Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
epicarp
پوسته خارجی قسمت نرم میوه
Other Matches
proctodaeum
قسمت خارجی پوسته مقعدومجرای مقعد
slough
پوسته خارجی
ectoclast
پوسته خارجی سلول
actine
قسمت خارجی
exosphere
قسمت خارجی جو
outfield
قسمت خارجی میدان
dermatome
قسمت خارجی یک موجود
pericranium
قسمت خارجی جمجمه
volumetric loading/density
خارج قسمت حجم کل سوخت موتور راکت جامد به کل بدنه یا پوسته
epicardium
قسمت خارجی عضله قلب
imposition
[بار اضافی در قسمت خارجی ساختمان]
outside
خم کردن بدن به قسمت خارجی منحنی پیچ اسکی
outsides
خم کردن بدن به قسمت خارجی منحنی پیچ اسکی
banjo axle
پوسته اکسل عقب اتومبیل که پوسته دیفرانسیل ان در وسط قرار دارد
exfoliation
پوسته پوسته شدن لایههای بتن یا سنگ در اثر حرارت محیط همجوار
cloud chamber effect
اثرات حاصله از لایه خارجی قارچ اتمی اثرات پوسته قارچ اتمی
positive externalities
صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
flaked
جرقه پوسته پوسته شدن
flake
جرقه پوسته پوسته شدن
flaking
جرقه پوسته پوسته شدن
pelliculate
پوسته پوسته شامه دار
indusium
پرده یا پوشش روی میوه غلاف میوه
slough
پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
exterior angle
زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
external symbol dictionary
فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
impurity
جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
scabrous
زبر پوسته پوسته
scab
پوسته پوسته شدن
scabs
پوسته پوسته شدن
exfoliate
پوسته پوسته شدن
desquamate
پوسته پوسته شدن
outwork
استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
foreign exchange
پول خارجی ارز خارجی
butts
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
quartersaw
الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
ecphora
پیش آمدگی
[طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
terneplate
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
terne
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
shuttling
حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
plank
قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
long bone
که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
wilson
پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
external diseconomies
عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
base section
رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
cross disbursing
انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
section
قسمت قسمت کردن برش دادن
sections
قسمت قسمت کردن برش دادن
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
fanfold
یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
shuttles
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttled
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttle
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttles
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttle
قسمت قسمت حرکت کردن
executing agency
قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
public relations officers
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officer
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
detachment
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
enlisted section
قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
army nurse corps
قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
crusts
پوسته
dishes
پوسته
encrustations
پوسته
shelling
پوسته
skins
پوسته
mantles
پوسته
upper crust
پوسته
dish
پوسته
flaky
پوسته پوسته
skinning
پوسته
skinned
پوسته
skin
پوسته
encrustation
پوسته
membrane
پوسته
cases
پوسته
case
پوسته
stator
پوسته
testa
پوسته
incrustment
پوسته
incrustation
پوسته
membranes
پوسته
flake
پوسته
flaking
پوسته
shell
پوسته
shells
پوسته
flaked
پوسته
mantle
پوسته
filmed
پوسته
film
پوسته
cortex
پوسته
layers
پوسته
layer
پوسته
crust
پوسته
sleeves
پوسته
wythe
پوسته
scurf
پوسته
earth crust
پوسته
membrance
پوسته
sludge
پوسته یخ
shelly
پوسته پوسته
sleeve
پوسته
chaff
پوسته
shuck
پوسته
single skinned
یک پوسته
cortices
پوسته
cryosphere
یخ پوسته
patagium
پوسته
bushing
پوسته
leprose
پوسته پوسته
cod
پوسته
putamen
پوسته
esquillage
پوسته
encrustations
پوسته بندی
snail
حلزون با پوسته
pelliculate
دارای پوسته
pellicle
پوسته نازک
encrustation
پوسته بندی
scutum
پوسته استخوانی
sublevel
زیر پوسته
pellicular
پوسته دار
crusty
پوسته مانند
rawhides
پوسته خام
damp proof membrane
پوسته نمبند
curing membrane
پوسته نگهبان
corrugated skin
پوسته موجدار
rawhide
پوسته خام
wing skin
پوسته بال
acetate film
پوسته استاتی
oxide skin
پوسته اکسید
crankcase
پوسته موتور
endocarp
پوسته هسته
pod
پوسته محافظ
pods
پوسته محافظ
valence shell
پوسته والانس
outer shell
پوسته والانس
rinded
پوسته دار
bush
پوسته داخلی
bushes
پوسته داخلی
subsell
زیر پوسته
cupola shell
پوسته کوپل
cooling shell
پوسته سردکننده
ion sheath
پوسته یونی
soft shell
نرم پوسته
skins
پوسته ریخته گی
membran
پوسته دار
erratic scab
پوسته جوش
skinning
پوسته ریخته گی
skin
پوسته ریخته گی
electron sheath
پوسته الکترونی
electron shell
پوسته الکترون
descaling
پوسته زدایی
earth's crust
پوسته زمین
earth crust
پوسته زمین
skinned
پوسته ریخته گی
skin friction
مقاومت پوسته
soft shelled
نرم پوسته
energy shell
پوسته انرژی
soft skin
پوسته نرم
crust
پوسته زمین
crusts
پوسته زمین
throttle
عبور قسمت به قسمت
parts per million
قسمت در میلیون قسمت
throttles
عبور قسمت به قسمت
throttled
عبور قسمت به قسمت
to sell in lots
قسمت قسمت فروختن
p.p.m
قسمت در یک میلیون قسمت
throttling
عبور قسمت به قسمت
shuttled
بمباران قسمت به قسمت
shuttle
بمباران قسمت به قسمت
shuttle
راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttles
راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttles
بمباران قسمت به قسمت
shuttled
راهپیمائی قسمت به قسمت
soft shelled
دارای پوسته تردوشکننده
encrustation
پوسته دار سازی
encrustations
پوسته دار سازی
rind
پوسته بیرونی هرچیزی
adapter sleeve
پوسته تطبیق دهنده
body fit sleeve
پوسته یا غلاف مناسب
drop worm housing
پوسته حلزونی سقوطی
tegmen
پوسته داخلی تخم
film evaporator
تبخیر کننده پوسته
slug
حلزون بدون پوسته
loricate
دارای پوسته محافظ
drum barrel
پوسته یا روکش استوانهای
front axle housing
پوسته اکسل جلو
encrust
بشکل پوسته در اوردن
crust of the earth
پوسته یا قشر زمین
half shell mold
قالب نیم پوسته
graben
فرورفتگی در پوسته زمین
gear case
پوسته جعبه دنده
rinds
پوسته بیرونی هرچیزی
encrust
با پوسته یاقشری پوشاندن
rear axle casing
پوسته محور عقب
furnace shell
قشر یا پوسته کوره
insulated bearing housing
پوسته یاطاقان عایق شده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com