Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
tower of strength
<idiom>
پشتیبانی محکم
Other Matches
support command
فرمانده پشتیبانی یکان مسئول پشتیبانی
fire support coordination
هماهنگ کردن پشتیبانی اتش تطبیق پشتیبانی اتش
brace
بابست محکم کردن محکم بستن
braced
بابست محکم کردن محکم بستن
supporting arms
نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
combat airlift support
پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
intersectional service
قسمت پشتیبانی داخل منطقه مواصلات یکان پشتیبانی منطقه مواصلات
antisubmarine support
پشتیبانی از عملیات ضدزیردریایی پشتیبانی ضدزیردریایی
air distant support
پشتیبانی هوایی دور پشتیبانی هوایی از راه دور
afloat support
پشتیبانی
protection
پشتیبانی
backing
پشتیبانی
support
پشتیبانی
in support of
در پشتیبانی
patronage
پشتیبانی
in support of
در پشتیبانی از
logistic support
پشتیبانی لجستیکی
archival backup
پشتیبانی بایگانی
area support
پشتیبانی منطقه
backup
پشتیبانی کردن
logistic support
پشتیبانی تدارکاتی
close support
پشتیبانی نزدیک
general support
پشتیبانی عمومی
geo deu reo
پشتیبانی کننده
back up
پشتیبانی یا کمک
back-up
پشتیبانی یا کمک
direct support
پشتیبانی مستقیم
corrective maintenance
پشتیبانی اصلاحی
global backup
پشتیبانی کلی
combat support
پشتیبانی رزمی
fire support
پشتیبانی اتش
champions
پشتیبانی کردن
championing
پشتیبانی کردن
championed
پشتیبانی کردن
champion
پشتیبانی کردن
rally
پشتیبانی کردن
rallies
پشتیبانی کردن
rallied
پشتیبانی کردن
aiding
پشتیبانی کردن
aided
پشتیبانی کردن
aid
پشتیبانی کردن
support
پشتیبانی کردن
maintain
پشتیبانی کردن
maintained
پشتیبانی کردن
vindicate
پشتیبانی کردن از
sustaining
پشتیبانی کننده
supporting
تقویت پشتیبانی
vindicating
پشتیبانی کردن از
vindicates
پشتیبانی کردن از
vindicated
پشتیبانی کردن از
countenancing
پشتیبانی کردن
countenances
پشتیبانی کردن
countenanced
پشتیبانی کردن
countenance
پشتیبانی کردن
maintains
پشتیبانی کردن
air support
پشتیبانی هوایی
maintenance support
پشتیبانی نگهداری
support command
فرماندهی پشتیبانی
play up to
پشتیبانی کردن از
supporting distance
مسافت پشتیبانی
PRI
پشتیبانی کنند
propugn
پشتیبانی کردن از
service support
پشتیبانی خدمات
storeship
ناو پشتیبانی
support programs
برنامههای پشتیبانی
support program
برنامه پشتیبانی
supply support
پشتیبانی اماد
support command
یکان پشتیبانی
timed backup
پشتیبانی دورهای
support brigade
تیپ پشتیبانی
technical support
پشتیبانی فنی
memory protection
پشتیبانی ازحافظه
naval support
پشتیبانی دریایی
tactical support
پشتیبانی رزمی
nonsupport
عدم پشتیبانی
supply support
پشتیبانی تدارکات
maintenance support
پشتیبانی تعمیراتی
to agitate
[for]
پشتیبانی کردن
supported
یکان پشتیبانی شده
combat service support
پشتیبانی خدمات رزمی
remote servicing
پشتیبانی از راه دور
close support mission
ماموریت پشتیبانی نزدیک
processes
و وسایل کنترل و پشتیبانی
close air support
پشتیبانی هوایی نزدیک
beach support area
منطقه پشتیبانی ساحلی
prop
نگهداشتن پشتیبانی کردن
propped
نگهداشتن پشتیبانی کردن
supporting range
برد پشتیبانی سلاحها
propping
نگهداشتن پشتیبانی کردن
process
و وسایل کنترل و پشتیبانی
afloat support
پشتیبانی لجستیکی در روی آب
aerial fire support
پشتیبانی اتش هوایی
ancestral file
سیستم پشتیبانی فایل ها
ancillary facilities
تاسیسات پشتیبانی تقویتی تاسیسات تقویتی پشتیبانی
tape backup unit
دستگاه پشتیبانی نوار
area support command
فرماندهی پشتیبانی منطقه
combat support arms
رسته پشتیبانی رزمی
combat support troops
یکانهای پشتیبانی رزمی
combat support arms
یکان پشتیبانی رزمی
to back somebody up
از کسی پشتیبانی کردن
to get behind somebody
از کسی پشتیبانی کردن
fire support base
مبنای پشتیبانی اتش
fire support base
پایگاه پشتیبانی اتش
fire support element
عنصر پشتیبانی اتش
fire support sector
منطقه پشتیبانی اتش
general support
یکان پشتیبانی عمومی
to bolster somebody up
از کسی پشتیبانی کردن
remote maintenance
پشتیبانی از راه دور
field service
پشتیبانی سرویس رزمی
division support command
فرماندهی پشتیبانی لشگر
decision support system
سیستم پشتیبانی تصمیم
deep air support
پشتیبانی هوایی دور
deep supporting fire
اتش پشتیبانی در عمق
deep supporting fire
اتش پشتیبانی عمیق
direct support
پشتیبانی مستقیم کردن
direct support unit
یکان پشتیبانی مستقیم
division support area
منطقه پشتیبانی لشگر
combat support troops
عدههای پشتیبانی رزمی
populism
پشتیبانی از حزب مردم درامریکا
naval support
یکان پشتیبانی کننده دریایی
direct air support center
مرکز پشتیبانی مستقیم هوایی
mission call
درخواست پشتیبانی هوایی کردن
close covering group
ناو گروه پشتیبانی نزدیک
Thank you for your support
با تشکر برای پشتیبانی شما.
hard disk backup program
برنامه پشتیبانی دیسک سخت
fire support coordinator
هماهنگ کنند پشتیبانی اتش
airmobile support party
گروه پشتیبانی از عملیات هوارو
supporting weapons
جنگ افزارهای پشتیبانی کننده
fire support element
عنصرهماهنگ کننده پشتیبانی اتش
supporting range
شعاع عمل یکانهای پشتیبانی کننده
file maintenaee
اصلاح و نگهداری پرونده پشتیبانی فایل
fire support group
ناو گروه پشتیبانی اتش دریایی
fanned
کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
fan
کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
fans
کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
fanning
کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
back up
اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
joint servicing
دفتر خدمات و پشتیبانی مشترک از نیروهای مسلح
back-up
اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
contingency support stocks
اقلام ذخیره برای پشتیبانی عملیات احتمالی
break off
فرمان قطع تک در عملیات پشتیبانی نزدیک هوایی
satellization
تحت پشتیبانی لجستیکی ومالی قرار دادن
MCA
بیتی است که وسایل نگهدارنده باس را پشتیبانی میکند
multi user system
سیستم کامپیوتری که در هر لحظه بیشتر از یک کاربر را پشتیبانی میکند
mobile employment
استفاده از توپخانه پدافندهوایی در نقش پشتیبانی ستونهای متحرک زمینی
underpin
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpinned
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpins
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
back level
نمونه اولیه محصول که ممکن است توابعی را پشتیبانی نکند
feet dry
هواپیمای رهگیر یا مامور پشتیبانی مستقیم روی منطقه است
multifinder
گونهای از Apple Macintosh Finder که چند کاره بودن را پشتیبانی میکند
protect
یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
protecting
یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
protects
یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
frozen
محکم
rigid
محکم
tight coupling
محکم
sturdier
محکم
definite
محکم
chock
محکم
to hold fast
محکم
adamantine
محکم
kills
محکم
well set
محکم
deep-set
محکم
four-square
محکم
tenacious
محکم
stable
محکم
foursquare
محکم
sturdy
محکم
sturdiest
محکم
i have a secure grasp of it
محکم
taut
محکم
buffs
محکم
buff
محکم
secures
محکم
secure
محکم
pucka
محکم
pukka
محکم
kill
محکم
stables
محکم
toughest
محکم
tougher
محکم
solids
محکم
steady
محکم
steadiest
محکم
steadies
محکم
definite
<adj.>
محکم
steadying
محکم
tight
محکم
tightly
محکم
tightly-
محکم
undeviating
<adj.>
محکم
consolidated
محکم
unswerving
<adj.>
محکم
tighter
محکم
solid
محکم
tightest
محکم
steadied
محکم
decisive
محکم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com