English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 196 (9 milliseconds)
English Persian
hero پهلوان داستان
heroes پهلوان داستان
Other Matches
this story is improbable این داستان راست نمینماید این داستان بعید بنظر میرسد
athlete پهلوان
athletes پهلوان
heroically زن پهلوان
kemp پهلوان
championess زن پهلوان
champion پهلوان
pancratist پهلوان
giantlike پهلوان وش
champions پهلوان
championed پهلوان
championing پهلوان
bravado پهلوان پنبه
punches پهلوان کچل
punch پهلوان کچل
paper tigers پهلوان پنبه
punched پهلوان کچل
cock of the walk پهلوان میدان
bullies پهلوان پنبه
bully پهلوان پنبه
bullying پهلوان پنبه
bullied پهلوان پنبه
paladin پهلوان افسانه یی
pot valiant پیاله پهلوان
punchinello پهلوان کچل
samsonian پهلوان وار
paper tiger پهلوان پنبه
punchinello نمایش پهلوان کچل
gladiator پهلوان از جان گذشته
gladiators پهلوان از جان گذشته
siegfried پهلوان افسانهای المان
giantess زن پهلوان یاقوی هیکل
hermitically پهلوان شخص بلند همت
bottle holder نوکر یا ملازم پهلوان مشت زن
hercules پهلوان نامی اساطیریونان و روم
heraclidae اولادهرکول پهلوان نامی یونان
antaeus پهلوان غول اسای لیبی که پسر زمین بود
heroize خود را پهلوان وانمود کردن قهرمان وپهلوان وانمودکردن
tale داستان
story داستان
anecdotage داستان
marchen داستان
conte داستان
apologue داستان
novella داستان
fables داستان
fable داستان
tales داستان
catastrophe عاقبت داستان
catastrophes عاقبت داستان
narrative داستان داستانسرایی
parables داستان اخلاقی
an iliad of woes داستان بدبختبی
conte داستان کوتاه
episodes داستان فرعی
an interesting story داستان با مزه
episode داستان فرعی
novelettes داستان کوتاه
whodunit داستان پلیسی
whodunits داستان پلیسی
whodunnits داستان پلیسی
narratives داستان داستانسرایی
short stories داستان کوتاه
short story داستان کوتاه
novelette داستان کوتاه
parable داستان اخلاقی
fictions داستان اختراع
in a narrative style بسبک داستان
fairy tales داستان جن و پری
fairy tale داستان جن و پری
novelet داستان کوتاه
decameron داستان نامه
storyteller داستان سرا
hermitically هلوان داستان
fiction داستان اختراع
storybook داستان نامه
epitasis حداعلای داستان
fictionist داستان نویس
storybook کتاب داستان
underplot داستان فرعی
to invent stories داستان ساختن
to spin yarns داستان ساختن
make-up داستان ساختگی
flashback بازگوی داستان
flashbacks بازگوی داستان
novels کتاب داستان
narrators گوینده داستان
narrator گوینده داستان
narration داستان داستانسرایی
storytellers داستان سرا
novel کتاب داستان
fictionalising بصورت داستان دراوردن
fairy tale داستان باور نکردنی
fictionalised بصورت داستان دراوردن
cliff-hangers مطلب یا داستان جالب
invention of a false story جعل داستان دروغی
fictionalised داستان سرایی کردن
fictionalising داستان سرایی کردن
fictionalises بصورت داستان دراوردن
fictionalises داستان سرایی کردن
fairy tales داستان باور نکردنی
novelistic وابسته به داستان و رمان
serialist داستان نویس سریال
novelize بشکل داستان در اوردن
ruise شایعات داستان ساختگی
story recall test ازمون یاداوری داستان
personages شخصیت بازیگران داستان
story اشکوب داستان گفتن
story بصورت داستان در اوردن
personage شخصیت بازیگران داستان
fictionalize بصورت داستان دراوردن
sob stories داستان گریه اور
catastrophical مربوط به عاقبت داستان
cliff hanger مطلب یا داستان جالب
anecdotal evidence شواهد داستان گونه
cliff-hanger مطلب یا داستان جالب
fictionalize داستان سرایی کردن
sob story <idiom> داستان اشک آور
fictionalizing داستان سرایی کردن
That's not so! داستان اینطوری نیست!
science fiction داستان تخیلی علمی
fictionize داستان سرایی کردن
fictionalizes بصورت داستان دراوردن
fictionalized داستان سرایی کردن
fictionalizes داستان سرایی کردن
fictionalized بصورت داستان دراوردن
fictionalizing بصورت داستان دراوردن
donnee موضوع داستان یا درام
sob story داستان گریه اور
fictionize بصورت داستان دراوردن
to be back to square one <idiom> دوباره به اول داستان رسیدن
What's behind all this? معنی این داستان چه است؟
The scene of the nover is laid in scotland. صحنه داستان دراسکاتلند است
make up ساختمان یاحالت داستان ساختگی
iliad داستان حماسی منسوب به هومر
tract داستان یانمایشنامه ویاحوادث مسلسل
tracts داستان یانمایشنامه ویاحوادث مسلسل
cartoon تصویر مضحک داستان مصور
cartoons تصویر مضحک داستان مصور
lays تخم گذاردن داستان منظوم
romance کتاب رمان داستان عاشقانه
romances کتاب رمان داستان عاشقانه
make a picture story test آزمون داستان سازی مصور
lay تخم گذاردن داستان منظوم
yarn الیاف داستان افسانه امیز
character شخصیتهای نمایش یا داستان نوشتن
yarns الیاف داستان افسانه امیز
heroine زنی که قهرمان داستان باشد
heroines زنی که قهرمان داستان باشد
pastorale شعرویاموسیقی روستایی داستان شبانی
heroically زنی که قهرمان داستان باشد
characters شخصیتهای نمایش یا داستان نوشتن
That's another story. این داستان [قضیه] دیگری است.
That story is as old as the hills. داستان خیلی طول و دراز است.
cock-and-bull story داستان جعلی برای تعریف ازخود
cock-and-bull stories داستان جعلی برای تعریف ازخود
cock and bull story داستان جعلی برای تعریف ازخود
The whole story was faked up . تمام داستان قلابی وساختگه بود
cycle سیکل یک سری داستان درباره یک موضوع
cycled سیکل یک سری داستان درباره یک موضوع
cycles سیکل یک سری داستان درباره یک موضوع
this play does not stage well این داستان خوب در نمایش در نمیاید
skald شاعر قدیمی اسکاندیناوی داستان نویس
Her sad story moved us to tears. داستان غم انگیزش همه ما را بگریه انداخت
folktale افسانههای قومی واجدادی داستان ملی
The moral of the story is that … نتیجه اخلاقی این داستان اینست که ...
subplot داستان یا موضوع فرعی وتبعی رمان یانمایشنامه
achilles اشیل یا اخلیوس قهرمان داستان ایلیاد هومر
The moral point of this story is that… مقصود از این کتاب داستان درواقع اینست که ...
rhapsody اشعار حماسی مخصوص نقالان و داستان گویان شعررزمی
rhapsodies اشعار حماسی مخصوص نقالان و داستان گویان شعررزمی
pick wickian شبیه پیکویک قهرمان داستان نگارش چارلز دیکنز
sikt قطعه خوش مزه داستان مضحک کاباره هاونمایشهای واریته
roman a clef داستان واقعی که نام شخصیتهای ان بطور ناشناس برده شده
Let me back up and explain how ... به من اجازه بدهید از اول داستان در گذشته شروع بکنم و توضیح بدهم که چطور ...
agamemnon اگاممنون پادشاه مایسنا که منازعهء او با اشیل مقدمهء داستان حماسی ایلیاد است
follow up تعقیب کردن دنباله داستان را شرح دادن تماس با بیمارپس ازتشخیص یا درمان
What followed was the usual recital of the wife and children he had to support. سپس داستان منتج شد به بهانه مرسوم زن و بچه ها که او [مرد] باید از آنها حمایت بکند.
dramatic monologue نوعی داستان نمایشی که دران یکنفر بتنهایی فاهر میشودوبا متکلم وحده است
the story is probale این داستان راست مینماید این حکایت احتمال داردراست باشد
name part بازی کننده نمایش که نامش را روی داستان نمایش می گذارند
narrates داستانی را تعریف کردن داستان سرایی کردن
narrating داستانی را تعریف کردن داستان سرایی کردن
romanticizing بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticizes بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticized بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticize بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
Once upon a time . یکی بود یکی نبود ( د رآغاز داستان )
romanticises بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticised بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
narrate داستانی را تعریف کردن داستان سرایی کردن
narrated داستانی را تعریف کردن داستان سرایی کردن
romanticising بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
graustark سر زمین خیالی داستان خیالی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com