English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
nominal bandwidth پهنای باند نامی
Other Matches
band width پهنای باند
bandwidth پهنای باند
wideband پهنای باند
broadband channel مجرای پهنای باند
memory bandwidth پهنای باند حافظه
modulation handwidth پهنای باند مدولاسیون
narrowband پهنای باند باریک
frequency band width پهنای باند فرکانس
input output bandwidth پهنای باند ورودی- خروجی
impluse bandwith پهنای باند ضربه جریان
aggregate کل پهنای باند کانال برای حمل یک رشته داده
aggregates کل پهنای باند کانال برای حمل یک رشته داده
in band signalling ارسال داده که سیگنال حمل آن در پهنای باند کابل یا رسانه ارسالی است
base band روش ارسال که در آن کل پهنای باند کابل استفاده میشود و سیگنال داده تقسیم نمیشود. مثل اینترنت
baseband روش ارسال که در آن کل پهنای باند کابل استفاده میشود و سیگنال داده تقسیم نمیشود. مثل اینترنت
fractional اختصاص بخشهای مختلف پهنای باند به سیگنالها یا مشتریان مختلف
G. استاندارد در چند رسانهای و مستقیم مخابرات برای موضوع سیگنال صوتی با پهنای باند a کیلوهرتز که روی کانال ای با فرفیت a کیلوبایت در ثانیه ارسال میشود
fibre distributed data interface II استاندارد ANSI پیشرفته برای شبکههای سریع که از کابل فیبر نوری استفاده میکند و نرخ ارسال داده مگابایت در ثانیه است . ولی میتواند بخشی از پهنای باند را به کانال آنالوگ کیلو بیت در ثانیه برای داده صوتی یا تصویری اختصاص دهد
fibre که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fiber که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fibres که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
approach schedule برنامه تقرب هواپیما به باند ترتیب فرود هواپیماها روی باند
course light روشنایی باند فرودگاه چراغهای مخصوص روشن کردن باند فرود
interband transition انتقال باند- باند
control surface کف پوش متحرک باند فرود کف پوش قابل جمع اوری باند فرود
calumnies بد نامی
illustrious نامی
depravement بد نامی
calumny بد نامی
ignominy بد نامی
depravation بد نامی
nominal length طول نامی
rated value مقدار نامی
rated fatigue limit حد دوام نامی
design size اندازه نامی
nominal frequency فرکانس نامی
nominal diameter قطر نامی
nominal size اندازه نامی
rated output توان نامی
matronymic مادر نامی
famous معروف نامی
patronymic پدر نامی
allocated time زمان نامی
frequency range حیطه فرکانس نامی
frequency range محدوده فرکانس نامی
rated pay load بار مفید نامی
toponymic وابسته به مکان نامی
to be called به نامی خوانده شدن
anomia زبان پریشی نامی
traducement بدنام سازی بد نامی
maximum current rating جریان نامی حداکثر
motor rating توان نامی موتور
maximum ratings مقدار نامی حداکثر
impedance voltage ولتاژاتصال کوتاه نامی
line width پهنای خط
i sold it to one abdullah به عبدالله نامی انرا فروختم
heraclidae اولادهرکول پهلوان نامی یونان
cock a doodle doo نامی که بچه بخروس میدهد
color anomia زبان پریشی نامی رنگها
hosts نامی که در اینترنت به وب سایت می دهند
maximum load rating قابلیت بارگیری نامی حداکثر
hosting نامی که در اینترنت به وب سایت می دهند
hosted نامی که در اینترنت به وب سایت می دهند
host نامی که در اینترنت به وب سایت می دهند
hercules پهلوان نامی اساطیریونان و روم
peak width پهنای پیک
the flat of the hand پهنای درست
handbreadth پهنای دست
band width پهنای نوار
beam width پهنای اشعه
bw پهنای نوار
slit width پهنای شکاف
fan out پهنای خروجی
nominal bandwidth پهنای بانداسمی
pulse width پهنای پالس
pulse width پهنای تپش
going پهنای پله
handsbreadth پهنای دست
fan in پهنای ورودی
blade پهنای برگ
shaken وابسته به شکسپیر شاعر نامی انگلیس
virgilian به شیوه virgil شاعر نامی روم
toponymy ذکر اسامی نواحی مکان نامی
blade height adjustment پهنای تنظیم بلندی
spectral band width پهنای نوار طیف
effective band width پهنای موثر نوار
interfenestration پهنای حرزمیان دو روزنه
the porch رواق یا ایوان نامی اتن وشاگردانش بیشتربدانجامیرفتند
volleyball net بطول 5/9 مترو پهنای 1 متر
measure کل پهنای خط چاپ شده یک متن
symbolic i/o assignment نامی برای مشخص کردن یک واحد ورودی خروجی
symbolically نامی که برای برچسب متغیر یا محلی به کار رود
log in name نامی که توسط ان سیستم کامپیوتر استفاده کننده را می شناسد
symbolic نامی که برای برچسب متغیر یا محلی به کار رود
Glasgow School [نامی برای معماری ها و طراحی های همزمان در گلاسکو]
columns چاپگری که بیشترین پهنای خط از حروف را دارد
column چاپگری که بیشترین پهنای خط از حروف را دارد
rontgen نام فیزیکدان نامی المان که پرتو مجهول را پیدا کرد
columns خط عمودی که محل و پهنای ستون را مشخص میکند
column خط عمودی که محل و پهنای ستون را مشخص میکند
koh i noor کوه نور:الماس نامی هندوستان که اکنون جزودارایی پادشاه انگلیس است
hyphenation تنظیم خط وط با پهنای مشخص به تقسیم کلمات طولانی در انتهای هر خط به درستی
band width باند
band باند
bands باند
big five بیشتر باthe بزرگان پنجگانه . نامی است که در کنفرانس صلح پاریس 9191 به فرانسه امریکا
monospaced font نوشتاری که در آن هر حرف پهنای یکسانی دارد و تنظیم جدولها و ستون ها ساده میشود
strip باند فرود
intermediate band باند میانی
hachi maki باند دور سر
p band باند فرکانس
bands باند بانداژ
k band باند فرکانس
j band باند فرکانس
guard band باند نگهبان
photographic strip باند عکاسی
landing strip باند فرود
runways باند پرواز
runway باند فرودگاه
runway باند پرواز
landing strips باند فرود
interband باند میانی
runways باند فرودگاه
frequency band باند فرکانس
run way باند فرود
air strip باند فرودگاه
wavebands باند موج
wave band باند موج
x band باند فرکانس
x band باند- ایکس
Citizens' Band باند شهروندان
Citizens' Band باند خصوصی
waveband باند موج
Gate ورودی به باند
approach route مسیرفرود به باند
baseband باند پایه
broad band پهن باند
error band باند خطا
energy band باند انرژی
frequency band باند بسامد
side band باند کناری
side band ساید باند
strapping باند پیچی
airstrip باند فرودگاه
approach line خط تقرب به باند
broadband پهن باند
airstrips باند فرودگاه
band باند بانداژ
broad band باند پهن
ground speed سرعت دویدن هواپیما در روی باند سرعت دویدن روی باند سرعت گرفتن هواپیما روی زمین
bar graphics دادهای که به صورت مجموعهای از خطهای چاپی با پهنای مختلف نمایش داده شده است
bar code دادهای که به صورت مجموعهای از خطهای چاپی با پهنای مختلف نمایش داده شده است
bar codes دادهای که به صورت مجموعهای از خطهای چاپی با پهنای مختلف نمایش داده شده است
landing mat باند فرود اضطراری
long wave band باند موج بلند
wideband channel کانال پهن باند
mine strip باند مین گذاری
image band باند فرکانس تصویر
band switch کلید تغییر باند
aperiodic antenna انتن با باند گسترده
air strip باند فرود یاپرواز
wideband channel مجرای پهن باند
broadband amplifier فزونساز باند گسترده
broadband exchange تعویض پهن باند
bleeding باند تداخل امواج
frequency band compression تراکم باند فرکانس
broadband antenna انتن با باند گسترده
broadband channel کانال پهن باند
launching pad باند پرتاب موشک
interband telegraphy تلگراف باند میانی
launching pads باند پرتاب موشک
approach end ابتدای باند فرود
approach route مسیر تقرب به باند
chart گرافی که در آن مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی با طول و پهنای مختلف نشان داده می شوند
charting گرافی که در آن مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی با طول و پهنای مختلف نشان داده می شوند
charts گرافی که در آن مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی با طول و پهنای مختلف نشان داده می شوند
charted گرافی که در آن مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی با طول و پهنای مختلف نشان داده می شوند
intermediate frequency band filter صافی باند فرکانس میانی
roll out دویدن هواپیما روی باند
approach time زمان نزدیک شدن به باند
band change switch کلید تغییر باند فرکانس
asymmetrical sideband transmission پخش باند جانبی مانده
vestigial sideband transmission پخش باند جانبی مانده
band pass filter circuit مدار صافی باند پاس
overshoot فرودسایشی هواپیما روی باند
overshoots فرودسایشی هواپیما روی باند
interband recombination ترکیب مجدد باند میانی
overshooting فرودسایشی هواپیما روی باند
full beam spread باند کامل روشن کننده
landing strip باند فروداضطراری هواپیما یا هلی کوپتر
turn off guidance هدایت هواپیماروی باند تاکسی کردن
strip alert اماده باش روی باند فرود
heliports باند فرود و پرواز هلی کوپتر
gantelope باند برای دست دعوت به مبارزه
landing strips باند فروداضطراری هواپیما یا هلی کوپتر
taxiing حرکت هواپیماها روی باند فرود
heliport باند فرود و پرواز هلی کوپتر
gantlope باند برای دست دعوت به مارزه
angle of departure زاویه صعود هواپیما از روی باند
taxi حرکت هواپیماها روی باند فرود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com