English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
scrota پوست بیضه
scrotum پوست بیضه
scrotums پوست بیضه
Other Matches
endermic انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
testicle بیضه
spermary بیضه
cullion بیضه
ball بیضه
testes بیضه ها
hydrocele اب بیضه
testis بیضه
scleroderma مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
hydrocele ورم بیضه
jockstrap بیضه بند
sarcocele سرطان بیضه
testiculate بیضه مانند
athletic supporter بیضه بند
circocele دوالی بیضه
scrotums کیسه بیضه
hydrocele باد بیضه
hydrocele استسقای بیضه
jockstraps بیضه بند
suspensor بیضه بند
scrota کیسه بیضه
scrotum کیسه بیضه
kin geri لگد به بیضه حریف
vas deferens مجرای ترشحی بیضه
gonadotropic محرک بیضه ها و تخمدانها
gonadotrophic محرک بیضه ها و تخمدانها
scrotal وابسته به کیسه بیضه
dermatological مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
vasectomies قطع مجرای ترشحی بیضه
vasectomy قطع مجرای ترشحی بیضه
suspensory موجب تعویق بیضه بند
skin پوست کندن با پوست پوشاندن
skinned پوست کندن با پوست پوشاندن
skinning پوست کندن با پوست پوشاندن
skins پوست کندن با پوست پوشاندن
epididymis زائده طویل و باریک عقب بیضه که شامل مجاری خروجی منی است
slough پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
peels پوست انداختن پوست
peel پوست انداختن پوست
tegumnentum پوست طبیعی پوست
spermatogonium سلول اولیه جنس نر سلول بیضه
vas deferens لوله خروجی بیضه لوله منی
xanthochroid شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
skinning پوست
dermis پوست
goatskins پوست بز
skinned پوست
peels پوست
encrustations پوست
hides پوست
skinless بی پوست
hide پوست
husks پوست
husk پوست
cuticle پوست
tegmen پوست
peeling پوست
tegmentum پوست
swanskin پوست قو
dermatalgia پوست
cortices پوست
cortex پوست
scalp پوست سر
skinner پوست کن
peel پوست
skins پوست
crustal پوست
bark پوست
shelling پوست
flayer پوست کن
neurilemma or lema پوست پی
shell پوست
barking پوست
barks پوست
tunc پوست
hulls پوست
integument پوست
barked پوست
glume پوست
shells پوست
hull پوست
shale پوست
goat پوست بز
encrustation پوست
rind پوست
stripper پوست کن
parer پوست کن
goats پوست بز
peltry پوست
rinds پوست
skin پوست
goatskin پوست بز
strippers پوست کن
skiver پوست تراش
picked پوست کنده
thin skinned پوست نازک
skin and bone پوست واستخوان
dermoid پوست مانند
scabs پوست زخم
skin effect اثر پوست
skin پوست پوستی
skinned پوست پوستی
skinner پوست فروش
aboveboard پوست کنده
albinism سفیدی پوست
slipe پوست کندن از
chafing پوست رفتگی
scalp پوست کندن از سر
crusted پوست دار
peeled پوست کنده
scalps پوست سر بامو
chafes پوست رفتگی
chafe پوست رفتگی
scalps پوست کندن از سر
scalp پوست سر بامو
scalp پوست فرق سر
taxidermy پوست ارایی
beavers پوست سگ ابی
beaver پوست سگ ابی
scalps پوست فرق سر
scab پوست زخم
taxidermist پوست ارا
skinning پوست پوستی
tegmentum پوست طبیعی
thick skinned پوست کلفت
ecdysis پوست ریختن
pachydrmatous پوست کلفت
pachydermatous پوست کلفت
ethiope سیاه پوست
ethiopian سیاه پوست
pachydermatous ستبر پوست
excoriate پوست کندن از
excoriation پوست رفتگی
excorticate پوست کندن
unhusk پوست کندن
erythema التهاب پوست
chap شکاف [در پوست]
papillose مانندبرامدگی پوست
ectorderm برون پوست
egg shell پوست تخم
percutaneous از راه پوست
peltmonger پوست فروش
parer پوست تراش
endoderm درون پوست
entoderm درون پوست
parachroma بیرنگی پوست
oxhide پوست گاو
onionskin پوست پیاز
glumaceous پوست دار
kipskin دسته پوست
hard shell سخت پوست
hardshell سخت پوست
kid skin پوست بزغاله
in plain english پوست کنده
hulled پوست کنده
husked پوست کنده
hypodermis پوست زیرین
malacodermous نرم پوست
malicorium پوست انار
melanic سیاه پوست
exuviate پوست انداختن
fellmonger پوست فروش
fellmonger دلال پوست
flench پوست کندن
flense پوست کندن
negress زن سیاه پوست
molt پوست اندازی
moleskin پوست کورموش
mesoderm میان پوست
impassiveness پوست کلفتی
alphosis بیرنگی پوست
calfskin پوست گوساله
ross پوست کندن
ross پوست درخت
rhytidome پوست درخت
melanotic سیاه پوست
cuticular وابسته به پوست
cuticular پوست مانند
cutis پوست زیرین
debark پوست کندن از
calf skin پوست گوساله
broadtail پوست بره
scalable پوست کندنی
shuck پوست نخودوغیره
apple peel پوست سیب
scscalable پوست کندنی
barky پوست دار
corticate پوست دار
corticated پوست دار
bast پوست درخت
blach hulled سیاه پوست
scarf skin پوست برونی
decorticate پوست کندن از
derm زیر پوست
dermoidal پوست مانند
dermotropic متمایل به پوست
dermotropic پوست گرای
desquamate پوست انداختن
desquamate پوست ریختن
periderm پوست برونی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com