Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
English
Persian
shelter
پناهگاه پناه بردن
sheltered
پناهگاه پناه بردن
sheltering
پناهگاه پناه بردن
shelters
پناهگاه پناه بردن
Other Matches
awnings
پناه پناهگاه
awning
پناه پناهگاه
take reffuge
پناه اوردن پناه بردن
harbours
پناه دادن پناه بردن
harbouring
پناه دادن پناه بردن
harboured
پناه دادن پناه بردن
harbour
پناه دادن پناه بردن
harbors
پناه دادن پناه بردن
harboring
پناه دادن پناه بردن
refuge
پناه دادن پناه بردن
harbored
پناه دادن پناه بردن
refuges
پناه دادن پناه بردن
harboring
پناه بردن
quarter
پناه بردن به
harbors
پناه بردن
harbored
پناه بردن
harboured
پناه بردن
harbouring
پناه بردن
harbours
پناه بردن
harbor
پناه بردن
harbour
پناه بردن
lodge
به لانه پناه بردن
lodged
به لانه پناه بردن
lair
بلانه پناه بردن
lodges
به لانه پناه بردن
lairs
بلانه پناه بردن
flight into sickness
پناه بردن به بیماری
tree
بدرخت پناه بردن
To seek refuge ( shelter).
پناه آوردن ( بردن )
to hunker down in a place
در جایی پناه بردن
to seek refuge
پناه بردن پناهنده شدن
to hide one's head
ازشرمساری پنهان شدن پناه بردن
defilade
درجان پناه و موضع گرفتن پناه یافتن
case mate
پناهگاه توپ پناهگاه بمب جای نصب توپ در ناو
harboring
پناهگاه
sheltering
پناهگاه
howff
پناهگاه
harbored
پناهگاه
howf
پناهگاه
haven ofrest
پناهگاه
shelters
پناهگاه
harbours
پناهگاه
asylums
پناهگاه
asylum
پناهگاه
harborage
پناهگاه
refuge
پناهگاه
harbouring
پناهگاه
harbor
پناهگاه
harbors
پناهگاه
covert
پناهگاه
harbour
پناهگاه
harboured
پناهگاه
refuges
پناهگاه
ambushed
پناهگاه
ambush
پناهگاه
resorts
پناهگاه
shelter
پناهگاه
ambushing
پناهگاه
resorted
پناهگاه
ambushes
پناهگاه
sheltered
پناهگاه
haven
پناهگاه
resort
پناهگاه
sanctury
پناهگاه
lean-tos
پناهگاه موقت
light shelter
پناهگاه سبک
hovels
پناهگاه خیمه
lean-to
پناهگاه موقت
hovel
پناهگاه خیمه
casemate
پناهگاه توپ
alee
پناهگاه کشتی
dugout
پناهگاه موقتی
funk hole
پناهگاه موقتی
burrows
نقب پناهگاه
strongholds
سنگر پناهگاه
elephant shelter
پناهگاه فلزی
case mate
پناهگاه توپ
sanctuaries
پناهگاه تحصین
sanctuary
پناهگاه تحصین
dugouts
پناهگاه موقتی
elephant shelter
پناهگاه ضدگلوله
burrow
نقب پناهگاه
burrowed
نقب پناهگاه
pup tent
چادر پناهگاه
dug out
پناهگاه زیرزمینی
burrowing
نقب پناهگاه
emergency shelter
پناهگاه اضطراری
stronghold
سنگر پناهگاه
tax haven
پناهگاه مالیاتی
tax havens
پناهگاه مالیاتی
hold
نگهداشتن پناهگاه گرفتن
air raid shelter
پناهگاه حمله هوائی
holds
نگهداشتن پناهگاه گرفتن
bursting layer
لایههای سقفی پناهگاه
snowshed
پناهگاه روستایی در برابربرف
action station
پناهگاه ضد تک هوایی دشمن
gone away
رانده شده از پناهگاه
to push out
پیش بردن جلو بردن
imbibe
تحلیل بردن فرو بردن
imbibing
تحلیل بردن فرو بردن
imbibes
تحلیل بردن فرو بردن
imbibed
تحلیل بردن فرو بردن
dugouts
پناهگاه کنار زمین بازیگران
coverings
بوته زار پناهگاه شکار
covers
بوته زار پناهگاه شکار
cuddy
پناهگاه کوچک مسقف در قایق
institutionalization
نهادی شدن به پناهگاه سپردن
dugout
پناهگاه کنار زمین بازیگران
cover
بوته زار پناهگاه شکار
masochism
لذت بردن از درد لذت بردن از جور وجفای معشوق یا معشوقه
cove
خور پناهگاه ساحلی دامنه کوه
coves
خور پناهگاه ساحلی دامنه کوه
on berth
ناوی که داخل پناهگاه یا بندرلنگرانداخته است
erfuge
پناهگاه روی زمینی در وسط خیابان
bomb proof
پناهگاه یاساختمانی که در مقابل بمب مقاوم باشد
wind shadow
منطقه اب نسبتا راکد در سمت پناهگاه قایق از باد
view halloo
فریاد شکارچی پس ازمشاهده بیرون جستن روباه از پناهگاه
open
بی پناه
coverture
پناه
defenseless
بی پناه
shelterless
بی پناه
exposed
بی پناه
refuge
پناه
guard
پناه
bulwark
پناه
erfuge
پناه
opened
بی پناه
sconce
پناه
guards
پناه
guarding
پناه
bulwarks
پناه
opens
بی پناه
safeguards
پناه
unsheltered
<adj.>
بی پناه
safeguarded
پناه
grith
پناه
guardless
بی پناه
blinds
پناه
defenceless
بی پناه
harbourless
بی پناه
fenceless
بی پناه
harbourage
پناه
refuges
پناه
blind
پناه
blinded
پناه
safeguarding
پناه
safeguard
پناه
tallyho
فریاد شکارچی هنگام دیدن روباه که از پناهگاه بیرون دویده
harbor
پناه دادن
ear cap
گوش پناه
ear tab
گوش پناه
turret
جان پناه
expose
بی پناه گذاشتن
turrets
جان پناه
hand rail
جان پناه
fire in the hole
به جان پناه
erfuge
پناه گاه
mantelet
جان پناه
lee side
سمت پناه
gorget
گلو پناه
traverse
جان پناه
guard rail
جان پناه
exposes
بی پناه گذاشتن
embower
پناه دادن
bunker
جان پناه
sheltering
جان پناه
harbored
پناه دادن
ambushing
پناه گاه
ambushes
پناه گاه
ambushed
پناه گاه
harboring
پناه دادن
ambush
پناه گاه
traversing
جان پناه
traverses
جان پناه
harbors
پناه دادن
shelter
جان پناه
shelters
پناه دادن
shelters
جان پناه
sheltering
پناه دادن
Good grief!
پناه برخدا !
sheltered
پناه دادن
sheltered
جان پناه
shelter
پناه دادن
traversed
جان پناه
defilade
جان پناه
parapet
جان پناه
parapets
جان پناه
trenches
جان پناه
harbours
پناه دادن
cestus
مشت پناه
exposing
بی پناه گذاشتن
trench
جان پناه
harbouring
پناه دادن
to seek refuge
پناه جستن
bunkers
جان پناه
dismounted defilade
جان پناه
shelterer
پناه دهنده
harbour
پناه دادن
Good gracious ! Good heaven ! My god !
پناه برخدا
harboured
پناه دادن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com