English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English Persian
PRI پشتیبانی کنند
Search result with all words
primary که کانالهای B جداگانه را که میتواند ارسال سیگنال و کنترل پاس چند کیلوبایت در ثانیه را که روی کانال D ارسال می کنند را پشتیبانی کند
fire support coordinator هماهنگ کنند پشتیبانی اتش
Other Matches
support command فرمانده پشتیبانی یکان مسئول پشتیبانی
to provoke somebody until a row breaks out <idiom> کسی را اینقدر اذیت کنند که شروع کنند به دعوی و پرخاش
multiprocessor تعداد واحدهای پردازش که با هم یا جداگانه کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
multiprocessing system سیستمی که چندین واحد پردازنده به هم کار می کنند ولی یک فضای حافظه را اشتراکی استفاده می کنند
noncompatibility دو یا چند سخت افزار که نمیتوانند داده رد و بدل کنند یا از وسیله جانبی یکسان استفاده کنند
When brothers quarrel, only fools believe. <proverb> برادران جنگ کنند ابلهان باور کنند.
mode حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
modes حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
fire support coordination هماهنگ کردن پشتیبانی اتش تطبیق پشتیبانی اتش
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
collision detection پروتکل ارتباطات شبکهای که مانع ارسال همزمان از دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و سپس ارسال کنند
intersectional service قسمت پشتیبانی داخل منطقه مواصلات یکان پشتیبانی منطقه مواصلات
combat airlift support پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
CSMA CD پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود
MMU مدارهای منط قی الکترونیکی که سیگنالهای تنظیم حافظه تولید می کنند و تط بیق آدرس حافظه مجازی به محلهای حافظه فیزیکی را کنترل می کنند. MMU در قطعه پردازنده مجتمع شده است
antisubmarine support پشتیبانی از عملیات ضدزیردریایی پشتیبانی ضدزیردریایی
companding دو فرآیندی که داده را پیش از ارسال یا ذخیره فشرده می کنند و سپس داده فشرده را به صورت اولیه ذخیره می کنند
air distant support پشتیبانی هوایی دور پشتیبانی هوایی از راه دور
afloat support پشتیبانی
patronage پشتیبانی
in support of در پشتیبانی
in support of در پشتیبانی از
support پشتیبانی
protection پشتیبانی
backing پشتیبانی
championed پشتیبانی کردن
rallies پشتیبانی کردن
championing پشتیبانی کردن
supporting distance مسافت پشتیبانی
champions پشتیبانی کردن
support command فرماندهی پشتیبانی
support brigade تیپ پشتیبانی
supply support پشتیبانی اماد
maintain پشتیبانی کردن
maintained پشتیبانی کردن
maintains پشتیبانی کردن
tower of strength <idiom> پشتیبانی محکم
champion پشتیبانی کردن
support programs برنامههای پشتیبانی
technical support پشتیبانی فنی
support program برنامه پشتیبانی
aiding پشتیبانی کردن
support command یکان پشتیبانی
aided پشتیبانی کردن
timed backup پشتیبانی دورهای
tactical support پشتیبانی رزمی
rallied پشتیبانی کردن
support پشتیبانی کردن
rally پشتیبانی کردن
countenance پشتیبانی کردن
countenanced پشتیبانی کردن
countenances پشتیبانی کردن
area support پشتیبانی منطقه
backup پشتیبانی کردن
memory protection پشتیبانی ازحافظه
close support پشتیبانی نزدیک
combat support پشتیبانی رزمی
maintenance support پشتیبانی تعمیراتی
maintenance support پشتیبانی نگهداری
corrective maintenance پشتیبانی اصلاحی
logistic support پشتیبانی تدارکاتی
logistic support پشتیبانی لجستیکی
direct support پشتیبانی مستقیم
fire support پشتیبانی اتش
general support پشتیبانی عمومی
geo deu reo پشتیبانی کننده
archival backup پشتیبانی بایگانی
naval support پشتیبانی دریایی
countenancing پشتیبانی کردن
vindicate پشتیبانی کردن از
vindicated پشتیبانی کردن از
vindicates پشتیبانی کردن از
vindicating پشتیبانی کردن از
supply support پشتیبانی تدارکات
storeship ناو پشتیبانی
service support پشتیبانی خدمات
propugn پشتیبانی کردن از
play up to پشتیبانی کردن از
aid پشتیبانی کردن
supporting تقویت پشتیبانی
nonsupport عدم پشتیبانی
sustaining پشتیبانی کننده
air support پشتیبانی هوایی
global backup پشتیبانی کلی
back-up پشتیبانی یا کمک
to agitate [for] پشتیبانی کردن
back up پشتیبانی یا کمک
to bolster somebody up از کسی پشتیبانی کردن
to get behind somebody از کسی پشتیبانی کردن
fire support element عنصر پشتیبانی اتش
fire support sector منطقه پشتیبانی اتش
to back somebody up از کسی پشتیبانی کردن
decision support system سیستم پشتیبانی تصمیم
fire support base پایگاه پشتیبانی اتش
division support command فرماندهی پشتیبانی لشگر
division support area منطقه پشتیبانی لشگر
tape backup unit دستگاه پشتیبانی نوار
direct support unit یکان پشتیبانی مستقیم
deep supporting fire اتش پشتیبانی عمیق
direct support پشتیبانی مستقیم کردن
supporting range برد پشتیبانی سلاحها
fire support base مبنای پشتیبانی اتش
deep supporting fire اتش پشتیبانی در عمق
field service پشتیبانی سرویس رزمی
remote maintenance پشتیبانی از راه دور
general support یکان پشتیبانی عمومی
propped نگهداشتن پشتیبانی کردن
propping نگهداشتن پشتیبانی کردن
beach support area منطقه پشتیبانی ساحلی
process و وسایل کنترل و پشتیبانی
area support command فرماندهی پشتیبانی منطقه
processes و وسایل کنترل و پشتیبانی
supported یکان پشتیبانی شده
aerial fire support پشتیبانی اتش هوایی
afloat support پشتیبانی لجستیکی در روی آب
ancillary facilities تاسیسات پشتیبانی تقویتی تاسیسات تقویتی پشتیبانی
prop نگهداشتن پشتیبانی کردن
close air support پشتیبانی هوایی نزدیک
ancestral file سیستم پشتیبانی فایل ها
combat support troops عدههای پشتیبانی رزمی
combat support troops یکانهای پشتیبانی رزمی
deep air support پشتیبانی هوایی دور
combat support arms رسته پشتیبانی رزمی
combat support arms یکان پشتیبانی رزمی
combat service support پشتیبانی خدمات رزمی
remote servicing پشتیبانی از راه دور
close support mission ماموریت پشتیبانی نزدیک
populism پشتیبانی از حزب مردم درامریکا
Thank you for your support با تشکر برای پشتیبانی شما.
airmobile support party گروه پشتیبانی از عملیات هوارو
naval support یکان پشتیبانی کننده دریایی
mission call درخواست پشتیبانی هوایی کردن
direct air support center مرکز پشتیبانی مستقیم هوایی
close covering group ناو گروه پشتیبانی نزدیک
hard disk backup program برنامه پشتیبانی دیسک سخت
fire support element عنصرهماهنگ کننده پشتیبانی اتش
supporting weapons جنگ افزارهای پشتیبانی کننده
fans کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
fan کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
fanned کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
fire support group ناو گروه پشتیبانی اتش دریایی
fanning کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
supporting range شعاع عمل یکانهای پشتیبانی کننده
file maintenaee اصلاح و نگهداری پرونده پشتیبانی فایل
satellization تحت پشتیبانی لجستیکی ومالی قرار دادن
back-up اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
back up اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
contingency support stocks اقلام ذخیره برای پشتیبانی عملیات احتمالی
break off فرمان قطع تک در عملیات پشتیبانی نزدیک هوایی
joint servicing دفتر خدمات و پشتیبانی مشترک از نیروهای مسلح
MCA بیتی است که وسایل نگهدارنده باس را پشتیبانی میکند
multi user system سیستم کامپیوتری که در هر لحظه بیشتر از یک کاربر را پشتیبانی میکند
underpinned پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpin پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpins پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
feet dry هواپیمای رهگیر یا مامور پشتیبانی مستقیم روی منطقه است
back level نمونه اولیه محصول که ممکن است توابعی را پشتیبانی نکند
mobile employment استفاده از توپخانه پدافندهوایی در نقش پشتیبانی ستونهای متحرک زمینی
multifinder گونهای از Apple Macintosh Finder که چند کاره بودن را پشتیبانی میکند
protect یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
protecting یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
protects یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
he is well spoken of از او تعریف می کنند
they mingle their tears با هم گریه می کنند
he warned them to obey اطاعت کنند
cascaded star روش گره ها در شبکه با توپولوژی ستاره با بیش از یک hub که در صورت مشکل پشتیبانی از آن ایجاد میکند
mainframe computer سیستم کامپیوتری قوی که میتواند حافظه با فرفیت بالا را هدایت کند و نیز وسایل پشتیبانی را
My feet hurt. پاهایم درد می کنند.
i hear him complain میشنوم که شکایت می کنند
compatible با هم درست کار می کنند
they make much noise خیلی صدا می کنند
Murray code - بیت استفاده می کنند
charnel house مردگان راتوده می کنند
had it trans ted بدهید ترجمه کنند
they make much noise زیاد شلوق می کنند
they dispute about nothing درسرهیچ نزاع می کنند
daisy chain سومین را و... فراخوانی می کنند
the trumpets blows شیپورها صدا می کنند
netware که در محدوده سخت افزاری اجرا میشود و اشتراک فایل و چاپ و برنامههای server-diaf را پشتیبانی میکند
watch pocket جا ساعتی که به رختخواب اویزان کنند
knife board میزی که روی ان کاردهاراپاک می کنند
screen coordinator هماهنگ کنند پوشش دریایی
They act after their kind. جنس خود رفتار می کنند.
they went to r. themselves رفتند که نامه نویسی کنند
they are in full retreat سخت عقب نشینی می کنند
the iron interest کسانی که در اهن کار می کنند
Those who agree,raise their hands. موافقین دستهایشان رابلند کنند
fillister رندهای که با ان کنش کاودرست کنند
nogging اجری که بان فواصلی را پرمی کنند
meat safe قفسه گوشت که باتورسیمی درست می کنند
tightropes طنابی که آکروباتها روی آن حرکت می کنند.
mealing table صفحهای که باروت را روی ان نرم می کنند
tandem وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
tandems وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
human machine interface حدی که در ان افراد با ماشین ها محاوره می کنند
the police are on his track مامورین شهربانی اورا دنبال می کنند
mud sill پایه تبر پی استوانهای که در گل فرو می کنند
numerical داده ذخیره شده کار می کنند
musette اهنگی که برای نی انبان درست می کنند
mouses که شما حرکت می دهید تنظیم می کنند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com