Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (6 milliseconds)
English
Persian
rind
پوسته بیرونی هرچیزی
rinds
پوسته بیرونی هرچیزی
Other Matches
banjo axle
پوسته اکسل عقب اتومبیل که پوسته دیفرانسیل ان در وسط قرار دارد
exfoliation
پوسته پوسته شدن لایههای بتن یا سنگ در اثر حرارت محیط همجوار
flaked
جرقه پوسته پوسته شدن
flaking
جرقه پوسته پوسته شدن
pelliculate
پوسته پوسته شامه دار
flake
جرقه پوسته پوسته شدن
slough
پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
scabrous
زبر پوسته پوسته
scabs
پوسته پوسته شدن
scab
پوسته پوسته شدن
exfoliate
پوسته پوسته شدن
desquamate
پوسته پوسته شدن
aught
هرچیزی
crown
بالای هرچیزی
crowns
بالای هرچیزی
palms
کف هرچیزی پهنه
palm
کف هرچیزی پهنه
loose end
انتهای شل هرچیزی
loose ends
انتهای شل هرچیزی
petticoat
هرچیزی شبیه شلیته
shoulders
هرچیزی شبیه شانه
shouldering
هرچیزی شبیه شانه
knife edge
لبه تیز هرچیزی
knife-edge
لبه تیز هرچیزی
knife-edges
لبه تیز هرچیزی
shouldered
هرچیزی شبیه شانه
shoulder
هرچیزی شبیه شانه
core
مغز ودرون هرچیزی
cores
مغز ودرون هرچیزی
petticoats
هرچیزی شبیه شلیته
sheeting
هرچیزی بشکل ورقه
spool
هرچیزی شبیه قرقره
rattail
هرچیزی شبیه دم موش
spools
هرچیزی شبیه قرقره
buttoning
هرچیزی شبیه دکمه
buttoned
هرچیزی شبیه دکمه
button
هرچیزی شبیه دکمه
steelyard
هرچیزی شبیه قپان
w
هرچیزی بشکل حرف w
broadside
سطح پهن هرچیزی
broadsides
سطح پهن هرچیزی
nates
هرچیزی شبیه کفل
blade
هرچیزی شبیه تیغه
spindle
هرچیزی شبیه دوک
spindles
هرچیزی شبیه دوک
extern
بیرونی
outer
بیرونی
exteriors
بیرونی
exterior
بیرونی
out door
بیرونی
externals
بیرونی
cortical
بیرونی
outdoor
بیرونی
out
<adv.>
بیرونی
dooryard
بیرونی
bakkat
بیرونی
external
بیرونی
outward
بیرونی
blinds
هرچیزی که مانع عبورنور شود
blind
هرچیزی که مانع عبورنور شود
crumbs
هرچیزی شبیه خرده نان
facture
عمل یا طریقه ساختن هرچیزی
blinded
هرچیزی که مانع عبورنور شود
backboard
تخته یا صفحهء پشت هرچیزی
bolus
قطعه کوچک وگردی از هرچیزی
blazing star
هرچیزی که موردتوجه دیگران باشد
boat
کرجی هرچیزی شبیه قایق
boats
کرجی هرچیزی شبیه قایق
crumb
هرچیزی شبیه خرده نان
bonnet
کلاهک دودکش سرپوش هرچیزی
bonnets
کلاهک دودکش سرپوش هرچیزی
outwall
دیوار بیرونی
outworld
جهان بیرونی
physiognomies
چهره بیرونی
acrotic
بیرونی خارجی
outer shell electron
الکترون بیرونی
arbor support
یاطاقان بیرونی
extrinsic values
ارزشهای بیرونی
extrados springing line
پاطاق بیرونی
external force
نیروی بیرونی
foreign
بیرونی ناجور
physiognomy
چهره بیرونی
external socket
پریز بیرونی
base-court
حیات بیرونی
bailey
باروی بیرونی
bailey
دیوار بیرونی
extrinsic
بیرونی خارجی
outsides
در بیرون بیرونی
outside
در بیرون بیرونی
the crown of the teeth
دندان بیرونی
what have you
<idiom>
هرچیزی که شخص میخواهد و دوست دارد
insignia
علائم ونشانهای مشخص کننده هرچیزی
insigne
علائم ونشانهای مشخص کننده هرچیزی
stirrups
هرچیزی شبیه رکاب استخوان رکابی
stirrup
هرچیزی شبیه رکاب استخوان رکابی
world is one's oyster
<idiom>
هرکس هرچیزی را میتواند بدست بیاورد
anathema
هرچیزی که مورد لعن واقع شود
bond
عهد ومیثاق هرچیزی که شخص رامقیدسازد
chorion
پرده بیرونی جنین
over
بیرونی شفا یافتن
externally heated arc
قوس گرمیونایی بیرونی
outed
فاش شدن بیرونی
out-
فاش شدن بیرونی
out
فاش شدن بیرونی
base court
حیاط بیرونی یاعقبی
over-
بیرونی شفا یافتن
outgoing traffic
جاده به راستای بیرونی
horn-work
[استحکامات بیرونی با دو سنگر]
outwards
بطرف خارج بیرونی
toa
قسمت بیرونی سر چوب
scarf skin
پوشش یاغلاف بیرونی
outer shell electron
الکترون لایه بیرونی
outer work function
انرژی خروج بیرونی
outpart
قسمت بیرونی یا دوردست
outside influence
نفوذ بیرونی یا خارجی
outward
بطرف خارج بیرونی
the crown of the teeth
قسمت بیرونی دندان
tub
حمام فرنگی هرچیزی بشکل تغاهر شستشوکردن
whiplash
هرچیزی شبیه شلاق ضربه یا تکان شلاقی
lancets
هرچیزی شبیه نیشتر پنجره نوک تیز
whiplashes
هرچیزی شبیه شلاق ضربه یا تکان شلاقی
in the clear
<idiom>
رها از هرچیزی که موجب حرکت یا دیدمشکل شود
tubs
حمام فرنگی هرچیزی بشکل تغاهر شستشوکردن
lancet
هرچیزی شبیه نیشتر پنجره نوک تیز
exteriority
حالت بیرونی یافاهری دلبستگی به
geophysics
علم اوضاع بیرونی و طبیعی زمین
crow's foot
هرچیزی بشکل پنجه کلاغ چین و چروک گوشه لب و چشم.
ageum son
قسمت بین شصت و انگشت بیرونی دست
outer ear
گوش بیرونی
[کالبد شناسی بدن انسان]
external ear
گوش بیرونی
[کالبد شناسی بدن انسان]
labrum
لب زیرین بند پائیان لبه بیرونی صدف لب
utilitarianism
بدی هرچیزی بسته بدرجه سودمندی ان برای عامه مردم است
c
سومین حرف الفبای انگلیسی و غالب السنه غربی هرچیزی درمرتبه سوم
esquillage
پوسته
upper crust
پوسته
stator
پوسته
wythe
پوسته
single skinned
یک پوسته
shuck
پوسته
putamen
پوسته
shelly
پوسته پوسته
scurf
پوسته
testa
پوسته
skin
پوسته
encrustation
پوسته
earth crust
پوسته
encrustations
پوسته
membrance
پوسته
leprose
پوسته پوسته
incrustment
پوسته
cryosphere
یخ پوسته
incrustation
پوسته
patagium
پوسته
mantle
پوسته
filmed
پوسته
film
پوسته
skinned
پوسته
skinning
پوسته
skins
پوسته
dishes
پوسته
shell
پوسته
mantles
پوسته
case
پوسته
cod
پوسته
cortex
پوسته
shells
پوسته
dish
پوسته
crust
پوسته
flaking
پوسته
flaked
پوسته
flake
پوسته
cases
پوسته
crusts
پوسته
cortices
پوسته
membranes
پوسته
layers
پوسته
shelling
پوسته
chaff
پوسته
membrane
پوسته
layer
پوسته
sleeve
پوسته
bushing
پوسته
sleeves
پوسته
flaky
پوسته پوسته
sludge
پوسته یخ
outer shell
پوسته والانس
valence shell
پوسته والانس
rinded
پوسته دار
sublevel
زیر پوسته
subsell
زیر پوسته
pelliculate
دارای پوسته
rawhide
پوسته خام
snail
حلزون با پوسته
crusty
پوسته مانند
rawhides
پوسته خام
pellicular
پوسته دار
encrustations
پوسته بندی
pellicle
پوسته نازک
scutum
پوسته استخوانی
oxide skin
پوسته اکسید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com