English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 180 (9 milliseconds)
English Persian
Egyptian cotton پنبه مصری
Search result with all words
maco پنبه درجه یک مصری
Other Matches
linter ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
asbestos پنبه نسوز پنبه کوهی
sacred ibis لک لک مصری
hamite مصری
egyptianize مصری
egyptian مصری
Egyptian architecture معماری مصری
galingale خولنجان مصری
wild parsmip شقاقل مصری
sistrum عود مصری
sycamores انجیر مصری
pyracantha خار مصری
dyeweed مینای مصری
balsam oil روغن مصری
egyptian architecture معماری مصری
hyssop زوفای مصری
iceneumon موش مصری
pontic bean باقلای مصری
sycamore انجیر مصری
neophron کرکس سفید مصری
sothic year سال خورشیدی مصری
Egyptian gorge ابزار گچ بری مصری
galanga خولنجان مصری ریشه جوز
hermetic وابسته به هرمس مصری کیمیایی
lotus [نوعی گل نیلوفر آبی مصری که در فرش های چینی بیشتر بکار رفته و نشانه مذهب، تکامل، خلوص و زیبائی بوده و شباهتی با گل ختائی دارد.]
cotton yarn نخ پنبه
cottons پنبه
collodion پنبه
carder پنبه زن
cotton پنبه
rock cork پنبه کوهی
earth flax پنبه کوهی
cotton seed پنبه دانه
cottonseed پنبه دانه
cottonseed تخم پنبه
phellem چوب پنبه
bobber چوب پنبه
boll [cotton gin] غوزه پنبه
cotton plant درخت پنبه
cotton plant بوته پنبه
cotton plantation پنبه زار
cotton plantation پنبه کاری
cotton seed تخم پنبه
cotton waste ضایعات پنبه
pyrocellulose پنبه باروتی
pyrocotton پنبه باروتی
paper tiger پهلوان پنبه
paper tigers پهلوان پنبه
miuntain flax سنگ پنبه
feeding cloth پنبه رسان
floers of zinc پنبه روی
oxide zine پنبه روی
To cut ones head with cotton . <proverb> با پنبه سر بریدن .
guncotton باروت پنبه
nitro cotton باروت پنبه
miuntain flax پنبه کوهی
floss پنبه ابریشمی
asbestus سنگ پنبه
bullying پهلوان پنبه
floats چوب پنبه
cotton wool لایی پنبه
lint ضایعات پنبه
bravado پهلوان پنبه
asbestos پنبه کوهی
asbestos پنبه نسوز
bullied پهلوان پنبه
cork چوب پنبه
pods قوزه پنبه
bully پهلوان پنبه
pod قوزه پنبه
bullies پهلوان پنبه
corks چوب پنبه
cotton wool پنبه لایی
floated چوب پنبه
float چوب پنبه
cash crops پنبه وتنباکو
cards پنبه زنی
stoppers چوب پنبه
card پنبه زنی
absorbent cotton پنبه هیدروفیل
asbestus پنبه نسوز
stopper چوب پنبه
asbestus پنبه کوهی
abiston پنبه نسوز
abiston پنبه کوهی
asbeston پنبه نسوز
kapok چوب پنبه سبک
cotton-mills کارخانه ریسندگی پنبه ای
cotton-waste آشغال و ضایعات پنبه
stoppers باچوب پنبه بستن
gin پنبه را پاک کردن
stopper باچوب پنبه بستن
gins پنبه را پاک کردن
pourpoint لحاف پنبه دار
basic crops پنبه تنباکو و برنج
mountain cork یکجور پنبه کوهی
mallow پنیرک پنبه ایرانی
bunged چوب پنبه بشکه
bunging چوب پنبه بشکه
bungs چوب پنبه بشکه
asbestine مانند پنبه نسوز
cotton gin ماشین پنبه پاک کن
cotton cake کنجاره پنبه دانه
cork oak درخت چوب پنبه کش
cork borer چوب پنبه سوراخ کن
comber ماشین پنبه زنی
asbestos cement سیمان پنبه کوهی
asbestos cement سیمان پنبه نسوز
bung چوب پنبه بشکه
ginning پنبه پاک کنی
tampon پنبه یا کهنه قاعدگی
corked چوب پنبه دار
loggerhead نوعی افت پنبه
batting پنبه حلاجی شده
tampons پنبه یا کهنه قاعدگی
cottonseed oil روغن پنبه دانه
cotton grade درجه پنبه بر اساس مرغوبیت
peasecod جلونیم تنه پنبه دار
bundle بقچه کلاف پشم یا پنبه
phellogen لایه چوب پنبه ساز
angola yarn نوعی نخ مخلوط از پنبه و پشم
asbestos mica عایق پنبه نسوز و میکا
quilting پنبه دار پارچه لحافی
the cork went off with apop چوب پنبه در رفته تپ صداکرد
gins ماشین پنبه پاک کنی
seed wool پنبه خام یاپاک نکرده
subereous از چوب پنبه گرفته شده
gin ماشین پنبه پاک کنی
cellulose الیاف سلولز [در پنبه کنف و غیره]
vegetable fiber الیاف سلولزی [مثل پنبه و کنف]
mildew کپک و قارچ بر روی الیاف پنبه
absorption میزان جذب آب توسط پنبه یا پشم
to bung up با چوب پنبه [یا متوقف کننده] بستن
pourpoint لباس لایه داریا پنبه دار
cork بافت چوب پنبه درخت بلوط
suberin ماده مومی یا چرب چوپ پنبه
he undid what i had done انچه من رشته بودم او پنبه کرد
corks بافت چوب پنبه درخت بلوط
cloop صدای کشیدن چوب پنبه ازشیشه
pyroxilin یکجور باروت پنبه که در الکل اب میشود
to bung با چوب پنبه [یا متوقف کننده] بستن
To pay no heed . To be inattentive . پنبه درگوش گذاشتن ( بی توجه بودن )
natural fiber الیاف طبیعی [مثل پشم، پنبه و ابریشم]
snowsuit لباس پنبه دار وزمستانی مخصوص بچه
uncorks چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
waxing cork چوب پنبه برای پولیش کردن اسکی
kapok الیاف ابریشمی درخت پنبه یادرخت ابریشم
uncorking چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
uncorked چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
uncork چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
willows درخت بید دستگاه پنبه پاک کنی
willow درخت بید دستگاه پنبه پاک کنی
gossypol رنگدانه سمی پنبه دانه O 03H 03C
swabs پنبه برای پاک کردن زخم وگوش وغیره
peascod غلاف نخود جلو نیم تنه پنبه دار
Milco میلکو [مرغوب ترین فرش رومانی با چله پنبه ای]
cotton-wool yarn نخ مخلوط از پشم و پنبه که در تار یا پود استفاده شود.
swab پنبه برای پاک کردن زخم وگوش وغیره
kamptulicon یکجورفرش که ازقندران وچوب پنبه امیخته بهم درست میکنندو....است
distaff فرموک [وسیله ای برای رسیدن پشم و پنبه به روش سنتی و دستی]
swob چوبی که برسران پنبه یا اسفنج پیچیده برای پاک کردن بکاربرن
drafting [کشش کلاف های پشم یا پنبه بوسیله دست یا ماشین که آن را بصورت نوارهای باریک و نهایتا نخ در آورد.]
staple [الیاف کوتاه مانند پنبه و پشم که طی مراحل نخ ریسی تبدیل به نخ مناسب جهت تار و پود فرش می گردند.]
steeve خفت کردن میلهای که نوک ان قلابی داردوبرای ازمایش محتویات عدل پنبه وامثال ان بکار میرود سیخک
hank طول مشخصی از نخ [بطور مثال یک هنک یا کلاف الیاف پنبه معادل با هشتصد و چهل یارد یا هفتصد و پنجاه و شش متر می باشد.]
corkscrew rule قاعده پیچ بطری بازکن قاعده چوب پنبه کش
willy ماشین حلاجی پشم و پنبه حلاجی یا پاک کردن
ceiba درخت گل ابریشم گرمسیری درخت پنبه هندی
corks چوب پنبهای چوب پنبه گذاشتن
cork چوب پنبهای چوب پنبه گذاشتن
scutch پنبه زنی کردن پهن کردن
Mercerization مرسیزاسیون [این عمل شیمیایی بر روی نخ های پنبه ای توسط مواد قلیائی و در محیط تحت فشار انجام گرفته تا علاوه بر افزایش استحکام نخ، حالتی درخشنده نیز به آن افزوده شود.]
dry rot پوسیدگی [خشک و فاسد شدن الیاف پنبه که در اثر رشد قارچ بر روی لیف بوجود می آید. فرش هایی که در جای رطوبتی یا گرم و شرجی قرار دارند بیشتر در معرض این آسیب دیدگی هستند.]
direct dyes رنگینه های مستقیم [که بدون نیاز به دندانه بصورت مستقیم با آب و الیاف پنبه، ابریشم و پشم ترکیب داده شده و رنگ های روشن و براقی را بوجود می آورد ولی در عین حال در برابر شستشو، پایداری خوبی ندارد.]
vat dyeing رنگرزی خمی [روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
vase structure بافت سه پوده گلدانی [در بعضی از فرش های قرن دهم و یازدهم طرح های گلدانی را بصورت سه پوده می بافتند که دو پود آن پشمی و پود سوم پنبه یا ابریشم بوده است.]
Indo-persian rug قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
jute fiber [الیاف کنف که از ساقه این گیاه تیه می شوند. در فرش های ماشینی از کنف بین تار و پود استفاده می شود و در بعضی از فرش های هندی و چینی آنرا با مخلوط پنبه در تار استفاده می کنند.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com