English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 45 (4 milliseconds)
English Persian
points پلاتین دلکو
ignition breaker پلاتین دلکو
ignition interrupter پلاتین دلکو
ignition vibrator پلاتین دلکو
ignition points پلاتین دلکو
Other Matches
accelerator winding سیم پیچی سری که در تنظیم کنندههای ولتا از نوع نوسان ساز با باز شدن دوسر پلاتین میدان مغناطیسی را به سرعت کاهش میدهد وباعث بسته شدن هرچه سریعتر پلاتین میشود
distributors دلکو
distributor دلکو
ignition distributor دلکو
breaker arm انگشتی دلکو
distributor finger انگشتی دلکو
ignition distributer دلکو مقسم جرقه
jump spark distributor دلکو با جرقه جهنده
contact piece پلاتین
ignition points پلاتین
tin plate bar پلاتین
circular blank پلاتین
platinum پلاتین
breaker contact پلاتین
breaker point پلاتین
platinium پلاتین
platinoid شبیه پلاتین
platiniferous پلاتین دار
platinic وابسته به پلاتین
platinous محتوی پلاتین
platiforming تبدیل با پلاتین
platinum black پلاتین سیاه
interrupter spring فنر پلاتین
interrupter gap دهانه پلاتین
interrupter contact کنتاکت پلاتین
interrupter cam بادامک پلاتین
interrupter lever اهرم پلاتین
interrupter arm اهرم پلاتین
points قطبهای پلاتین
platinum iridium alloy الیاژ پلاتین- ایریدیم
platinum پلاتین یا طلای سفید
platinize پلاتین روی چیزی کشیدن
platinotype عکاسی بوسیله املاح پلاتین
platinize با پلاتین و ترکیبات ان مخلوط کردن یا اندودن
platinum black گرد سیاه پلاتین حاصله از حل املاح ان
carbon tracking باقیمانده بسیار ناچیز کربن که در اثر تخلیه الکتریکی درداخل دینام دلکو یا محفظه شمع باقی میماند
platinum metal ترکیب نیکل و روی و مس که تا اندازهای خواص پلاتین راپیدا میکند
anticathode قطب مثبت برق صفحهء پلاتین یا تنگستن دولولهء اشعهء مجهول
white gold الیاژی از طلا شبیه به پلاتین که از ترکیب نیکل یا سایرفلزات و طلا بدست می اید
platina پلاتین یا طلای سفید طبیعی برنگ طلای سفید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com