English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 186 (8 milliseconds)
English Persian
polarization پلاریزاسیون باتری
Other Matches
grid bias battery پیل پلاریزاسیون شبکه باطری شبکه پیل پلاریزاسیون
NiCad نوعی باتری قابل شارژ در laptop که با باتری Nimh جایگزین شده است
to jump-start an engine موتوری را با کابل باتری به باتری روشن کردن
booster cable [jumper cable] کابل باتری به باتری [اتومبیل رانی ]
polarization پلاریزاسیون
magnetic polarization پلاریزاسیون مغناطیسی
grid bias پلاریزاسیون شبکه
grid voltage پتانسیل پلاریزاسیون شبکه
grid polarization voltage ولتاژ پلاریزاسیون شبکه
NiMH نوعی باتری قابل شارژ در laptop که امکان شارژ شدن بهتر از باتری Nicad دارد. شارژ آن سریع تر است و نگران حافظه نیست
differential laser gyro دو اشعه لیزر با پلاریزاسیون یکسان که برای یک ژایروبکار میروند
b battery باتری ب
filament battery باتری ا
h.t. battery باتری ب
battery charger باتری پر کن
battery charging rectifier باتری پر کن
battery copper مس باتری
h.b. battery باتری ا
battery water اب باتری
c battey باتری سی
heater battery باتری ا
battery باتری
chargers باتری پر کن
charger باتری پر کن
batteries باتری
storage cell باتری
grid bias resistance مقاومت پلاریزاسیون شبکه مقاومت بایاس شبکه
isolator for battery plate لایی باتری
battery polarization قطبش باتری
grid of a battery شبکه باتری
battery receiver رادیو باتری
battery solution محلول باتری
battery terminal قطب باتری
battery turntable میز باتری
battery insulator عایق باتری
battery plate صفحه باتری
battery paint رنگ باتری
battery insulator میانگیر باتری
battery oven کوره باتری
battery mounting پایه باتری
battery liquid الکترولیت باتری
secondary battery پیل باتری
battery jar فرف باتری
battery isolator لایی باتری
battery vise گیره باتری
battery voltage ولتاژ باتری
burning rack قاب باتری
gelatine battery باتری ژلاتینی
gelatine battery باتری خشک
gravity battery باتری وزنی
lighting battery باتری روشنایی
sediments درد باتری
impurities in battery ناخالصیهای باتری
floating battery باتری ذخیره
battery current برق باتری
cell cover درپوش باتری
plante cell باتری پلانته
pillar post of battery ستون باتری
dry battery باتری خشک
dry storage battery باتری ژلاتینی
edison باتری ادیسن
nickel iron battery باتری ادیسن
ignition battery باتری استارت
storage battery باتری بارشدنی
b. eliminator جانشین باتری ب
battery acid اسید باتری
battery ammeter امپرسنج باتری
battery liquid مایع باتری
storage cell پیل باتری
battery capacity فرفیت باتری
battery carbon زغال باتری
battery carrier شاسی باتری
battery case جعبه باتری
automobile battery باتری اتومبیل
stand by battery باتری یدکی
sediment درد باتری
battery box جعبه باتری
storage battery باتری انبارهای
starting battery باتری استارت
acummulator battery باتری بارشدنی
rechargeable battery باتری بارشدنی
air cell a battery باتری رادیو
alkaline battery باتری قلیایی
standby battery باتری اضطراری
battery cell پیل باتری
secondary cell پیل باتری
discharger for battery باتری خالی کن
secondary battery باتری بارشدنی
solution of battery الکترولیت باتری
battery electrolyte الکترولیت باتری
battery electrode الکترود باتری
batterty cover سرپوش باتری
battery charging rheostat رئوستای باتری پر کن
battery cradle کلاف باتری
battery discharger باتری خالی کن
battery filler سرنگ باتری
hold down for batteryseparator میانگیردار باتری
battery charging cable کابل باتری پر کن
battery hold down میانگیردار باتری
voltaic battery باتری ولتایی
battery syringe سرنگ باتری
battery charging plug دو شاخه باتری پر کن
plante battery plate صفحه باتری پلانته
lead acid battery باتری سرب- اسید
thin plate battery باتری صفحه نازک
to charge the battery باتری را بار کردن
plate press پرس صفحه باتری
universal receiver رادیو برق و باتری
plate puller انبر صفحه باتری
plunge battery باتری با الکترد شناور
porosity of battery plate تخلخل صفحه باتری
reversed battery plate صفحه باتری معکوس
overfilling of battery سرشار کردن باتری
shedding of battery plate ریزش صفحه باتری
separator میان گیر باتری
overdischarge of battery تخلیه فرساینده باتری
twenty four hour charge rate امپر مجاز باتری
train lighting battery باتری روشنایی ترن
nickel iron battery باتری نیکل-اهن
discharge خالی کردن باتری
local action تخلیه موضعی باتری
idle voltage of battery ولتاژ هرز باتری
cell tester ولت سنج باتری
carbon battery plate صفحه باتری کربنی
battery still دیگ تقطیر باتری
battery steamer کوره باتری بخاری
battery resistance مقدار مقاومت باتری
battery jar spacer لایی فرف باتری
cell connector رابط پیل باتری
battery connector رابط پیل باتری
area of battery plate سطح صفحه باتری
ampere hour efficiency of storage batter بازده باتری انبارهای
battery که یک باتری پشتیبان دارد
batteries که یک باتری پشتیبان دارد
cementation سیمانی شدن باتری
cutout relay رله باتری پرکن
battery hydrometer چگالی سنج باتری
group of battery plates دسته صفحات باتری
hardened battery plate صفحه باتری سخت
back که یک باتری پشتیبان دارد
closed circuit battery باتری با مدار بسته
heater battery باتری گرم کننده
backs که یک باتری پشتیبان دارد
pasted plate صفحه باتری خمیری
faure plate صفحه باتری خمیری
dry storage battery باتری انبارهای خشک
The battery is dead. باتری خالی شده است.
The battery is dead. باتری تمام شده است.
accumulator باتری [مهندسی برق یا الکترونیک]
The battery is discharged (emptied). باتری خالی شده است.
total discharge تخلیه الکتریکی عمیق [در باتری]
power pack باتری [مهندسی برق یا الکترونیک]
replenish شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
replenished شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
cranking capacity of battery فرفیت راه اندازی باتری
low tension battery باتری فشار ضعیف رادیو
forming of battery plates اماده سازی صفحات باتری
replenishing شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
glass separator میان گیر شیشهای باتری
replenishes شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
cathodes ترمینال الکتریکی منفی یک وسیله یا باتری
cathode ترمینال الکتریکی منفی یک وسیله یا باتری
The engine runs by a battery. این موتور با باتری کار می کند.
battery استفاده از باتری برای وسایل با حافظه قرار
batteries استفاده از باتری برای وسایل با حافظه قرار
luggable کامپیوتر شخصی قابل حمل که باتری اش معمولا تمام نمیشود.
invisible مداری که تامین کننده منبع جریان متناوب است از باتری DC
dry cell battery باتری ای که قابل شارژ مجدد نیست مقایسه شودباRechergeable Battery
The capacity of a battery is typically expressed in milliamp-hours. ظرفیت باتری به طور معمول در میلی آمپر در ساعت بیان می شود.
to jump-start someone's car کمک برای روشن کردن [خودروی کسی را با باتری مستقلی یا ماشین دیگری]
suspend دستوری که هنگگام اجرای ویندوز استفاده میشود در کامپیوتر laptop باتری برای نشان دادن تمام قط عات الکترونیکی آن
suspending دستوری که هنگگام اجرای ویندوز استفاده میشود در کامپیوتر laptop باتری برای نشان دادن تمام قط عات الکترونیکی آن
suspends دستوری که هنگگام اجرای ویندوز استفاده میشود در کامپیوتر laptop باتری برای نشان دادن تمام قط عات الکترونیکی آن
retrain ایجاد مجدد اتصال با کیفیت باتری وقتی که کیفیت خط خیلی بد باشد
charges ایجاد مجدد بار در یک باتری که امکان شارژ مجدد دارد
charge ایجاد مجدد بار در یک باتری که امکان شارژ مجدد دارد
meter power supply امکان ای در ویندوز که میزان توان باتری را در laptop نشان میدهد و نیز می گوید آیا از طریق بالا اجرا میشود یا منبع اصلی الکتریسیته
refreshed قطعه RAM پویا که مدار توکار دارد برای تولید سیگنالهای تنظیم که امکان باریابی داده هنگام قط ع برق میدهد بااستفاده از باتری پشتیبان
refreshes قطعه RAM پویا که مدار توکار دارد برای تولید سیگنالهای تنظیم که امکان باریابی داده هنگام قط ع برق میدهد بااستفاده از باتری پشتیبان
refresh قطعه RAM پویا که مدار توکار دارد برای تولید سیگنالهای تنظیم که امکان باریابی داده هنگام قط ع برق میدهد بااستفاده از باتری پشتیبان
self- قطعه RAM پوییا با مدار تو کار برای تولید سیگنالهای تنظیم کننده که باعث برگرداندن داده میشود وقتی که برق قط ع میشود با استفاده از باتری پشتیبان
power که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
powered که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
powers که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
powering که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com