Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
taxidermy
پوست ارایی
Other Matches
endermic
انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
arrayal
صف ارایی
embattle
صف ارایی
taxonomy
ره ارایی
taxonomies
ره ارایی
scleroderma
مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
strategy
رزم ارایی
deployment
موضع صف ارایی
choreography
رقص ارایی
fig
ارایش صف ارایی
formation
صف ارایی تشکیل
tactics
رزم ارایی
battle array
جنگ ارایی
rallied
صف ارایی کردن
rally
صف ارایی کردن
eco design
بوم ارایی
to a troops
صف ارایی کردن
strategies
رزم ارایی
figs
ارایش صف ارایی
unaligned
بدون صف ارایی
lay out
صفحه ارایی
topiary
درخت ارایی
rallies
صف ارایی کردن
layout
صفحه ارایی
layouts
صفحه ارایی
phonotactics
واج ارایی
dermatological
مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
pitched battles
جنگ صف ارایی شده
pitched battle
جنگ صف ارایی شده
prink
خود ارایی کردن
lay out tool
ابزار صفحه ارایی
to prink oneself up
خود ارایی کردن
strategic
وابسته به رزم ارایی
to preen oneself
خود ارایی کردن
page layout program
برنامه صفحه ارایی
to prank out oneself
خود ارایی کردن
roughs
صفحه ارایی پیش نویس
rig
گول زدن دگل ارایی
rigged
گول زدن دگل ارایی
rigs
گول زدن دگل ارایی
kahn's test of symbol arrangement
ازمون نماد ارایی کان
he lined up his men
مردان خود را در صف اورد صف ارایی کرد
tactic
ماهردرفنون جنگی تاکتیک یا رزم ارایی
skins
پوست کندن با پوست پوشاندن
skinning
پوست کندن با پوست پوشاندن
skin
پوست کندن با پوست پوشاندن
skinned
پوست کندن با پوست پوشاندن
slough
پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
tegumnentum
پوست طبیعی پوست
peels
پوست انداختن پوست
peel
پوست انداختن پوست
xanthochroid
شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
parer
پوست کن
neurilemma or lema
پوست پی
cortices
پوست
peel
پوست
peels
پوست
glume
پوست
integument
پوست
cortex
پوست
peltry
پوست
goat
پوست بز
flayer
پوست کن
crustal
پوست
shells
پوست
skins
پوست
skinning
پوست
skinned
پوست
skin
پوست
shelling
پوست
peeling
پوست
husk
پوست
husks
پوست
dermis
پوست
hide
پوست
hides
پوست
dermatalgia
پوست
cuticle
پوست
rind
پوست
rinds
پوست
shell
پوست
goats
پوست بز
goatskin
پوست بز
skinner
پوست کن
strippers
پوست کن
stripper
پوست کن
tegmen
پوست
bark
پوست
shale
پوست
scalp
پوست سر
tunc
پوست
barks
پوست
barked
پوست
encrustation
پوست
encrustations
پوست
barking
پوست
goatskins
پوست بز
hull
پوست
tegmentum
پوست
hulls
پوست
skinless
بی پوست
swanskin
پوست قو
decorticate
پوست کندن از
cuticular
پوست مانند
cuticular
وابسته به پوست
derm
زیر پوست
cutis
پوست زیرین
dermoid
شبیه پوست
calfskin
پوست گوساله
skin
پوست پوستی
calf skin
پوست گوساله
broadtail
پوست بره
beavers
پوست سگ ابی
dermatographia
پوست نگاری
sheep skin
پوست گوسفند
encrustations
پوست زخم
dermatography
شرح پوست
dermatozoa
انگلهای پوست
dermatosis
اماس پوست
dermatopathy
ناخوشی پوست
debark
پوست کندن از
dermatology
پوست شناسی
beaver
پوست سگ ابی
parchmenty
پوست مانند
dermatoid
پوست مانند
blach hulled
سیاه پوست
bast
پوست درخت
skinned
پوست پوستی
chafing
پوست رفتگی
chafes
پوست رفتگی
chap
ترک
[در پوست]
chafe
پوست رفتگی
skins
پوست پوستی
chap
شکاف
[در پوست]
chap
خشگی پوست
skinning
پوست پوستی
onion skin
پوست پیاز
corticated
پوست دار
corticate
پوست دار
barky
پوست دار
apple peel
پوست سیب
alphosis
بیرنگی پوست
albinism
سفیدی پوست
aboveboard
پوست کنده
picked
پوست کنده
to strip something off
کندن
[پوست]
tegmentum
پوست طبیعی
skiver
پوست تراش
malacodermous
نرم پوست
malicorium
پوست انار
melanic
سیاه پوست
melanotic
سیاه پوست
mesoderm
میان پوست
moleskin
پوست کورموش
molt
پوست اندازی
kipskin
دسته پوست
kid skin
پوست بزغاله
hulled
پوست کنده
taxidermist
پوست ارا
husked
پوست کنده
ross
پوست درخت
hypodermis
پوست زیرین
impassiveness
پوست کلفتی
in plain english
پوست کنده
slipe
پوست کندن از
negress
زن سیاه پوست
skinner
پوست فروش
onionskin
پوست پیاز
peltmonger
پوست فروش
percutaneous
از راه پوست
periderm
پوست برونی
periderm
پوست اطراف
scalable
پوست کندنی
phyma
برامدگی پوست
pityriasis
شوره پوست
ross
پوست کندن
scscalable
پوست کندنی
shuck
پوست نخودوغیره
oxhide
پوست گاو
pachydermatous
ستبر پوست
pachydermatous
پوست کلفت
pachydrmatous
پوست کلفت
skin effect
اثر پوست
skin and bone
پوست واستخوان
papillose
مانندبرامدگی پوست
parachroma
بیرنگی پوست
rhytidome
پوست درخت
hardshell
سخت پوست
dermoid
پوست مانند
encrustation
پوست زخم
ecdysis
پوست ریختن
ectorderm
برون پوست
egg shell
پوست تخم
parer
پوست تراش
Afrikaners
سفید پوست
endoderm
درون پوست
ecdysis
پوست اندازی
dry bones
پوست واستخوان
dermoidal
شبیه پوست
dermoidal
پوست مانند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com