English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 227 (12 milliseconds)
English Persian
feed pump پمپ تغذیه
Search result with all words
supplied تحویل دادن تغذیه کردن
supply تحویل دادن تغذیه کردن
supplying تحویل دادن تغذیه کردن
power منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
power توقف منبع تغذیه الکتریکی
power خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powered منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
powered توقف منبع تغذیه الکتریکی
powered خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powering منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
powering توقف منبع تغذیه الکتریکی
powering خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
powers منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
powers توقف منبع تغذیه الکتریکی
powers خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
flex سیم یا کابلی که وسیله را به منبع اصلی تغذیه وصل میکند.
flexed سیم یا کابلی که وسیله را به منبع اصلی تغذیه وصل میکند.
flexes سیم یا کابلی که وسیله را به منبع اصلی تغذیه وصل میکند.
flexing سیم یا کابلی که وسیله را به منبع اصلی تغذیه وصل میکند.
portable کامپیوتر فشرده و مستقل که میتواند توسط بسته باری یا منبع تغذیه اجرا شود
sustenance تغذیه
nurture تغذیه
nurtured تغذیه
nurtures تغذیه
nurturing تغذیه
feed خوراندن تغذیه کردن
feed تغذیه کردن
feed تغذیه گردن
feeds خوراندن تغذیه کردن
feeds تغذیه کردن
feeds تغذیه گردن
static MAR که تا وقتی داده می پذیرد که منبع تغذیه روشن است و داده نیازی به تنظیم مجدد ندارد
led یک واحد نمایش الفبا عددی متداول که هر گاه با ولتاژبه خصوصی تغذیه شود می درخشد دیود ناشر نور
isolation مبدلی که برای جدا کردن قط عات از اتصال مستقیم با منبع تغذیه الکتریسیته اصلی به کار می رود
bedbug ساس که از خون انسان تغذیه میکنند
bedbugs ساس که از خون انسان تغذیه میکنند
ff تغذیه کاغذ
sag کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
sagged کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
sags کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
nourishment تغذیه
graze تغذیه کردن از چریدن
grazed تغذیه کردن از چریدن
grazes تغذیه کردن از چریدن
ray ماهی چهارگوش عمق زی که از حلزون تغذیه میکند
predatory تغذیه کننده از شکار
noise منبع تغذیه
noises منبع تغذیه
nutriment تغذیه
nutriments تغذیه
turn off قط ع منبع تغذیه یک ماشین
turn-off قط ع منبع تغذیه یک ماشین
turn-offs قط ع منبع تغذیه یک ماشین
surge وسیله الککترونیکی که منبع تغذیه را از قطعه حساس قط ع میکند در صورتی که منبعی را تشخیص دهد که ممکن است باعث آسیب شود
surged وسیله الککترونیکی که منبع تغذیه را از قطعه حساس قط ع میکند در صورتی که منبعی را تشخیص دهد که ممکن است باعث آسیب شود
surges وسیله الککترونیکی که منبع تغذیه را از قطعه حساس قط ع میکند در صورتی که منبعی را تشخیص دهد که ممکن است باعث آسیب شود
switch قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
switch یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
switched قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
switched یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
switches قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
switches یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
bottle feeding تغذیه با بطری
bottle-feeding تغذیه با بطری
ups منبع تغذیه که حاوی منبع متناوب است به قط عات ,حتی پس از یک خرابی اساسی
nourish تغذیه
nourished تغذیه
nourishes تغذیه
malnutrition سوء تغذیه
malnutrition تغذیه ناقص نرسیدن مواد غذایی
undernourished سوء تغذیه
undernourished گرفتارسوء تغذیه
nutritionist ویژه گر تغذیه
nutritionists ویژه گر تغذیه
recharge تغذیه
recharged تغذیه
recharges تغذیه
recharging تغذیه
nutrition تغذیه
feeding تغذیه
predator تغذیه کننده از شکار
predators تغذیه کننده از شکار
gate راه تغذیه لشعلث
gates راه تغذیه لشعلث
hot شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hottest شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
feeder سیم تغذیه
feeder خط تغذیه
feeders سیم تغذیه
feeders خط تغذیه
breast feeding تغذیه پستانی
breast-feeding تغذیه پستانی
positive اتصال به منبع تغذیه که در فرفیت الکتریکی بیشتری از زمین است و جریان را به یک قطعه تامین میکند
pasture تغذیه کردن
pastures تغذیه کردن
fed تغذیه شده
malnourished دچارسوء تغذیه
malnourished بد تغذیه شده
ab power pack جعبه تغذیه ا.ب
Other Matches
dystrohpy تغذیه معیوب یاناقص نقص تغذیه
friction feed تغذیه کاغذ توسط گیر دادن یک ورقه کاغذ میان دو غلطک تغذیه کاغذ تک
alimentation تغذیه
line feed تغذیه خط
diet تغذیه
feedings تغذیه
injection well چاه تغذیه
recharge well چاه تغذیه
artificial recharge تغذیه مصنوعی
innutrition عدم تغذیه
feeding center مرکز تغذیه
anode supply تغذیه صفحه
feedway تغذیه کننده
bacteriophagy تغذیه ازباکتری
cross feed تغذیه عرضی
cutler feed تغذیه کاتلر
feeding problem مشکل تغذیه
downfeed تغذیه رو به پایین
dystrophic nutrition تغذیه دش بار
dystrophy سوء تغذیه
feeder panel تابلوی تغذیه
feeder canal کانال تغذیه
feed pipe لوله تغذیه
food program رژیم تغذیه
anti parallel feeding تغذیه مخالف
anthophagous تغذیه شده با گل
ad lib feeding تغذیه ازاد
alimentiveness قوه تغذیه
plate supply تغذیه صفحه
feed mechanism مکانیزم تغذیه
reverse bias تغذیه معکوس
support [nourish, feed] تغذیه کردن
recharge basin حوضچه تغذیه
power supply منبع تغذیه
power supplay منبع تغذیه
power pack جعبه تغذیه
nourish تغذیه کردن
aliment تغذیه کردن
unhealthy diet تغذیه ناسالم
undernourishment گرفتارسوء تغذیه
undernourishment سوء تغذیه
power transformer مبدل تغذیه
supply cable کابل تغذیه
serial feeding تغذیه نوبتی
pouring gate تغذیه قالب
main feed تغذیه اصلی
pasturage تغذیه کردن
paper feer تغذیه کاغذ
natural recharge تغذیه طبیعی
mulnutrition سوء تغذیه
magazine feed تغذیه مخزن
main supply line خط تغذیه اصلی
form feed تغذیه کاغذ
magazine feeding attachment تجهیزات تغذیه مخزن
tractor feed mechanism مکانیسم تغذیه تراکتوری
loop feeder سیم تغذیه حلقوی
to eat an unhealthy diet خوردن تغذیه ناسالم
feeding group گروه تغذیه کننده
vermivorous تغذیه کننده از کرم
long distance supply تغذیه مسافت دور
power feed cable کابل تغذیه برق
pin feed تغذیه ممتد کاغذ
ichthyophagous تغذیه کننده ازماهی
input of current تغذیه و هدایت جریان
power supply cable کابل منبع تغذیه
internal power supply منبع تغذیه داخلی
power supply switch کلید منبع تغذیه
tractor feed تغذیه کاغذ پیوسته
predatorial تغذیه کننده از شکار
hematophagous تغذیه کننده از خون
ration method روش تغذیه پرسنل
negative feeder سیم تغذیه منفی
myrmecophagous تغذیه کننده ازمورچه
gallivorous تغذیه کننده از مازو
petrol feed pump پمپ تغذیه بنزین
form feed character کاراکتر تغذیه فرم
positive feeder سیم تغذیه مثبت
anthophagous تغذیه کننده از شهد گل
dozzle مخزن کمکی تغذیه
endophagous تغذیه کننده ازروی
electronic power supply منبع تغذیه الکترونیکی
energizing in field o phase rotation تغذیه میدان دوار
axial feed method روش تغذیه محوری
autotroph قابل تغذیه خودبخود
mains power supply unit واحد منبع تغذیه شبکه
mains supply unit واحد تغذیه جریان شبکه
sitology علم تغذیه ورژیم غذایی
predaceous شکاری تغذیه کننده از شکار
downfeed milling machine دستگاه فرز با تغذیه از زیر
sheet feeder تغذیه کننده ورق کاغذ
predacious شکاری تغذیه کننده از شکار
tractor feed printer چاپگر تغذیه شده تراکتوری
endophagous تغذیه کننده از موادفاسد زیرزمینی
active zone of well حوزهای که چاه را تغذیه میکند
anthropophagous تغذیه کننده از گوشت انسان
lf تعویض سطر تغذیه کاغذ
cut sheet feeder تغذیه کننده کاغذ مجزا
ingot feeder head مخزن کمکی تغذیه شمش
well field حوزه تغذیه کننده چاه
low voltage supply system سیستم تغذیه فشار ضعیف
uninterruptable power supply منبع تغذیه وقفه ناپذیر
saprophagous تغذیه کننده از مواد پوسیده والی
stenophagous تغذیه کننده از جانور یانوع بخصوصی
updraft کاربوراتوری که هوااز زیربدان تغذیه شود
turn on وصل کردن منبع تغذیه یک ماشین
oligophagous تغذیه کننده از گیاهان معدود وخاصی
apivorous زنبورخوار تغذیه کننده از زنبور عسل
flight sister افسر مسئول بهداشت و تغذیه هواپیما
polyphagous تغذیه کننده برگیاهان یا جانوران متعدد
holophytic تغذیه کننده از گیاهان سبز همجنس خوار
jacamar پرندگان منقار درازبرزیلی و مکزیکی که ازحشرات تغذیه می کنند
tusser or sur orsore یکجور کرم ابریشم که ازدرخت بلوط تغذیه میکند
over voltage protection وسیلهای که باعث میشود منبع تغذیه حد مط لوب را داشته باشد
sangreal جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
the Holy Grail جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangraal جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangrail جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
macronutrient ماده شیمیایی که برای رشد ونمو و تغذیه گیاه لازم است
You have to watch your diet more [carefully] and get more exercise. شما باید بیشتر به تغذیه خود توجه و بیشتر ورزش بکنید.
excitation انتشار امواج مخابراتی تغذیه لامپ دستگاههای مخابراتی پخش موج درفرستنده
central refueling provisions سیم سوخت رسانی هواپیماکه در ان تمام تانکهای سوخت از یک نقطه تغذیه میشوند
carpet beetle نوعی سوسک که در حالت لارو حشره الیاف پشم را مورد تغذیه خود قرار داده و اصطلاحا باعث بیدزدگی فرش می شود
uninterruptable power supply منبع تغذیه که میتواند یک منبع متناوب برای قطعه تولید کند حتی پس از یک خرابی اصلی
volatile memory حافظه یا رسانه ذخیره سازی که داده ذخیره شده در آن را در صورت قط ع منبع تغذیه از دست میدهد.
rose chafer سوسک علفخوار سوسک تغذیه کننده از گل سرخ
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com