English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
English Persian
shelter پناه گرفتن سرپناه
sheltered پناه گرفتن سرپناه
sheltering پناه گرفتن سرپناه
shelters پناه گرفتن سرپناه
Other Matches
defilade درجان پناه و موضع گرفتن پناه یافتن
take cover جان پناه گرفتن
take cover پشت جان پناه قرار گرفتن
harbored پناه دادن پناه بردن
harboured پناه دادن پناه بردن
harbors پناه دادن پناه بردن
harbour پناه دادن پناه بردن
harboring پناه دادن پناه بردن
harbours پناه دادن پناه بردن
harbouring پناه دادن پناه بردن
refuges پناه دادن پناه بردن
take reffuge پناه اوردن پناه بردن
refuge پناه دادن پناه بردن
hoods سرپناه
shelters سرپناه
sheltered سرپناه
boxes سرپناه
shelter سرپناه
ambuscade سرپناه
hood سرپناه
disposed بی سرپناه
box سرپناه
sheltering سرپناه
sentry boxes سایبان چوبی نگهبان سرپناه نگهبانی
sentry box سایبان چوبی نگهبان سرپناه نگهبانی
gable سرپناه سه گوش سقف سراشیب از دو سمت سه گوشی کنار شیروانی لچکی
gables سرپناه سه گوش سقف سراشیب از دو سمت سه گوشی کنار شیروانی لچکی
cut and cover shelter سنگر انفرادی سر پوشیده سنگری که با کندن زمین وتهیه سرپناه تهیه میشود
transitory shelter پناهگاه یا سنگر پیش ساخته فلزی سرپناه فلزی
guardless بی پناه
fenceless بی پناه
grith پناه
guard پناه
blinds پناه
defenseless بی پناه
guards پناه
blinded پناه
blind پناه
guarding پناه
erfuge پناه
safeguards پناه
safeguarded پناه
safeguard پناه
coverture پناه
defenceless بی پناه
exposed بی پناه
unsheltered <adj.> بی پناه
opened بی پناه
shelterless بی پناه
safeguarding پناه
open بی پناه
harbourage پناه
harbourless بی پناه
bulwark پناه
bulwarks پناه
opens بی پناه
refuge پناه
refuges پناه
sconce پناه
harbours پناه بردن
harbours پناه دادن
harboured پناه دادن
harbouring پناه بردن
harbouring پناه دادن
harbored پناه دادن
harboured پناه بردن
traversing جان پناه
quarter پناه بردن به
harboring پناه دادن
Good grief! پناه برخدا !
sheltering جان پناه
sheltering پناه دادن
harbored پناه بردن
shelters جان پناه
shelters پناه دادن
harboring پناه بردن
sheltered پناه دادن
harbour پناه دادن
ambush پناه گاه
ambushed پناه گاه
ambushes پناه گاه
harbors پناه بردن
harbors پناه دادن
ambushing پناه گاه
shelter جان پناه
shelter پناه دادن
sheltered جان پناه
harbour پناه بردن
to seek shelter پناه جستن
harbor پناه بردن
fire in the hole به جان پناه
harbor پناه دادن
hand rail جان پناه
guard rail جان پناه
gorget گلو پناه
erfuge پناه گاه
to seek refuge پناه جستن
exposing بی پناه گذاشتن
exposes بی پناه گذاشتن
shelterer پناه دهنده
awning پناه پناهگاه
awnings پناه پناهگاه
mantelet جان پناه
turret جان پناه
turrets جان پناه
lee side سمت پناه
expose بی پناه گذاشتن
embower پناه دادن
ear tab گوش پناه
ear cap گوش پناه
traverses جان پناه
parapets جان پناه
parapet جان پناه
Good gracious ! Good heaven ! My god ! پناه برخدا
traverse جان پناه
traversed جان پناه
trenches جان پناه
trench جان پناه
dismounted defilade جان پناه
bunker جان پناه
bunkers جان پناه
defilade جان پناه
cestus مشت پناه
lee helm سکان سمت پناه
lodge به لانه پناه بردن
flight into sickness پناه بردن به بیماری
lair بلانه پناه بردن
lairs بلانه پناه بردن
protective cover جان پناه دفاعی
pis aller اخرین پناه چاره
To shelter someone . به کسی پناه دادن
To seek refuge ( shelter). پناه آوردن ( بردن )
lodges به لانه پناه بردن
they took refuge in a cave بغاری پناه بردند
lodged به لانه پناه بردن
bombproof پناه دهنده ازاثربمب
lee shore سمت پناه دارکشتی
house of refuge پناه گاه بی نوایان
approach parapets جان پناه دیوار
lee سمت پناه دار
benching جان پناه خاکی
ensconced پوشاندن پناه دادن
ensconce پوشاندن پناه دادن
fence خاکریز پناه دادن
fences خاکریز پناه دادن
ensconcing پوشاندن پناه دادن
ante-mural [e] جان پناه دفاعی
tree بدرخت پناه بردن
ensconces پوشاندن پناه دادن
stockades جان پناه چوبی
stockade جان پناه چوبی
shelter پناهگاه پناه بردن
sheltered پناهگاه پناه بردن
sheltering پناهگاه پناه بردن
shelters پناهگاه پناه بردن
to hunker down in a place در جایی پناه بردن
gun house پناه گاه توپ یاتوپچی
defilade جان پناه استحکامات تدافعی
side wall of stairs جان پناه کناره پلکان
covers جان پناه خفاگاه پوشاندن
bombproof ساختمانی که پناه بمب باشد
alee ان سوی قایق که در پناه باداست
to seek refuge پناه بردن پناهنده شدن
lee shore واقع در سمت پناه دارکشتی
lee shore سوی قسمت پناه دارکشتی
protect در پناه سنگر قرار دادن
cover جان پناه خفاگاه پوشاندن
protecting در پناه سنگر قرار دادن
coverings جان پناه خفاگاه پوشاندن
protects در پناه سنگر قرار دادن
to take medical advice دستوراز پزشک گرفتن دستورطبی گرفتن
fire in the hole فرمان در جان پناه قرار گیرید
ensconce پنهان شدن خودرادرجان پناه جادادن
ensconcing پنهان شدن خودرادرجان پناه جادادن
to hide one's head ازشرمساری پنهان شدن پناه بردن
fire in the hole انفجار نزدیک است به جان پناه
protected در پشت حفاظ دارای جان پناه
ensconces پنهان شدن خودرادرجان پناه جادادن
ensconced پنهان شدن خودرادرجان پناه جادادن
indoors در داخل عمارت در زیر پناه یا سقف
the tree sheltered us fromrain درخت مارا ازباران پناه داد
lee انسوی کشتی که از باد در پناه است بادپناه
case mate بمب پناه جای نصب توپ درناو
leewardly اماده افتادن بان سویی که ازباد در پناه است
almena جان پناه [در بلندترین قسمت بام در هنگام عملیات جنگی]
leeboard ورق فلزی یاتخته واقع درسمت باد پناه قایق
clams بچنگال گرفتن محکم گرفتن
clam بچنگال گرفتن محکم گرفتن
to seal up درز گرفتن کاغذ گرفتن
grip طرز گرفتن وسیله گرفتن
slag کفه گرفتن تفاله گرفتن
take in <idiom> زود گرفتن ،مطالب را گرفتن
grips طرز گرفتن وسیله گرفتن
gripping طرز گرفتن وسیله گرفتن
gripped طرز گرفتن وسیله گرفتن
calebrate جشن گرفتن عید گرفتن
gabion سبد استوانه شکل بدون ته که از خاک پر کرده و برای جان پناه بکار میبرند
dress guard اسبابی که دردوچرخه جامه را ازاسیب چرخ نگه میدارد جامه پناه
breast work خاکریز تا ارتفاع سینه خاکریز جان پناه سنگرایستاده
housed منزل دادن پناه دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com