Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 135 (6 milliseconds)
English
Persian
hand
پهلو
handing
پهلو
flank
پهلو
flanked
پهلو
flanking
پهلو
side
پهلو
sides
پهلو
ship side
پهلو
yoko
پهلو
Other Matches
To toss and turn. To roll over.
از پهلو به پهلو غلتیدن (درخواب وغیره )
line abreast
کشتی هایی که پهلو به پهلو می روند
They were walking three abreast.
سه نفری پهلو به پهلو قدم می زدند
collateral
پهلو به پهلو متوازی
side by side columns
ستونهای پهلو به پهلو
galncing collision
برخورد پهلو به پهلو
decagon
ده پهلو
hexagon
شش پهلو
sexangle
شش پهلو
hexagons
شش پهلو
side arm
از پهلو
side by side
پهلو به پهلو
one sided
یک پهلو
nip and tuck
پهلو به پهلو
side view
از پهلو
laterally
از پهلو
sideling
از پهلو
sideward
از پهلو
along side
در پهلو
sidewards
از پهلو
three sided
سه پهلو
sideways
از پهلو
by
از پهلو
triangles
سه پهلو سه بر
broadsides
به پهلو
two-edged
دو پهلو
two edged
دو پهلو
broadside
به پهلو
abreast
پهلو به پهلو
sidling
از پهلو
one-sided
یک پهلو
triangle
سه پهلو سه بر
sidestroke
شنای پهلو
it has sides
سه پهلو دارد
slab sided
پهن پهلو
along side
پهلو به پهلوی
goosewing
دو پهلو بادبان
sideway
فرعی از پهلو
septilateral
هفت پهلو
lateral flexion
خم شدن به پهلو
broadsides
ناو به پهلو
pentangular
پنج پهلو
quinquelat eral
پنج پهلو
quindec agon
پانزده پهلو
pulmonitis
سینه پهلو
list
یک پهلو شدن
prevarication
حرف دو پهلو
polygonal
بسیار پهلو
slide
حرکت از پهلو
side blown converter
مبدل پهلو دم
slides
حرکت از پهلو
pitch diameter
قطر پهلو
peripeneumony
سینه پهلو
pentagon
پنج پهلو
octangular
هشت پهلو
multivocal
چند پهلو
broadside
ناو به پهلو
scalene
نابرابر پهلو
pentagons
پنج پهلو
multilateral
چند پهلو
heptagonal
هفت پهلو
double talk
جمله دو پهلو
skids
به پهلو سریدن
skidding
به پهلو سریدن
skidded
به پهلو سریدن
skid
به پهلو سریدن
sides
پهلو کناره
double entendre
حرف دو پهلو
double entendres
حرف دو پهلو
double-entendres
حرف دو پهلو
side
پهلو کناره
sideswipe
پهلو زدن به
sideswipes
پهلو زدن به
transfers
پهلو- رفت
transferring
پهلو- رفت
transfer
پهلو- رفت
many-sided
چند پهلو
many sided
چند پهلو
yoko geri
ضربه به پهلو
pneumonia
سینه پهلو
equilateral
دو پهلو برابر
octagon
هشت پهلو
octagons
هشت پهلو
polygons
بسیار پهلو
polygon
بسیار پهلو
To sleep on ones side.
روی پهلو خوابیدن
equiangular triangle
سه پهلو برابر
[ریاضی]
equilateral triangle
سه پهلو برابر
[ریاضی]
sidewinder
ضربت سنگین از پهلو
yoma tsuki
ضربه با دو دست به پهلو
lateralrelationship
نسبت در خط افقی از پهلو
quadrilateral
چهار پهلو چهارضلعی
crab
به پهلو حرکت کردن
quadrilaterals
چهار پهلو چهارضلعی
companionship
مصاحبت پهلو نشینی
harbourage
پهلو گرفتن در بندر
crabs
به پهلو حرکت کردن
sidesteps
صعود پلهای از پهلو
sidestepping
صعود پلهای از پهلو
palter
دو پهلو سخن گفتن
pinwheel
چرخش از پهلو بدوربارفیکس
equivocal
دارای ابهام دو پهلو
sidestep
صعود پلهای از پهلو
pneumococcus
میکرب سینه پهلو
sidestepped
صعود پلهای از پهلو
emulates
برابری جستن با پهلو زدن
emulated
برابری جستن با پهلو زدن
To dock . To berth.
پهلو گرفتن (کشتی در اسکله )
emulate
برابری جستن با پهلو زدن
scissor kick
پای قیچی در شنای پهلو
scotch verdict
حکم غیرقطعی ودو پهلو
emulating
برابری جستن با پهلو زدن
lateral pass
پاس توپ فوتبال از پهلو
chinese landing
پهلو گرفتن به سبک چینی
pleuropneumonia
ذات الجنب توام با سینه پهلو
yawed
پهلو بپهلو حرکت دادن هواپیما
yaw
پهلو بپهلو حرکت دادن هواپیما
bacon
گوشت نمک زدهء پهلو و پشت خوک
isosceles triangle
مثلث متساوی الساقین سه گوشه دو پهلو برابر
isosceles triangles
مثلث متساوی الساقین سه گوشه دو پهلو برابر
He lost control of the car and swerved towards a tree.
او
[مرد]
کنترل خودرو را از دست داد و از پهلو به درخت خورد.
prevarication
ساختن وکیل با طرف موکل افهارات دو پهلو و گمراه کننده شاهد
stockli
حرکت روی خرک ازانتها به وسط یا بعکس بادایره زدن ژیمناست از پهلو
trapezium
چهار پهلو چهار ضلعی غیر منظم
rollover
غلطیدن روی یا غلطیدن به پهلو
hendecagon
یازده پهلو یازده ضلعی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com