Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (11 milliseconds)
English
Persian
area support
پشتیبانی منطقه
Search result with all words
area support command
فرماندهی پشتیبانی منطقه
beach support area
منطقه پشتیبانی ساحلی
division support area
منطقه پشتیبانی لشگر
feet dry
هواپیمای رهگیر یا مامور پشتیبانی مستقیم روی منطقه است
fire support sector
منطقه پشتیبانی اتش
intersectional service
قسمت پشتیبانی داخل منطقه مواصلات یکان پشتیبانی منطقه مواصلات
secondary landing
منطقه پیاده شدن فرعی برای پشتیبانی از عملیات پیاده شدن اصلی
Other Matches
support command
فرمانده پشتیبانی یکان مسئول پشتیبانی
drop zone
منطقه پرش منطقه بارریزی منطقه ریزش
fire support coordination
هماهنگ کردن پشتیبانی اتش تطبیق پشتیبانی اتش
damage area
منطقه تولید خطر مین منطقه خسارت منطقه خطر
submarine havens
منطقه عبور در عملیات غیررزمی زیردریایی منطقه اموزشی زیردریایی درمنطقه غیررزمی منطقه محدوده تامینی اطراف زیردریایی
sanctuaries
منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
sanctuary
منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
run up area
منطقه ازمایش موتورهواپیما قبل از پرواز منطقه در جا زدن
area of military significant fallout
منطقه الودگی شدید به موادرادیواکتیو منطقه ریزش شدیداتمی
airspace reservation
منطقه پرواز مخصوص درفضای هوایی منطقه پروازمخصوص
service area
منطقه تعمیر و نگهداری منطقه عقب یکانهای نظامی
landing area
منطقه نشستن هواپیما منطقه پیاده شدن به ساحل
staging area
منطقه بارگیری پرسنل و وسایل دربین راه منطقه سوخت گیری و اماده شدن برای پرواز
prohibited area
منطقه ممنوعه هوایی منطقه حفافت شده
grid zone
منطقه شبکه بندی نقشه منطقه نقشهای
leave area
منطقه استراحت پرسنل درپشت منطقه مواصلات
haven submarine
منطقه امن زیردریایی منطقه تامین زیردریاییها
polynia
منطقه یا جزیرهای از اب دریک منطقه وسیع یخ زده
supporting arms
نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
area oriented
بر مبنای خصوصیات منطقه با توجه به منطقه
concentration area
منطقه تمرکز عده ها منطقه تجمع
skid row
<idiom>
منطقه پایین شهر ،منطقه فقیرنشین
combat airlift support
پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
remotest
خارج از منطقه منطقه دورافتاده
crossing area
منطقه گذار منطقه پایاب
sector
منطقه عمل منطقه مسئولیت
sectors
منطقه عمل منطقه مسئولیت
remoter
خارج از منطقه منطقه دورافتاده
zone of fire
منطقه اتش منطقه تیراندازی
remote
خارج از منطقه منطقه دورافتاده
combat zone
منطقه رزمی منطقه نبرد
kill area
منطقه خطر منطقه تلفات
tropopause
منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
antisubmarine support
پشتیبانی از عملیات ضدزیردریایی پشتیبانی ضدزیردریایی
ranging
تجسس کردن منطقه هدف با هواپیما یا گشت زنی در منطقه هدف
holding area
منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
motif
گلی خاص در زمینه فرش
[این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
comparative cover
پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
axial route
مسیر طولی منطقه عقب جاده طولی منطقه مواصلات
demolition target
منطقه تخریب منطقه در نظر گرفته شده برای تخریب
line crosser
فراری از منطقه دشمن به خطوط خودی نفوذکننده به منطقه خودی
clandestine assembly area
منطقه تجمع قوای زیرزمینی منطقه تجمع نیروی پنهانی
defense coastal area
منطقه ساحلی مورد پدافند منطقه پدافندی ساحلی
separation zone
منطقه واسطه حد فاصل یکانها منطقه جداسازی یکانها
demolition guard
نگهبان منطقه تخریب مسئول حفافت منطقه تخریب
demilitarization
تشکیل منطقه بی طرف تشکیل منطقه غیر نظامی
launching area
منطقه شروع پرواز منطقه شروع عملیات اب خاکی
airspace prohibited area
منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی
island bases
پایگاههای داخل منطقه پدافندی هوایی پایگاهی داخل منطقه حیاتی پایگاههای جزیرهای دریایی
sweep
تجسس منطقه با رادار مین روبی کردن پاک کردن منطقه عملیات پاک سازی
air distant support
پشتیبانی هوایی دور پشتیبانی هوایی از راه دور
islands
منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
island
منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
afloat support
پشتیبانی
backing
پشتیبانی
patronage
پشتیبانی
protection
پشتیبانی
support
پشتیبانی
in support of
در پشتیبانی
in support of
در پشتیبانی از
champion
پشتیبانی کردن
technical support
پشتیبانی فنی
championed
پشتیبانی کردن
maintains
پشتیبانی کردن
championing
پشتیبانی کردن
maintained
پشتیبانی کردن
champions
پشتیبانی کردن
maintain
پشتیبانی کردن
rally
پشتیبانی کردن
rallies
پشتیبانی کردن
global backup
پشتیبانی کلی
vindicate
پشتیبانی کردن از
direct support
پشتیبانی مستقیم
air support
پشتیبانی هوایی
timed backup
پشتیبانی دورهای
combat support
پشتیبانی رزمی
aiding
پشتیبانی کردن
rallied
پشتیبانی کردن
countenance
پشتیبانی کردن
countenanced
پشتیبانی کردن
naval support
پشتیبانی دریایی
supply support
پشتیبانی تدارکات
backup
پشتیبانی کردن
sustaining
پشتیبانی کننده
storeship
ناو پشتیبانی
to agitate
[for]
پشتیبانی کردن
supporting
تقویت پشتیبانی
service support
پشتیبانی خدمات
support brigade
تیپ پشتیبانی
support command
فرماندهی پشتیبانی
countenances
پشتیبانی کردن
countenancing
پشتیبانی کردن
tactical support
پشتیبانی رزمی
vindicated
پشتیبانی کردن از
vindicates
پشتیبانی کردن از
vindicating
پشتیبانی کردن از
supporting distance
مسافت پشتیبانی
support programs
برنامههای پشتیبانی
support program
برنامه پشتیبانی
memory protection
پشتیبانی ازحافظه
support command
یکان پشتیبانی
corrective maintenance
پشتیبانی اصلاحی
aided
پشتیبانی کردن
aid
پشتیبانی کردن
nonsupport
عدم پشتیبانی
play up to
پشتیبانی کردن از
supply support
پشتیبانی اماد
general support
پشتیبانی عمومی
maintenance support
پشتیبانی نگهداری
tower of strength
<idiom>
پشتیبانی محکم
propugn
پشتیبانی کردن از
maintenance support
پشتیبانی تعمیراتی
support
پشتیبانی کردن
logistic support
پشتیبانی لجستیکی
fire support
پشتیبانی اتش
geo deu reo
پشتیبانی کننده
archival backup
پشتیبانی بایگانی
logistic support
پشتیبانی تدارکاتی
PRI
پشتیبانی کنند
back-up
پشتیبانی یا کمک
back up
پشتیبانی یا کمک
close support
پشتیبانی نزدیک
area of operational interest
منطقه مورد توجه عملیاتی منطقه مورد نظر عملیاتی
area assessment
ارزیابی اطلاعاتی منطقه عملیات ارزیابی منطقه ازنظر اطلاعاتی
air defense action area
منطقه پوشش پدافند هوایی منطقه عمل پدافند هوایی
ancestral file
سیستم پشتیبانی فایل ها
prop
نگهداشتن پشتیبانی کردن
ancillary facilities
تاسیسات پشتیبانی تقویتی تاسیسات تقویتی پشتیبانی
propped
نگهداشتن پشتیبانی کردن
supporting range
برد پشتیبانی سلاحها
fire support element
عنصر پشتیبانی اتش
propping
نگهداشتن پشتیبانی کردن
direct support unit
یکان پشتیبانی مستقیم
remote maintenance
پشتیبانی از راه دور
afloat support
پشتیبانی لجستیکی در روی آب
combat support troops
یکانهای پشتیبانی رزمی
fire support base
پایگاه پشتیبانی اتش
close support mission
ماموریت پشتیبانی نزدیک
combat service support
پشتیبانی خدمات رزمی
general support
یکان پشتیبانی عمومی
direct support
پشتیبانی مستقیم کردن
to bolster somebody up
از کسی پشتیبانی کردن
aerial fire support
پشتیبانی اتش هوایی
remote servicing
پشتیبانی از راه دور
combat support troops
عدههای پشتیبانی رزمی
close air support
پشتیبانی هوایی نزدیک
tape backup unit
دستگاه پشتیبانی نوار
process
و وسایل کنترل و پشتیبانی
fire support base
مبنای پشتیبانی اتش
processes
و وسایل کنترل و پشتیبانی
combat support arms
رسته پشتیبانی رزمی
to get behind somebody
از کسی پشتیبانی کردن
division support command
فرماندهی پشتیبانی لشگر
to back somebody up
از کسی پشتیبانی کردن
supported
یکان پشتیبانی شده
decision support system
سیستم پشتیبانی تصمیم
deep supporting fire
اتش پشتیبانی عمیق
combat support arms
یکان پشتیبانی رزمی
deep supporting fire
اتش پشتیبانی در عمق
deep air support
پشتیبانی هوایی دور
field service
پشتیبانی سرویس رزمی
air surface zone
منطقه عملیات هوادریایی منطقه تک هوادریایی
fire support coordinator
هماهنگ کنند پشتیبانی اتش
fire support element
عنصرهماهنگ کننده پشتیبانی اتش
mission call
درخواست پشتیبانی هوایی کردن
populism
پشتیبانی از حزب مردم درامریکا
Thank you for your support
با تشکر برای پشتیبانی شما.
airmobile support party
گروه پشتیبانی از عملیات هوارو
naval support
یکان پشتیبانی کننده دریایی
supporting weapons
جنگ افزارهای پشتیبانی کننده
direct air support center
مرکز پشتیبانی مستقیم هوایی
hard disk backup program
برنامه پشتیبانی دیسک سخت
close covering group
ناو گروه پشتیبانی نزدیک
fans
کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
fire support group
ناو گروه پشتیبانی اتش دریایی
fanning
کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
file maintenaee
اصلاح و نگهداری پرونده پشتیبانی فایل
supporting range
شعاع عمل یکانهای پشتیبانی کننده
fan
کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
fanned
کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
break off
فرمان قطع تک در عملیات پشتیبانی نزدیک هوایی
contingency support stocks
اقلام ذخیره برای پشتیبانی عملیات احتمالی
satellization
تحت پشتیبانی لجستیکی ومالی قرار دادن
back-up
اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
joint servicing
دفتر خدمات و پشتیبانی مشترک از نیروهای مسلح
back up
اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
multi user system
سیستم کامپیوتری که در هر لحظه بیشتر از یک کاربر را پشتیبانی میکند
MCA
بیتی است که وسایل نگهدارنده باس را پشتیبانی میکند
underpins
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpin
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
back level
نمونه اولیه محصول که ممکن است توابعی را پشتیبانی نکند
underpinned
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
mobile employment
استفاده از توپخانه پدافندهوایی در نقش پشتیبانی ستونهای متحرک زمینی
multifinder
گونهای از Apple Macintosh Finder که چند کاره بودن را پشتیبانی میکند
protect
یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
protecting
یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
protects
یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
aerospace projection operations
عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
cascaded star
روش گره ها در شبکه با توپولوژی ستاره با بیش از یک hub که در صورت مشکل پشتیبانی از آن ایجاد میکند
mainframe computer
سیستم کامپیوتری قوی که میتواند حافظه با فرفیت بالا را هدایت کند و نیز وسایل پشتیبانی را
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com