Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 187 (9 milliseconds)
English
Persian
cooling shell
پوسته سردکننده
Other Matches
banjo axle
پوسته اکسل عقب اتومبیل که پوسته دیفرانسیل ان در وسط قرار دارد
exfoliation
پوسته پوسته شدن لایههای بتن یا سنگ در اثر حرارت محیط همجوار
coolants
سردکننده
coolant
سردکننده
frigorific
سردکننده
cooling plant
تاسیسات سردکننده
refrigerant
ماده سردکننده
flaked
جرقه پوسته پوسته شدن
flaking
جرقه پوسته پوسته شدن
flake
جرقه پوسته پوسته شدن
pelliculate
پوسته پوسته شامه دار
absorption refrigerating machine
دستگاه سردکننده جذبی
wine cooler
هرنوع وسیله یا مخزن سردکننده شراب
slough
پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
scab
پوسته پوسته شدن
scabs
پوسته پوسته شدن
exfoliate
پوسته پوسته شدن
scabrous
زبر پوسته پوسته
desquamate
پوسته پوسته شدن
open cycle reactor system
سیستم راکتوری که دران ماده سردکننده تنها یکبار از مبدل حرارتی مرکزی عبور میکند
cutting oil
روغن سردکننده روغن برش
chaff
پوسته
mantle
پوسته
mantles
پوسته
filmed
پوسته
flaky
پوسته پوسته
crusts
پوسته
skin
پوسته
skinned
پوسته
crust
پوسته
skins
پوسته
skinning
پوسته
bushing
پوسته
shelly
پوسته پوسته
shuck
پوسته
single skinned
یک پوسته
testa
پوسته
wythe
پوسته
encrustation
پوسته
encrustations
پوسته
upper crust
پوسته
scurf
پوسته
esquillage
پوسته
putamen
پوسته
incrustment
پوسته
cryosphere
یخ پوسته
stator
پوسته
earth crust
پوسته
incrustation
پوسته
leprose
پوسته پوسته
membrance
پوسته
patagium
پوسته
film
پوسته
cortex
پوسته
shell
پوسته
cases
پوسته
dishes
پوسته
cortices
پوسته
dish
پوسته
flaking
پوسته
flaked
پوسته
cod
پوسته
flake
پوسته
case
پوسته
sludge
پوسته یخ
membranes
پوسته
layer
پوسته
sleeves
پوسته
shells
پوسته
sleeve
پوسته
layers
پوسته
membrane
پوسته
shelling
پوسته
oxide skin
پوسته اکسید
valence shell
پوسته والانس
endocarp
پوسته هسته
outer shell
پوسته والانس
energy shell
پوسته انرژی
earth's crust
پوسته زمین
erratic scab
پوسته جوش
ion sheath
پوسته یونی
membran
پوسته دار
pellicle
پوسته نازک
encrustation
پوسته بندی
subsell
زیر پوسته
sublevel
زیر پوسته
curing membrane
پوسته نگهبان
soft skin
پوسته نرم
soft shelled
نرم پوسته
soft shell
نرم پوسته
skin friction
مقاومت پوسته
pod
پوسته محافظ
pods
پوسته محافظ
wing skin
پوسته بال
scutum
پوسته استخوانی
rinded
پوسته دار
bush
پوسته داخلی
bushes
پوسته داخلی
pelliculate
دارای پوسته
pellicular
پوسته دار
encrustations
پوسته بندی
cupola shell
پوسته کوپل
descaling
پوسته زدایی
snail
حلزون با پوسته
crusty
پوسته مانند
acetate film
پوسته استاتی
damp proof membrane
پوسته نمبند
slough
پوسته خارجی
corrugated skin
پوسته موجدار
crankcase
پوسته موتور
rawhide
پوسته خام
rawhides
پوسته خام
skins
پوسته ریخته گی
electron sheath
پوسته الکترونی
crusts
پوسته زمین
electron shell
پوسته الکترون
earth crust
پوسته زمین
crust
پوسته زمین
skin
پوسته ریخته گی
skinned
پوسته ریخته گی
skinning
پوسته ریخته گی
slug
حلزون بدون پوسته
encrustations
پوسته دار سازی
crust of the earth
پوسته یا قشر زمین
tegmen
پوسته داخلی تخم
encrustation
پوسته دار سازی
rear axle casing
پوسته محور عقب
rind
پوسته بیرونی هرچیزی
body fit sleeve
پوسته یا غلاف مناسب
rinds
پوسته بیرونی هرچیزی
adapter sleeve
پوسته تطبیق دهنده
soft shelled
دارای پوسته تردوشکننده
encrust
بشکل پوسته در اوردن
gear case
پوسته جعبه دنده
graben
فرورفتگی در پوسته زمین
half shell mold
قالب نیم پوسته
drop worm housing
پوسته حلزونی سقوطی
furnace shell
قشر یا پوسته کوره
front axle housing
پوسته اکسل جلو
film evaporator
تبخیر کننده پوسته
ectoclast
پوسته خارجی سلول
encrust
با پوسته یاقشری پوشاندن
drum barrel
پوسته یا روکش استوانهای
loricate
دارای پوسته محافظ
helicoid
بشکل پوسته حلزون مارپیچ
soft shell
دارای پوسته ترد وشکننده
lorica
پوسته سخت حافظ جانوران
gas case hardening
سخت گردانی پوسته گازی
insulated bearing housing
پوسته یاطاقان عایق شده
interchangeable bearing shells
پوسته قابل تعویض یاطاقان
proctodaeum
قسمت خارجی پوسته مقعدومجرای مقعد
to crust
[snow]
تشکیل دادن به پوسته سخت
[برف]
epicarp
پوسته خارجی قسمت نرم میوه
crankcase
محفظه کارتر پوسته میل لنگ
spaced armor
دو پوسته کردن زره برای تقویت ان
crust
پوسته سخت هر چیزی ادم جسور و بی ادب
dunite
نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
andesite
نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
syenite
نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
crusts
پوسته سخت هر چیزی ادم جسور و بی ادب
clinker
تفاله شیشه درکوره قالگری پوسته اهن
splinter screen
پوسته زره پوش اطراف پل فرماندهی ناو
endodermis
داخلی ترین بافت پوسته ریشه وساقه
diabase
نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
geotectonic
مربوط به مبحث ساختمان وتشکیلات صخرههای پوسته زمین
buzz
نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
buzzing
نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
buzzes
نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
buzzed
نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
integral tank
تانک سوختی که پوسته رسانگر بخشی از دیواره ان را تشکیل میدهد
plutonism
فرضیهای که بموجب ان خارههای پی در پی پوسته زمین دراثرگرمادرست شده اند
catastrophism
اعتقاد باینکه پوسته زمین دستخوش انقلابهای ناگهانی طبیعت شده
geochemistry
علمی که درباره ترکیب وتغییرات شیمیایی پوسته زمین بحث میکند
shell
بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shells
بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
volumetric loading/density
خارج قسمت حجم کل سوخت موتور راکت جامد به کل بدنه یا پوسته
shelling
بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
neptunist
کسیکه عقیده داردکه خارههای پی در پی پوسته زمین بوسیله اب درست شده اند
plutonic theory
فرضیهای که بموجب ان خارههای پی درپی پوسته زمین دراثرگرمای درست شده اند
cyaniding
عملیات حرارتی که برای سخت کردن پوسته الیاژهای اهن دار بکار می رود
cam ring
رینوی داخل پوسته موتور که توسط میل لنگ به چرخش درامده و باز و بسته شدن سوپاپها را کنترل میکند
lobster thermidor
مخلوطی از گوشت خرچنگ وزده تخم مرغ وقارچ وخامه که در پوسته خرچنگ سرخ میکنند
to break up
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
monocoque
ساختمان سه بعدی مثل بدنه هواپیما که فاقد سازه داخلی بوده و همه تنش بر پوسته و اجزاء ساختمانی که بلافاصله زیر ان قرار دارندوارد میگردد
permafrost
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
cloud chamber effect
اثرات حاصله از لایه خارجی قارچ اتمی اثرات پوسته قارچ اتمی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com