English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 159 (2 milliseconds)
English Persian
broad پهناور زن هرزه
broader پهناور زن هرزه
broadest پهناور زن هرزه
Other Matches
vast پهناور
immane پهناور
ample پهناور
extensive پهناور
immense پهناور
widest پهناور
vasty پهناور
wide پهناور
wider پهناور
immense بیکران پهناور
bitched زن هرزه
prurient هرزه
filth هرزه
rantipole هرزه
bitches زن هرزه
minx زن هرزه
bitching زن هرزه
lubricousor lubricious هرزه
rep زن هرزه
rakish هرزه
pornerastic هرزه
immoral هرزه
tart زن هرزه
ribald هرزه
libertine هرزه
harlot هرزه
libertines هرزه
salacious هرزه
licentious هرزه
rakehell هرزه
rakehelly هرزه
rammish هرزه
sordid هرزه
harlots هرزه
bitch زن هرزه
giglot زن هرزه
bawdy هرزه
giglet زن هرزه
lewd هرزه
jade زن هرزه
raking هرزه
rakes هرزه
rake هرزه
tarts زن هرزه
foulmouthed هرزه گو
lubricious هرزه
profligate هرزه
scabrous هرزه
limmer زن هرزه
love alce هرزه
lascivious هرزه
sloven هرزه
trollop زن هرزه
dissolute هرزه
sluttish هرزه
obscence هرزه وقیح
philistia ادم هرزه
gangue هرزه سنگ
gamester هرزه و مهمل
crapulent هرزه خور
demimonde زنان هرزه
lasciviously هرزه وار
frivolity هرزه درایی
famester ادم هرزه
debauchee ادم هرزه
footle هرزه درایی
debauch هرزه کردن
nighthawk هرزه شب گرد
rep مرد هرزه
dander هرزه گرد
foulmouthed هرزه دهن
forb علف هرزه
weed علف هرزه
cackling هرزه درایی
cackles هرزه درایی
cackled هرزه درایی
cackle هرزه درایی
whoremaster ادم هرزه
weedy پر از علف هرزه
whoremonger ادم هرزه
perverse گمراه هرزه
graceless هرزه بی فرافت
reprobates هرزه محرومیت
reprobate هرزه محرومیت
loosest هرزه بی بندوبار
looser هرزه بی بندوبار
loose هرزه بی بندوبار
weeding علف هرزه
weeded علف هرزه
palaver هرزه درایی
roue ادم هرزه
goat مرد هرزه
prater هرزه درای
prattfall هرزه درای
pornography هرزه نگاری
philistines ادم هرزه
philistine ادم هرزه
swivels هرزه گرد
swivelled هرزه گرد
swivel هرزه گرد
rankly بطورهرزه یا هرزه
lecher ادم هرزه
lechers ادم هرزه
brush علف هرزه
goats مرد هرزه
brushes علف هرزه
Pica [disorder] هرزه خواری [پزشکی]
weedless بدون علف هرزه
pruriently از روی هرزه خیالی
prate هرزه درایی کردن
he has a loose conduct ادم هرزه ایست
weediness پوشیدگی ازعلف هرزه
gas bag یاوه سرا هرزه گو
journals شفت هرزه گرد
journal شفت هرزه گرد
ribald بدزبان ادم هرزه
pinions دنده هرزه گرد
pinioning دنده هرزه گرد
pinion دنده هرزه گرد
traipsing هرزه گردی کردن
traipses هرزه گردی کردن
traipsed هرزه گردی کردن
jaw هرزه درایی کردن
traipse هرزه گردی کردن
weeded کندن علف هرزه
weeding کندن علف هرزه
slut زن هرزه وشهوت پرست
blackgurad ولگرد ادم هرزه
jaws هرزه درایی کردن
sluts زن هرزه وشهوت پرست
perversely بطور هرزه یافاسد
weed کندن علف هرزه
straggled هرزه روییدن سرگردان بودن
straggle هرزه روییدن سرگردان بودن
straggles هرزه روییدن سرگردان بودن
weeder متصدی چیدن علف هرزه
rogues از علف هرزه پاک کردن
straggling هرزه روییدن سرگردان بودن
flim flam هرزه درایی گزاف گویی
sprawling گشاد نشستن هرزه روییدن
sprawls گشاد نشستن هرزه روییدن
rogue از علف هرزه پاک کردن
cocotte زن جوان بد اخلاق وجلف هرزه
sprawl گشاد نشستن هرزه روییدن
spuds بیلچه مخصوص کندن علف هرزه
crapulent وابسته به هرزه خوری و زیاده روی
spud بیلچه مخصوص کندن علف هرزه
pivoted توپی هرزه گرد چرخیدن دور چیزی
pivot توپی هرزه گرد چرخیدن دور چیزی
pivots توپی هرزه گرد چرخیدن دور چیزی
cultivator ماشین شخم زنی وعلف هرزه کنی
cultivators ماشین شخم زنی وعلف هرزه کنی
gad با میخ محکم کردن هرزه گردی کردن
spinning wheels چرخ گرداننده چرخ هرزه گرد
spinning wheel چرخ گرداننده چرخ هرزه گرد
scatology وسواس هرزه گویی وسواس نجاست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com