Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 213 (22 milliseconds)
English
Persian
scutch
پنبه زنی کردن پهن کردن
Search result with all words
willy
ماشین حلاجی پشم و پنبه حلاجی یا پاک کردن
uncork
چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
uncorked
چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
uncorking
چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
uncorks
چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
gin
پنبه را پاک کردن
gins
پنبه را پاک کردن
swab
پنبه برای پاک کردن زخم وگوش وغیره
swabs
پنبه برای پاک کردن زخم وگوش وغیره
steeve
خفت کردن میلهای که نوک ان قلابی داردوبرای ازمایش محتویات عدل پنبه وامثال ان بکار میرود سیخک
swob
چوبی که برسران پنبه یا اسفنج پیچیده برای پاک کردن بکاربرن
waxing cork
چوب پنبه برای پولیش کردن اسکی
Other Matches
linter
ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
asbestos
پنبه نسوز پنبه کوهی
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
countervial
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capturing
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifies
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
carder
پنبه زن
cotton yarn
نخ پنبه
cotton
پنبه
cottons
پنبه
collodion
پنبه
surveys
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper
[metal or glass]
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
cross examination
تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
orients
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
survey
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orient
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orienting
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
rock cork
پنبه کوهی
bullied
پهلوان پنبه
asbestus
پنبه کوهی
asbestus
سنگ پنبه
lint
ضایعات پنبه
floats
چوب پنبه
float
چوب پنبه
asbestos
پنبه نسوز
earth flax
پنبه کوهی
bullies
پهلوان پنبه
pod
قوزه پنبه
cash crops
پنبه وتنباکو
asbeston
پنبه نسوز
cork
چوب پنبه
asbestus
پنبه نسوز
Egyptian cotton
پنبه مصری
bullying
پهلوان پنبه
bully
پهلوان پنبه
feeding cloth
پنبه رسان
asbestos
پنبه کوهی
stoppers
چوب پنبه
stopper
چوب پنبه
floss
پنبه ابریشمی
cotton wool
پنبه لایی
guncotton
باروت پنبه
nitro cotton
باروت پنبه
miuntain flax
سنگ پنبه
corks
چوب پنبه
miuntain flax
پنبه کوهی
floers of zinc
پنبه روی
oxide zine
پنبه روی
cotton wool
لایی پنبه
pyrocellulose
پنبه باروتی
cotton plantation
پنبه کاری
cottonseed
پنبه دانه
cotton plantation
پنبه زار
cotton plant
بوته پنبه
bravado
پهلوان پنبه
phellem
چوب پنبه
cotton plant
درخت پنبه
paper tigers
پهلوان پنبه
absorbent cotton
پنبه هیدروفیل
paper tiger
پهلوان پنبه
pyrocotton
پنبه باروتی
cotton seed
پنبه دانه
To cut ones head with cotton .
<proverb>
با پنبه سر بریدن .
boll
[cotton gin]
غوزه پنبه
abiston
پنبه نسوز
cotton waste
ضایعات پنبه
bobber
چوب پنبه
abiston
پنبه کوهی
cards
پنبه زنی
card
پنبه زنی
cottonseed
تخم پنبه
pods
قوزه پنبه
floated
چوب پنبه
cotton seed
تخم پنبه
to inform on
[against]
somebody
کسی را لو دادن
[فاش کردن]
[چغلی کردن]
[خبرچینی کردن]
to appeal
[to]
درخواستن
[رجوع کردن به]
[التماس کردن]
[استیناف کردن در دادگاه]
tae
پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
assigning
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assign
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
concentrates
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assigns
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
concentrate
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
serve
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
served
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
concentrating
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
buck up
پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
assigned
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
calk
بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
serves
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
ginning
پنبه پاک کنی
kapok
چوب پنبه سبک
stopper
باچوب پنبه بستن
stoppers
باچوب پنبه بستن
cork borer
چوب پنبه سوراخ کن
asbestine
مانند پنبه نسوز
cork oak
درخت چوب پنبه کش
loggerhead
نوعی افت پنبه
corked
چوب پنبه دار
cotton cake
کنجاره پنبه دانه
cotton gin
ماشین پنبه پاک کن
maco
پنبه درجه یک مصری
basic crops
پنبه تنباکو و برنج
comber
ماشین پنبه زنی
cottonseed oil
روغن پنبه دانه
batting
پنبه حلاجی شده
asbestos cement
سیمان پنبه نسوز
mountain cork
یکجور پنبه کوهی
tampons
پنبه یا کهنه قاعدگی
mallow
پنیرک پنبه ایرانی
tampon
پنبه یا کهنه قاعدگی
bung
چوب پنبه بشکه
bunged
چوب پنبه بشکه
bunging
چوب پنبه بشکه
pourpoint
لحاف پنبه دار
cotton-waste
آشغال و ضایعات پنبه
cotton-mills
کارخانه ریسندگی پنبه ای
bungs
چوب پنبه بشکه
asbestos cement
سیمان پنبه کوهی
soft pedal
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
infringe
تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
to use effort
کوشش کردن بذل مساعی کردن سعی کردن
support
حمایت یاتقویت کردن تحمل کردن اثبات کردن
infringed
تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
to wipe out
پاک کردن محو کردن نابودکردن نیست کردن
infringes
تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
infringing
تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
woo
افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
wooed
افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
point
اشاره کردن دلالت کردن متوجه کردن نکته
correct
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
exploits
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploiting
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
preached
وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
preaches
وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
withstand
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstanding
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstands
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstood
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
crossest
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
crosses
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
crosser
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
cross
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
exploit
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
preach
وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
sterilizes
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
woos
افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
sterilised
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
checked
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
married under a contract unlimited perio
زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
times
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
sterilized
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilize
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
check
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
correcting
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
sterilises
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilizing
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
time
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
corrects
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
sterilising
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
checks
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
timed
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
gins
ماشین پنبه پاک کنی
angola yarn
نوعی نخ مخلوط از پنبه و پشم
phellogen
لایه چوب پنبه ساز
quilting
پنبه دار پارچه لحافی
cotton grade
درجه پنبه بر اساس مرغوبیت
asbestos mica
عایق پنبه نسوز و میکا
bundle
بقچه کلاف پشم یا پنبه
subereous
از چوب پنبه گرفته شده
gin
ماشین پنبه پاک کنی
peasecod
جلونیم تنه پنبه دار
the cork went off with apop
چوب پنبه در رفته تپ صداکرد
seed wool
پنبه خام یاپاک نکرده
suberin
ماده مومی یا چرب چوپ پنبه
mildew
کپک و قارچ بر روی الیاف پنبه
corks
بافت چوب پنبه درخت بلوط
absorption
میزان جذب آب توسط پنبه یا پشم
cellulose
الیاف سلولز
[در پنبه کنف و غیره]
to bung up
با چوب پنبه
[یا متوقف کننده]
بستن
to bung
با چوب پنبه
[یا متوقف کننده]
بستن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com