English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 241 (13 milliseconds)
English Persian
escalator پله برقی
escalators پله برقی
moving staircase پله برقی
escalator پله برقی
moving staircase پله برقی
moving stairway پله برقی
Search result with all words
power توان برقی
power دستگاه برقی
power برقی
powered توان برقی
powered دستگاه برقی
powered برقی
powering توان برقی
powering دستگاه برقی
powering برقی
powers توان برقی
powers دستگاه برقی
powers برقی
volt واحد نیروی محرکه برقی
volts واحد نیروی محرکه برقی
shock therapy درمان با ضربه برقی
vacuum جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuumed جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuuming جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuums جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
appliance وسیله برقی
appliances وسیله برقی
fridge یخچال برقی سردخانه
fridges یخچال برقی سردخانه
frig یخچال برقی سردخانه
electric برقی
element سازه برقی
elements سازه برقی
sleigh درشکه برقی دستگاه کشوی عاید و دافع
sleighs درشکه برقی دستگاه کشوی عاید و دافع
tram واگن برقی
trams واگن برقی
trolley واگن برقی
trolley باواگن برقی حمل کردن
trolleys واگن برقی
trolleys باواگن برقی حمل کردن
electrified برقی کردن
electrifies برقی کردن
electrify برقی کردن
electrifying برقی کردن
electrification برقی کردن
electrical برقی
fixtures لوازم برقی و لوله کشی
electric shock ضربه برقی
electric shocks ضربه برقی
hot seat صندلی برقی
refrigerator یخچال برقی
refrigerators یخچال برقی
patent leather چرم برقی
tramline خط مخصوص واگن برقی
tramlines خط مخصوص واگن برقی
hot plate چراغ خوراک پزی برقی یانفتی ویا گازی
hot plate اجاق برقی
hot-plate چراغ خوراک پزی برقی یانفتی ویا گازی
hot-plate اجاق برقی
hot-plates چراغ خوراک پزی برقی یانفتی ویا گازی
hot-plates اجاق برقی
power broom جاروی برقی
vacuum cleaner جاروی برقی
vacuum cleaners جاروی برقی
cable car تراموای برقی
cable cars تراموای برقی
chain saw اره برقی
chain saws اره برقی
jigsaw اره اهن بر اره برقی
jigsaws اره اهن بر اره برقی
aerial ropeway خط هوایی ترن برقی
all electric تماما"برقی
attachment plug دوشاخه وسایل برقی
barrier layer cell پیل نور برقی مجاورتی
before you can say knife برقی ناگهان
cable way راه اهن برقی
current consuming device وسیله برقی
electroreceptive device وسیله برقی
receiving apparatus وسیله برقی
density of charge چگالی بار برقی
differential electromagnet اهنربای برقی تقابلی
dual ignition احتراق دو برقی
dual magneto مگنت دو برقی
dynamoelectric دارای نیروی محرکه برقی
dynamometer instrument توان سنج برقی
electrodynamometer توان سنج برقی
ecs ضربه برقی تشنج اور
electroconvulsive shock ضربه برقی تشنج اور
ect درمان با تشنج برقی
electric , drill مته برقی
electric amalgam ملغمه برقی
electric arch قوس برقی
electric boiler دیگ بخار برقی
electric brake ترمز برقی
electric candle شمع برقی
electric charge بار برقی
electric cleaner جارو برقی
electric convulsive therapy درمان با تشنج برقی
electric current جریان برقی
electric cushion بالش برقی
electric iron اطو برقی
electric light روشنایی برقی
electric machine دستگاه برقی
electric power توان برقی
electric railway راه اهن برقی
Other Matches
oil gear جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
power traverse مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
galvanic برقی
before you know it برقی
electricians mate برقی
electric heater بخاری برقی
electric furnace بوته برقی
electric train قطار برقی
electrical energy انرژی برقی
electric thermometer دماسنج برقی
electrical discharge تخلیه برقی
electric train ترن برقی
electrical conductor رسانای برقی
electrical circuit مدار برقی
electric welding جوش برقی
electric welding جوشکاری برقی
electric furnace کوره برقی
electric flux شاره برقی
electric soldering iron هویه برقی
electric spectrum طیف برقی
electric fluid سیال برقی
electrical induction القای برقی
electrical resistance مقاومت برقی
eletro luminescence لومینسانس برقی
foud royant a سکته برقی
frigidaire یخچال برقی
trolly واگن برقی
gymnotus مارماهی برقی
trolleybus اتوبوس برقی
non electric غیر برقی
trolley car اتوبوس برقی
electrochemical برقی- شیمیایی
triple ignition احتراق سه برقی
three unit electrical system دستگاه سه برقی
thermistor رزیستور برقی
thermoelectric دما برقی
single ignition احتراق تک برقی
power turret برجک برقی
electrotype قالب برقی
electrotype چاپ برقی
electrical series زوجهای برقی
electrical shant مهار برقی
electrical sheet ورقهای برقی
trolley buses اتوبوس برقی
electrise برقی کردن
trolley bus اتوبوس برقی
vulcanizer جوشکار برقی
vulcanization جوش برقی
two unit system دستگاه دو برقی
electromagnet اهنربای برقی
electrometallurgy متالورژی برقی
electromotor موتور برقی
electropathy معالجه برقی
electrotherapeutics درمان برقی
electrothermal printer چاپگرحرارتی برقی
power blower دمنده برقی
thermoelectric گرما برقی
trolleycar [American E] [old-fashioned] قطار برقی خیابان
boring machine مته برقی [ابزار]
trolley [American E] [old-fashioned] قطار برقی خیابان
trolley cross over صلیب ترن برقی
two pin plug دو شاخه وسایل برقی
pull off نیروی کشش برقی
trolley car واگن برقی شهری
shiner کفش چرمی برقی
three phase electric locomotive لکوموتیو برقی سه فازه
spinet ارگ برقی کوچک
trolley frog شاخک ترن برقی
trolley wire سیم ترن برقی
trolleybus واگن برقی شهری
moving staircases پله های برقی
escalators پله های برقی
moving stairways پله های برقی
streetcar [American E] [old-fashioned] قطار برقی خیابان
voltameter ولتاژ سنج برقی
volcanize جوش برقی دادن
utensil socket [پریز دستگاه برقی]
utensil plug دو شاخه وسایل برقی
moving stairs {pl} پله های برقی
tram [British E] قطار برقی خیابان
twin plug دو شاخه وسایل برقی
electric drill مته برقی [ابزار]
drill مته برقی [ابزار]
drilling machine مته برقی [ابزار]
tramcar [British E] قطار برقی خیابان
electroconvulsive therapy درمان با تشنج برقی
electrodermal changes تغییرات برقی پوست
electrodermal response پاسخ برقی پوست
electrodiagnosis تشخیص با دستگاههای برقی
electronarcosis خواب انگیزی برقی
electroshock therapy درمان با ضربه برقی
electrification of a gas برقی شدن گاز
electrical metallic tubing لوله برقی فلزی
electric typewriter ماشین تحریر برقی
galvanic skin response پاسخ برقی پوست
phototube لامپ نور- برقی
photoemissive cell لامپ نور- برقی
photo electric emission صدور نور- برقی
photovalve لامپ نور- برقی
portable appliance وسیله برقی دستی
photo electric current جریان نور- برقی
photo electric cathode کاتد نور- برقی
photo cell پیل نور- برقی
metallize جوشکاری برقی کردن
metalize جوشکاری برقی کردن
electrocardiography قلب نگاری برقی
photo emission effect صدور نور- برقی
boring machines مته های برقی [ابزار]
pallet truck جرثقیل دستی [یا برقی] با دو شاخه
drilling machines مته های برقی [ابزار]
drills مته های برقی [ابزار]
pallet jack جرثقیل دستی [یا برقی] با دو شاخه
electric drills مته های برقی [ابزار]
lifting cart جرثقیل دستی [یا برقی] با دو شاخه
stirrer hot plate اجاق برقی همزن دار
stingray نوعی ماهی پهن برقی
photovoltaic cell پیل نور- برقی مجاورتی
overhead trolley خطوط هوایی ترن برقی
trolly باواگن برقی حمل کردن
telpherage استفاده از دستگاه نقاله برقی
tramroad جاده مخصوص تراموا وواگن برقی
tramway واگن راه اهن برقی یا اسبی
electrotype جاپ بوسیله برق گراورسازی برقی
pickup دستگاه برقی ناقل صدای گرامافون
electrocardiograph دستگاه برقی ضربان نگارقلب تپش نگار
sheet lighning برقی که روشنایی ان پخش شده همه جا را میگیرد
cordless drill driver دریل برقی [دریلی که با باطری کار می کند] [ابزار]
power approach تقرب به روش فرود اجباری در فرودگاههای نامناسب با سیستم برقی
electromagnet اهنی که بوسیله جریان برق خاصیت مغناطیسی پیدا میکند اهن ربای الکتریکی مغناطیس برقی
vulcanize لاستیک را بوسایل شیمیایی جوش دادن و محکم کردن جوش برقی زدن
utilities'man متخصص تعمیر دستگاههای حرارتی و برقی تعمیر کارتاسیسات
cordless screwdriver پیچگوشتی برقی [پیچگوشتی که با باطری کار می کند] [ابزار]
incandescent lamp لامپ برقی دارای نور سیمابی لامپ نئون
scissored wool پشم مقراضی [پشمی که با قیچی دستی چیده شده نه با ماشین برقی لذا الیاف یک ناحیه دارای طول های متفاوت می باشند.]
light strike اعتصاب با اخطار کم مدت اعتصاب برقی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com