English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 96 (6 milliseconds)
English Persian
apologist پوزش خواه
apologists پوزش خواه
Other Matches
relatives خواهر عمو وعمه خواه تنی باشند خواه ناتنی اطلاق میشود
liberalparty حزب ازادی خواه یا ترقی خواه
apology پوزش
pardons پوزش
pardoning پوزش
pardoned پوزش
pardon پوزش
apologies پوزش
to excuse oneself پوزش خواستن
to beg your pardon پوزش می خواهم
excuse me پوزش می خواهم
excusatory پوزش امیز
apologise پوزش طلبیدن
apologia پوزش ادبی
apologias پوزش ادبی
apologetic پوزش امیز
to offer an apology پوزش خواستن
amende honorable پوزش خواهی
apologised پوزش خواستن
apologises پوزش خواستن
apologising پوزش خواستن
apologize پوزش خواستن
apologized پوزش خواستن
apologizing پوزش خواستن
apologizes پوزش خواستن
apologetically از راه پوزش یا دفاع
i express my regret for it پوزش میخواهم که چنین شد
i beg your pardon پوزش میخواهم معذرت می خواهم
to offer an excuse پوزش خواستن عذرخواهی کردن
or خواه
ill minded بد خواه
ill wisher بد خواه
whether خواه
if خواه
you must a for that conduct باید از این طرز رفتار پوزش بخواهید
to eat humble pie پوزش خواستن چنانکه انسانرا پست نماید
repulican جمهوری خواه
person aganist whom appeal فرجام خواه
inverts هم جنس خواه
constitutionalist مشروطه خواه
homosexuals همجنس خواه
inverting هم جنس خواه
monarchic سلطنت خواه
nolens volens خواه و ناخواه
one who appeals to the supreme court فرجام خواه
one who asks for a loan وام خواه
invert هم جنس خواه
progressionist ترقی خواه
votary هوا خواه
progressist ترقی خواه
progressivist ترقی خواه
progressive ترقی خواه
gay همجنس خواه
gayer همجنس خواه
gayest همجنس خواه
gays همجنس خواه
Republican جمهوری خواه
Republicans جمهوری خواه
blackmailer باج خواه
apologizer معذرت خواه
halophyte نمک خواه
blackmailers باج خواه
avenger کین خواه
homosexual همجنس خواه
appellant پژوهش خواه
tribade همجنس خواه فاعلی
homoeopaths جور درمان خواه
homeopath جور درمان خواه
propitious شفیع خیر خواه
liberals ازادی خواه زیاد
liberal ازادی خواه زیاد
appellant فرجام خواه مستانف
progressionist عضوحزب ترقی خواه
homeopaths جور درمان خواه
Excuses always proceed from a guilty conscience. <proverb> کسی که پوزش می خواهد خود را متهم می کند. [ضرب المثل]
A guilty conscience needs no accuser. <proverb> کسی که پوزش می خواهد خود را متهم می کند. [ضرب المثل]
He who excuses accuses himself. <proverb> کسی که پوزش می خواهد خود را متهم می کند. [ضرب المثل]
the liberal party حزب یا دسته ازادی خواه
repulican عضو حزب جمهوری خواه
ministerialist هواه خواه وزارت وقت
well wisher ادم نیکخواه خیر خواه
well wishing ادم نیکخواه خیر خواه
nationalist ازادی خواه واستقلال طلب
progressist عضو حزب ترقی خواه
nationalists ازادی خواه واستقلال طلب
respondent پژوهش خواه مستانف علیه
modernists هوا خواه اصول امروزی
respondents پژوهش خواه مستانف علیه
modernist هوا خواه اصول امروزی
henchmen هواه خواه سیاسی نوکر
henchman هواه خواه سیاسی نوکر
will heŠnill he چه بخواهد چه نخواهد خواه ناخواه
well intentioned خوش نیت خیر خواه خیرخواهانه
culturist فرهنگ خواه هواخواه تهذیب وپرورش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com