی یکان مسئول پشتیبانی
fire support coordination هماهنگ کردن پشتیبانی اتش تطبیق پشتیبانی اتش
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
combat airlift support پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
intersectional service قسمت پشتیبانی داخل منطقه مواصلات یکان پشتیبانی منطقه مواصلات
periodic دورهای
periodicals دورهای
cyclic دورهای
periodical دورهای
sporadic دورهای
recapitulative دورهای
recapitulatory دورهای
anti cyclical ضد دورهای
countercyclical ضد دورهای
rhythmical دورهای
sporadically دورهای
cyclic disorder اختلال دورهای
cyclical fluctuations نوسانات دورهای
periodic table جدول دورهای
edge welding جوشکاری دورهای
all play all مسابقه دورهای
cyclic stress تنش دورهای
series turn دورهای زنجیری
periodicity دورهای بودن
periodical نشریه دورهای
periodically بصورت دورهای
periodic current جریان دورهای
periodic report گزارش دورهای
periodic fluctuation نوسان دورهای
simple periodic current جریان دورهای ساده
crc بررسی افزونگی دورهای
Americans تورنمنت دورهای شطرنج
American تورنمنت دورهای شطرنج
round-robin تورنمنت دورهای شطرنج
by-elections انتخابات میان دورهای
by-election انتخابات میان دورهای
leagues مسابقههای دورهای باشگاهها
league مسابقههای دورهای باشگاهها
mean value of periodic quantity میانگین کمیت دورهای
edge fillet weld جوش نواری دورهای
cyclical stock check کنترل موجودی دورهای
peripheral دورهای وابسته به محیط
secular دورهای غیر مذهبی دنیائی
demagnetizing turns of armature دورهای مغناطیس زدای ارمیچر
r.m.s. value of a periodic quantity جذر متوسط مربعهای کمیتهای دورهای
lacustrine animals دورهای که روی دریاچه هاخانه می ساختند
antisubmarine support پشتیبانی از عملیات ضدزیردریایی پشتیبانی ضدزیردریایی
periodicals مجلاتی که بصورت دورهای ماهانه سه ماهه سالانه و ... منتشر میشوند
air distant support پشتیبانی هوایی دور پشتیبانی هوایی از راه دور
afloat support پشتیبانی
in support of در پشتیبانی
in support of در پشتیبانی از
protection پشتیبانی
patronage پشتیبانی
backing پشتیبانی
support پشتیبانی
storeship ناو پشتیبانی
service support پشتیبانی خدمات
propugn پشتیبانی کردن از
PRI پشتیبانی کنند
play up to پشتیبانی کردن از
logistic support پشتیبانی لجستیکی
backup پشتیبانی کردن
supply support پشتیبانی تدارکات
support command فرماندهی پشتیبانی
aiding پشتیبانی کردن
aided پشتیبانی کردن
archival backup پشتیبانی بایگانی
area support پشتیبانی منطقه
support brigade تیپ پشتیبانی
supply support پشتیبانی اماد
support command یکان پشتیبانی
nonsupport عدم پشتیبانی
naval support پشتیبانی دریایی
close support پشتیبانی نزدیک
direct support پشتیبانی مستقیم
general support پشتیبانی عمومی
back-up پشتیبانی یا کمک
geo deu reo پشتیبانی کننده
support پشتیبانی کردن
global backup پشتیبانی کلی
corrective maintenance پشتیبانی اصلاحی
back up پشتیبانی یا کمک
logistic support پشتیبانی تدارکاتی
maintenance support پشتیبانی نگهداری
combat support پشتیبانی رزمی
maintenance support پشتیبانی تعمیراتی
aid پشتیبانی کردن
memory protection پشتیبانی ازحافظه
fire support پشتیبانی اتش
support program برنامه پشتیبانی
maintained پشتیبانی کردن
to agitate [for] پشتیبانی کردن
championed پشتیبانی کردن
championing پشتیبانی کردن
champions پشتیبانی کردن
vindicating پشتیبانی کردن از
vindicates پشتیبانی کردن از
vindicate پشتیبانی کردن از
maintain پشتیبانی کردن
countenancing پشتیبانی کردن
countenances پشتیبانی کردن
countenanced پشتیبانی کردن
countenance پشتیبانی کردن
maintains پشتیبانی کردن
vindicated پشتیبانی کردن از
champion پشتیبانی کردن
tactical support پشتیبانی رزمی
technical support پشتیبانی فنی
tower of strength <idiom> پشتیبانی محکم
sustaining پشتیبانی کننده
supporting distance مسافت پشتیبانی
support programs برنامههای پشتیبانی
rallied پشتیبانی کردن
rallies پشتیبانی کردن
rally پشتیبانی کردن
supporting تقویت پشتیبانی
air support پشتیبانی هوایی
fire support base پایگاه پشتیبانی اتش
fire support base مبنای پشتیبانی اتش
remote servicing پشتیبانی از راه دور
field service پشتیبانی سرویس رزمی
remote maintenance پشتیبانی از راه دور
tape backup unit دستگاه پشتیبانی نوار
fire support sector منطقه پشتیبانی اتش
supporting range برد پشتیبانی سلاحها
to bolster somebody up از کسی پشتیبانی کردن
to back somebody up از کسی پشتیبانی کردن
to get behind somebody از کسی پشتیبانی کردن
general support یکان پشتیبانی عمومی
combat support arms رسته پشتیبانی رزمی
deep air support پشتیبانی هوایی دور
decision support system سیستم پشتیبانی تصمیم
fire support element عنصر پشتیبانی اتش
combat support troops عدههای پشتیبانی رزمی
close air support پشتیبانی هوایی نزدیک
ancillary facilities تاسیسات پشتیبانی تقویتی تاسیسات تقویتی پشتیبانی
ancestral file سیستم پشتیبانی فایل ها
afloat support پشتیبانی لجستیکی در روی آب
combat support troops یکانهای پشتیبانی رزمی
aerial fire support پشتیبانی اتش هوایی
supported یکان پشتیبانی شده
combat support arms یکان پشتیبانی رزمی
combat service support پشتیبانی خدمات رزمی
processes و وسایل کنترل و پشتیبانی
deep supporting fire اتش پشتیبانی در عمق
close support mission ماموریت پشتیبانی نزدیک
direct support unit یکان پشتیبانی مستقیم
division support command فرماندهی پشتیبانی لشگر
direct support پشتیبانی مستقیم کردن
prop نگهداشتن پشتیبانی کردن
beach support area منطقه پشتیبانی ساحلی
propping نگهداشتن پشتیبانی کردن
process و وسایل کنترل و پشتیبانی
area support command فرماندهی پشتیبانی منطقه
deep supporting fire اتش پشتیبانی عمیق
division support area منطقه پشتیبانی لشگر
propped نگهداشتن پشتیبانی کردن
cambridge equation نشان میدهند . یعنی پول واقعی برابراست با طول متوسط دورهای که هر واحدپول بین دو معامله نگهداری میشود ضرب در درامد واقعی K =
mission call درخواست پشتیبانی هوایی کردن
airmobile support party گروه پشتیبانی از عملیات هوارو
naval support یکان پشتیبانی کننده دریایی
close covering group ناو گروه پشتیبانی نزدیک
supporting weapons جنگ افزارهای پشتیبانی کننده
direct air support center مرکز پشتیبانی مستقیم هوایی
fire support coordinator هماهنگ کنند پشتیبانی اتش
fire support element عنصرهماهنگ کننده پشتیبانی اتش
Thank you for your support با تشکر برای پشتیبانی شما.
hard disk backup program برنامه پشتیبانی دیسک سخت
populism پشتیبانی از حزب مردم درامریکا
fanned کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
fan کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
fire support group ناو گروه پشتیبانی اتش دریایی
supporting range شعاع عمل یکانهای پشتیبانی کننده
fanning کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
fans کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
file maintenaee اصلاح و نگهداری پرونده پشتیبانی فایل
autotransformer ترانسفورماتوری با یک سیم پیچ که بوسیله یک لغزنده کربنی تعدادی از دورهای سیم پیچ را بعنوان ثانویه جدامیکند
contingency support stocks اقلام ذخیره برای پشتیبانی عملیات احتمالی
back up اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
back-up اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
satellization تحت پشتیبانی لجستیکی ومالی قرار دادن
joint servicing دفتر خدمات و پشتیبانی مشترک از نیروهای مسلح
break off فرمان قطع تک در عملیات پشتیبانی نزدیک هوایی
multi user system سیستم کامپیوتری که در هر لحظه بیشتر از یک کاربر را پشتیبانی میکند
MCA بیتی است که وسایل نگهدارنده باس را پشتیبانی میکند
underpinned پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpins پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
back level نمونه اولیه محصول که ممکن است توابعی را پشتیبانی نکند
feet dry هواپیمای رهگیر یا مامور پشتیبانی مستقیم روی منطقه است
underpin پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
mobile employment استفاده از توپخانه پدافندهوایی در نقش پشتیبانی ستونهای متحرک زمینی
multifinder گونهای از Apple Macintosh Finder که چند کاره بودن را پشتیبانی میکند
protect یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
protecting یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
protects یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
cascaded star روش گره ها در شبکه با توپولوژی ستاره با بیش از یک hub که در صورت مشکل پشتیبانی از آن ایجاد میکند
mainframe computer سیستم کامپیوتری قوی که میتواند حافظه با فرفیت بالا را هدایت کند و نیز وسایل پشتیبانی را
netware که در محدوده سخت افزاری اجرا میشود و اشتراک فایل و چاپ و برنامههای server-diaf را پشتیبانی میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com