Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
ion sheath
پوسته یونی
Other Matches
banjo axle
پوسته اکسل عقب اتومبیل که پوسته دیفرانسیل ان در وسط قرار دارد
exfoliation
پوسته پوسته شدن لایههای بتن یا سنگ در اثر حرارت محیط همجوار
flaking
جرقه پوسته پوسته شدن
pelliculate
پوسته پوسته شامه دار
flaked
جرقه پوسته پوسته شدن
flake
جرقه پوسته پوسته شدن
slough
پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
scabs
پوسته پوسته شدن
scabrous
زبر پوسته پوسته
scab
پوسته پوسته شدن
exfoliate
پوسته پوسته شدن
desquamate
پوسته پوسته شدن
ionic
یونی
ionic semiconductor
نیمرسانای یونی
ionic strength
قدرت یونی
ionic ray
پرتو یونی
ionic ray
شعاع یونی
ionic ratio
نسبت یونی
ionic compound
ترکیب یونی
ionic conduction
رسانایی یونی
ionic conduction
هدایت یونی
ionic crystal
بلور یونی
ionic dissociation
تفکیک یونی
ionic heated cathode
کاتد یونی
ionic lattice
شبکه یونی
ionic mobility
تحرک یونی
ionic chromatography
کروماتوگرافی یونی
ionic character
خصلت یونی
ionic radius
شعاع یونی
limiting ionic conductance
رسانایی یونی حد
uniselector
یونی سلکتور
ionic polymerization
بسپارش یونی
ion exchange
تبادل یونی
ion engine
موتور یونی
ion beam
باریکه یونی
ion flow
جریان یونی
ionic current
جریان یونی
ionization current
جریان یونی
ion implantation
کاشت یونی
ion beam
اشعه یونی
ion rocket
راکت یونی
ionic bond
پیوند یونی
limiting ionic mobility
تحرک یونی حد
ionic propelsion
موتور یونی
interionic attraction
جاذبه بین یونی
ion exchange chromatography
کروماتوگرافی تبادل یونی
ion plating
روکش کاری یونی
ion product constant
ثابت حاصلضرب یونی
ionic centrifuge
شتاب دهنده یونی
density of an ion beam
چگالی اشعه یونی
ion exchange resin
رزین تبادل یونی
ionic polyrizability
قطبش پذیری یونی
Asiatic base
پایه یونی
[آسیایی]
Bassae Order
[معماری یونی یونان]
partial ionioc character
خصلت جزیی یونی
radical ion polymerization
بسپارش یونی رادیکال
coussinet
[بالشتکی در سر ستون یونی]
cathetus
[محور چشم حلزونی یونی]
angular capital
[نوعی سرستون چهار ضلعی یونی]
Daphnis of Miletus
[معمار مقبره های یونی آپولو]
double base diode
دیود- بیس دوبل ترانزیستور یونی- جانکشن
angle-volute
[طومار پیچیده شده در گوشه سرستون یونی و کرنتی]
cation
یونی با بار مثبت که در جهت اسمی جریان حرکت میکند
earth crust
پوسته
esquillage
پوسته
upper crust
پوسته
cryosphere
یخ پوسته
incrustment
پوسته
bushing
پوسته
incrustation
پوسته
leprose
پوسته پوسته
membrance
پوسته
patagium
پوسته
putamen
پوسته
scurf
پوسته
shelly
پوسته پوسته
shuck
پوسته
single skinned
یک پوسته
stator
پوسته
testa
پوسته
wythe
پوسته
encrustation
پوسته
encrustations
پوسته
sleeve
پوسته
crusts
پوسته
shelling
پوسته
shell
پوسته
cod
پوسته
cortices
پوسته
cortex
پوسته
sludge
پوسته یخ
dishes
پوسته
dish
پوسته
shells
پوسته
film
پوسته
filmed
پوسته
mantle
پوسته
mantles
پوسته
crust
پوسته
flaking
پوسته
flaked
پوسته
skinned
پوسته
membranes
پوسته
flaky
پوسته پوسته
skin
پوسته
skins
پوسته
skinning
پوسته
case
پوسته
layers
پوسته
chaff
پوسته
sleeves
پوسته
membrane
پوسته
layer
پوسته
cases
پوسته
flake
پوسته
bushes
پوسته داخلی
bush
پوسته داخلی
wing skin
پوسته بال
pod
پوسته محافظ
encrustation
پوسته بندی
pods
پوسته محافظ
rinded
پوسته دار
snail
حلزون با پوسته
subsell
زیر پوسته
sublevel
زیر پوسته
pelliculate
دارای پوسته
pellicle
پوسته نازک
oxide skin
پوسته اکسید
outer shell
پوسته والانس
skin friction
مقاومت پوسته
membran
پوسته دار
rawhide
پوسته خام
pellicular
پوسته دار
slough
پوسته خارجی
crusty
پوسته مانند
encrustations
پوسته بندی
soft shell
نرم پوسته
soft shelled
نرم پوسته
valence shell
پوسته والانس
soft skin
پوسته نرم
scutum
پوسته استخوانی
erratic scab
پوسته جوش
skinned
پوسته ریخته گی
endocarp
پوسته هسته
cooling shell
پوسته سردکننده
descaling
پوسته زدایی
earth crust
پوسته زمین
skins
پوسته ریخته گی
corrugated skin
پوسته موجدار
electron sheath
پوسته الکترونی
electron shell
پوسته الکترون
crankcase
پوسته موتور
crusts
پوسته زمین
cupola shell
پوسته کوپل
curing membrane
پوسته نگهبان
rawhides
پوسته خام
crust
پوسته زمین
acetate film
پوسته استاتی
skin
پوسته ریخته گی
energy shell
پوسته انرژی
skinning
پوسته ریخته گی
damp proof membrane
پوسته نمبند
earth's crust
پوسته زمین
encrust
بشکل پوسته در اوردن
encrustations
پوسته دار سازی
encrust
با پوسته یاقشری پوشاندن
tegmen
پوسته داخلی تخم
crust of the earth
پوسته یا قشر زمین
soft shelled
دارای پوسته تردوشکننده
drop worm housing
پوسته حلزونی سقوطی
drum barrel
پوسته یا روکش استوانهای
encrustation
پوسته دار سازی
ectoclast
پوسته خارجی سلول
rear axle casing
پوسته محور عقب
graben
فرورفتگی در پوسته زمین
adapter sleeve
پوسته تطبیق دهنده
half shell mold
قالب نیم پوسته
body fit sleeve
پوسته یا غلاف مناسب
rinds
پوسته بیرونی هرچیزی
rind
پوسته بیرونی هرچیزی
gear case
پوسته جعبه دنده
slug
حلزون بدون پوسته
furnace shell
قشر یا پوسته کوره
loricate
دارای پوسته محافظ
front axle housing
پوسته اکسل جلو
film evaporator
تبخیر کننده پوسته
insulated bearing housing
پوسته یاطاقان عایق شده
soft shell
دارای پوسته ترد وشکننده
helicoid
بشکل پوسته حلزون مارپیچ
interchangeable bearing shells
پوسته قابل تعویض یاطاقان
lorica
پوسته سخت حافظ جانوران
gas case hardening
سخت گردانی پوسته گازی
spaced armor
دو پوسته کردن زره برای تقویت ان
to crust
[snow]
تشکیل دادن به پوسته سخت
[برف]
epicarp
پوسته خارجی قسمت نرم میوه
crankcase
محفظه کارتر پوسته میل لنگ
proctodaeum
قسمت خارجی پوسته مقعدومجرای مقعد
syenite
نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
andesite
نوعی سنگ که پوسته زمین را تشکیل میدهد
crust
پوسته سخت هر چیزی ادم جسور و بی ادب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com