Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (15 milliseconds)
English
Persian
coarse wool
پشم درجه دو
Search result with all words
first-rate
درجه اول بسیار خوب
desirability
درجه اشتیاق
desirability
درجه تمایل شرایط مطلوب
temperature
درجه گرما
temperature
درجه حرارت دما
temperature
درجه حرارت
temperatures
درجه گرما
temperatures
درجه حرارت دما
temperatures
درجه حرارت
scale
درجه
scale
طبلک درجه
scale
میزان مقیاس درجه
scale
ستون درجه رسوب جدار داخلی دیگ بخارناو
scale
درجه بندی
prevalence
تفوق درجه شیوع
summit
اعلی درجه
summits
اعلی درجه
sighted
درجه دار
carat
درجه خلوص فلزات پربها
carats
درجه خلوص فلزات پربها
average
درجه عادی میانگین
averaged
درجه عادی میانگین
averages
درجه عادی میانگین
averaging
درجه عادی میانگین
volume
درجه صدا جلد
volumes
درجه صدا جلد
graduate
پیمانه درجه دار
graduate
درجه گرفتن
graduate
درجه دادن
graduate
درجه بندی کردن
graduates
پیمانه درجه دار
graduates
درجه گرفتن
graduates
درجه دادن
graduates
درجه بندی کردن
graduating
پیمانه درجه دار
graduating
درجه گرفتن
graduating
درجه دادن
graduating
درجه بندی کردن
prime
درجه یک اغاز
primed
درجه یک اغاز
primes
درجه یک اغاز
pitch
درجه
pitches
درجه
calibrate
درجه بندی
calibrated
درجه بندی
calibrates
درجه بندی
calibrating
درجه بندی
maximum
منتهی درجه بزرگترین
title
درجه
titles
درجه
pip
درجه سردوش
pipped
درجه سردوش
pipping
درجه سردوش
pips
درجه سردوش
high
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
highest
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
highs
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
rate
درجه بندی کردن
rate
درجه
rates
درجه بندی کردن
rates
درجه
void
از درجه اعتبار ساقط کردن
measure
درجه اقدام
measure
درجه مقیاس
second rate
درجه دو
second-rate
درجه دو
Fahrenheit
درجه حرارت فارنهایت
Fahrenheit
درجه فارنهایت
degradation
تنزل درجه
reefer
لباس دانشجویان و درجه داران نیروی دریایی یخچال
reefers
لباس دانشجویان و درجه داران نیروی دریایی یخچال
second
درجه دوم بودن دوم شدن
seconded
درجه دوم بودن دوم شدن
seconding
درجه دوم بودن دوم شدن
seconds
درجه دوم بودن دوم شدن
set
بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
sets
بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
setting up
بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
top
درجه یک
obtuse
منفرجه زاویه 09 تا 081 درجه
freezing point
درجه یخ بندان
freezing points
درجه یخ بندان
optimum
درجه لازم
temper
درجه سختی طبیعی حالت سختی بازپخت
tempered
درجه سختی طبیعی حالت سختی بازپخت
tempers
درجه سختی طبیعی حالت سختی بازپخت
zero
قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
zeroes
قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
zeros
قلق گیری کردن تنظیم درجه جنگ افزار
speed
درجه تندی
speeding
درجه تندی
speeds
درجه تندی
pointer
متصدی کنترل درجه توپ
pointers
متصدی کنترل درجه توپ
gradient
درصد شیب میزان تغییر درجه حرارت یافشار هوا
gradients
درصد شیب میزان تغییر درجه حرارت یافشار هوا
crest
بالاترین درجه
crest
به بالاترین درجه رسیدن
cresting
بالاترین درجه
cresting
به بالاترین درجه رسیدن
Other Matches
beam attack
تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
shoulder patch
درجه روی بازوی درجه داران
elevation indicator
صفحه مدرج درجه طبلک درجه
sighting bar
ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
superelevation
درجه ارتفاع درجه بلندی
third class
درجه سوم بلیط درجه 3
third-class
درجه سوم بلیط درجه 3
sighting leaf
ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
brevet
درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
division police petty officer
درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
master at arms
درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
nobby
درجه یک
elevation
درجه
tophole
درجه یک
top hole
درجه یک
grades
درجه
grade
درجه
second class
درجه 2
first string
درجه یک
elevations
درجه
classy
درجه یک
first class
درجه یک
echelon
درجه
echelons
درجه
gauged
درجه
gauges
درجه
marks
درجه
copesetic
درجه یک
copacetic
درجه یک
scalage
درجه
run of the mine
بی درجه
gauge
درجه
low grade
کم درجه
kyu
درجه
chinical t.
درجه
clinical thermometer
درجه
gauge=gage
درجه
gauge glass
درجه اب
gage=gauge
درجه
gage
درجه
mark
درجه
just as well
<adv.>
به یک درجه
ranks
درجه
degrees
درجه
lengths
درجه
length
درجه
equally
<adv.>
به یک درجه
degree
درجه
rank
درجه
ranked
درجه
topnotch
درجه یک
third rate
درجه سه
aquastat
درجه
top-notch
درجه یک
slap-up
درجه یک
number one
درجه یک
high-class
درجه یک
proportions
درجه
proportion
درجه
second class
درجه دو
third-rate
درجه سه
ninths
درنهمین درجه
berates
خلع درجه
berated
خلع درجه
whither
بکدام درجه
berate
خلع درجه
confidence level
درجه اطمینان
ninth
درنهمین درجه
centigrade degree
درجه صدبخشی
degree of polymerization
درجه بسپارش
degree of dissociation
درجه تفکیک
degree of compaction
درجه تراکم
berating
خلع درجه
degree of crystalinity
درجه بلورینگی
degree of centralization
درجه تمرکز
degree of advancement
درجه پیشرفت
dan
درجه درکاراته
d.p
درجه بسپارش
degree of curve
درجه انحناء
third-rate
درجه سوم
degree of freedom
درجه ازادی
cope flask
درجه روئی
consistence
درجه غلظت
grading
درجه بندی
largely
تا درجه زیادی
third rate
درجه سوم
clump
درجه سردوشی
clumped
درجه سردوشی
clumping
درجه سردوشی
clumps
درجه سردوشی
fluidity
درجه سفتی
comparatives
درجه تفضیلی
comparative
درجه تفضیلی
graduation
درجه گرفتن
honorary
درجه افتخاری
graduation
درجه بندی
doctorate
درجه دکتری
doctorates
درجه دکتری
stair
مرتبه درجه
shade
درجه رنگ
shades
درجه رنگ
shadings
درجه رنگ
supremely
با علی درجه
puny
درجه پست
pinnacle
منتهی درجه
bar sight
ستون درجه
battle sight
درجه جنگی
battle sight
شکاف درجه
baume degree
درجه بومه
brick layer
بنای درجه دو
calibration
درجه بندی
bar sight
شکاف درجه
baccslavreate
درجه شوالیه
baccalaureate
درجه باشلیه
pinnacles
منتهی درجه
quantum
درجه میزان
consistency
درجه غلظت
adjustability
درجه انطباق
adjusted elevation
درجه تنظیمی
advancement in rating
ارتقاء درجه
angle of elevation
زاویه درجه
anti knock property
درجه اکتان
high grade
درجه اعلی
degree of precision
درجه دقت
summated ratings
مجموع درجه ها
tiptop
درجه اعلی
to take one's d.
درجه گرفتن
trial elevation
درجه ازمایشی
viscosity
درجه غلیظی
void ratio
درجه تخلخل
head over heels
<idiom>
منتهای درجه
hold a candle to
<idiom>
درهمان درجه
economy class
درجه توریستی
standard class
درجه استاندارد
tiptop
بالاترین درجه
tip top
بالاترین درجه
superlatively
در درجه عالی
supply sergeant
درجه دارتدارکات
t. far
تا این درجه
tenth rate
درجه دهم
tertiary alcohol
الکل 3 درجه
tertiary amine
امین 3 درجه
tertiary carbon
کربن 3 درجه
tertiary hydrogen
هیدروژن 3 درجه
the positive d.
درجه مطلق
third class road
جاده درجه سه
third degree of readiness
امادگی درجه سه
third rater
درجه سوم
thirty degree cut
برش 03 درجه
scaling
درجه بندی
water hardness
درجه سختی آب
white wool
پشم درجه یک
alacrity
[speed]
درجه تندی
celerity
درجه تندی
easiness
[quickness]
درجه تندی
fleetness
درجه تندی
nippiness
درجه تندی
promptitude
درجه تندی
promptness
درجه تندی
quickness
درجه تندی
rapidity
درجه تندی
rapidness
درجه تندی
speediness
درجه تندی
speed of action
درجه تندی
which grade are you in?
که درجه شما را در؟
swiftness
درجه تندی
degree of relationship
درجه خویشاوندی
rear sight
شکاف درجه
first water
درجه اول
fuel grade
درجه سوخت
gaduate
درجه دار
gradational
به ترتیب درجه
grade of channel
درجه کانال
graduator
درجه گذار
high grade product
محصول درجه یک
honor
درجه نشان
in the highest d.
به منتها درجه
to the utmost
به منتها درجه
kelvin degree
درجه کلوین
lieutenancy
درجه ستوانی
first rate
نخستین درجه
first rate
درجه اول
degree of saturation
درجه اشباع
degree opulence
درجه توانگری
dot pitch
درجه نقطه
efficacity
درجه تاثیر
eldership
ارشدیت درجه
electrical degree
درجه الکتریکی
elevating arc
قطاع درجه
elevation circle
قطاع درجه
elevation scale
مقیاس درجه
elevation scale
طبلک درجه
elevation stop
حد نهایی درجه
first class
درجه اول
first class brick
اجر درجه یک
magna cum laude
با درجه عالی
measuring glass
درجه دار
minimum elevation
حداقل درجه
second class
درجه دوم
second class
دومین درجه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com