Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
curing membrane
پوسته نگهبان
Other Matches
banjo axle
پوسته اکسل عقب اتومبیل که پوسته دیفرانسیل ان در وسط قرار دارد
exfoliation
پوسته پوسته شدن لایههای بتن یا سنگ در اثر حرارت محیط همجوار
flaking
جرقه پوسته پوسته شدن
flaked
جرقه پوسته پوسته شدن
pelliculate
پوسته پوسته شامه دار
flake
جرقه پوسته پوسته شدن
slough
پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
scabrous
زبر پوسته پوسته
scab
پوسته پوسته شدن
scabs
پوسته پوسته شدن
exfoliate
پوسته پوسته شدن
desquamate
پوسته پوسته شدن
life guard
نگهبان
look out
نگهبان
sentry
نگهبان
sentries
نگهبان
wardens
نگهبان
custodier
نگهبان
out post
نگهبان
on guard
نگهبان
keepers
نگهبان
guardsmen
نگهبان
watch
نگهبان
warden
نگهبان
left half back
نگهبان چپ
guard
نگهبان
keeper
نگهبان
guardsman
نگهبان
watchdogs
سگ نگهبان
watchmen
نگهبان
guarding
نگهبان
escorted
نگهبان
guards
نگهبان
enntinel
نگهبان
escorts
نگهبان
escorting
نگهبان
escort
نگهبان
watchman
نگهبان
watchdog
سگ نگهبان
custos
نگهبان
guardian
نگهبان
guardians
نگهبان
watch man
نگهبان
watching
نگهبان
watch dog
سگ نگهبان
watches
نگهبان
gallant
نگهبان
K9
[canine]
سگ نگهبان
ward
نگهبان
wards
نگهبان
duty
نگهبان
police dog
سگ نگهبان
guard dog
سگ نگهبان
watched
نگهبان
conservator
نگهبان
sentinels
نگهبان
inspector
نگهبان
inspectors
نگهبان
body guard
نگهبان
chaser
نگهبان
chasers
نگهبان
sentinel
نگهبان
custodians
نگهبان
lifeguards
نگهبان
custodial
نگهبان
lifeguard
نگهبان
custodian
نگهبان
watchdogs
سگ پاسبان نگهبان
tricked
سکانی نگهبان
curator
نگهبان متصدی
watchdog
سگ پاسبان نگهبان
trick
سکانی نگهبان
tricking
سکانی نگهبان
boat gang
نگهبان قایق
air sentinel
نگهبان هوایی
anchor watch
نگهبان لنگر
arcturus
نگهبان شمال
beach patrol
نگهبان اسکله
warden
نافر نگهبان
beach patrol
نگهبان ساحلی
curators
نگهبان متصدی
wardens
نافر نگهبان
coverings
نگهبان بگوش
officer of the day
افسر نگهبان
officer of the watch
افسر نگهبان
port watch
نگهبان بندر
sergeant of the guard
گروهبان نگهبان
churchman
نگهبان کلیسا
radio guard
نگهبان بی سیم
relief of sentry
عوض نگهبان
copying
نگهبان مخابراتی
cover
نگهبان بگوش
guardian angel
فرشته نگهبان
right half back
نگهبان راست
churchmen
نگهبان کلیسا
covers
نگهبان بگوش
to stand sentinel
نگهبان گذاشتن در
bailiff
نگهبان دژ سلطنتی
bailiffs
نگهبان دژ سلطنتی
guard signal
علامت نگهبان
guard post
پایه نگهبان
guard band
باند نگهبان
watch officer
افسر نگهبان
gangway staff
نگهبان پله
flag guard
نگهبان پرچم
factionary
نگهبان قراول
guardian council
شورای نگهبان
memory guard
نگهبان حافظه
copied
نگهبان مخابراتی
copy
نگهبان مخابراتی
interior guard
نگهبان داخلی
copies
نگهبان مخابراتی
encrustations
پوسته
skin
پوسته
wythe
پوسته
encrustation
پوسته
skinned
پوسته
flaky
پوسته پوسته
skinning
پوسته
esquillage
پوسته
skins
پوسته
testa
پوسته
incrustment
پوسته
earth crust
پوسته
leprose
پوسته پوسته
patagium
پوسته
cryosphere
یخ پوسته
bushing
پوسته
upper crust
پوسته
scurf
پوسته
putamen
پوسته
shelly
پوسته پوسته
membrance
پوسته
shuck
پوسته
chaff
پوسته
single skinned
یک پوسته
stator
پوسته
incrustation
پوسته
cod
پوسته
membranes
پوسته
sludge
پوسته یخ
shelling
پوسته
shells
پوسته
case
پوسته
cortices
پوسته
cortex
پوسته
dishes
پوسته
dish
پوسته
flaking
پوسته
flaked
پوسته
flake
پوسته
shell
پوسته
cases
پوسته
sleeve
پوسته
sleeves
پوسته
film
پوسته
filmed
پوسته
mantle
پوسته
mantles
پوسته
layer
پوسته
layers
پوسته
crust
پوسته
membrane
پوسته
crusts
پوسته
watch dog
ناو نگهبان ناوگان
attendant
همراه نگهبان کشیک
guardsmen
سرباز هنگ نگهبان
guardsman
سرباز هنگ نگهبان
Beefeaters
نگهبان برج لندن
Beefeater
نگهبان برج لندن
attendants
همراه نگهبان کشیک
warders
نگهبان دروازه یا قصر
warder
نگهبان دروازه یا قصر
earth retaining wall
دیوار نگهبان خاک
duty officer
افسر نگهبان ستاد
cryptoguard
نگهبان اطاق رمز
wardress
نگهبان و محافظ زن در زندان
sentry box
سایبان چوبی نگهبان
sentry boxes
سایبان چوبی نگهبان
armorer
نگهبان اسلحه زراد
am i the keep of my brother?
ایامن نگهبان برادرخودهستم
time orderly
نگهبان اعلام ساعت
air controlman
نگهبان کنترل هوایی
to relieve guard
نگهبان راعوض کردن
service officer
افسر ارشد نگهبان
rangeguard
نگهبان میدان تیر
outer shell
پوسته والانس
subsell
زیر پوسته
ion sheath
پوسته یونی
encrustation
پوسته بندی
rawhide
پوسته خام
rawhides
پوسته خام
rinded
پوسته دار
bushes
پوسته داخلی
bush
پوسته داخلی
encrustations
پوسته بندی
soft shell
نرم پوسته
pelliculate
دارای پوسته
wing skin
پوسته بال
pods
پوسته محافظ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com