English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
fisch پوست راسو یا گربه قطبی
fitchew پوست راسو یا گربه قطبی
Other Matches
foumart گربه قطبی
fitchet گربه قطبی
genet جانور پستاندارکوچک گوشت خواری شبیه گربه زباد یا گربه معمولی
feline وابسته به تیره گربه گربه صفت
polar regions مناطق قطبی زمین سرزمینهای قطبی
fitchew راسو
ferrets راسو
ferret راسو
weasels راسو
weasel راسو
fitch راسو
fisch راسو
mustelidea تیره راسو
mink سمور یا راسو
musteline وابسته به تیره راسو
weasels جانوران پستاندار شبیه راسو
weasel جانوران پستاندار شبیه راسو
polar plot روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
orientation forces نیروهای دو قطبی- دو قطبی
dipole dipole bond پیوند دو قطبی- دو قطبی
endermic انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
scleroderma مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
dermatological مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
polar stereographic سیستم تهیه نقشه قطبی سیستم نقشه برداری قطبی
circumpolar constellation صورتهای فلکی دور قطبی صورتهای فلکی پیرا قطبی
skin پوست کندن با پوست پوشاندن
skins پوست کندن با پوست پوشاندن
skinned پوست کندن با پوست پوشاندن
skinning پوست کندن با پوست پوشاندن
slough پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
peels پوست انداختن پوست
peel پوست انداختن پوست
tegumnentum پوست طبیعی پوست
gib cat گربه نر
puss گربه
flues گربه رو
flue گربه رو
tomcat گربه نر
malkin گربه
moggy گربه
the cat has nine lives گربه
felid گربه
grimalkin گربه
cats گربه
ventus's shell کس گربه
tomcats گربه نر
cat گربه
air drain گربه رو
tom cat گربه نر
neko گربه
mewing صدای گربه
mewed صدای گربه
kitties بچه گربه
kitty بچه گربه
to pull the strings گربه رقصاندن
wildcats گربه وحشی
sheat fish گربه ماهی
tabby گربه ماده
reflecting stud چشم گربه
tabby cat گربه خط دار
tabbies گربه ماده
kitten بچه گربه
kittens بچه گربه
kit بچه گربه
cowrie نوعی کس گربه
cowries نوعی کس گربه
mew صدای گربه
cowry نوعی کس گربه
cat's paw پنجه گربه
cat's paws پنجه گربه
wildcat گربه وحشی
kits بچه گربه
tiger cat گربه وحشی
silure گربه ماهی
Persian cat گربه ایرانی
gib گوه گربه نر
abyssinian نژادی از گربه
grimalkin گربه ماده
heating flue تنوره گربه رو
gatophobia گربه هراسی
galeophobia گربه هراسی
ailurophobia گربه هراسی
kitling بچه گربه
lead one a dance گربه رقصاندن
to lead one a dance گربه رقصاندن
lemon grass گربه دشتی
cattier شبیه گربه
caracal گربه صحرایی
cathead کله گربه
catlike گربه وار
felid گربه مانند
felidae تیره گربه
foumart گربه شمالی
cri du chat گربه اوایی
civet گربه زباد
felinity گربه صفتی
tom جنس نر گربه نر
toms جنس نر گربه نر
cats eye چشم گربه
catling بچه گربه
cattish گربه وار
cattier گربه صفت
cattiest گربه صفت
meow صدای گربه
catty شبیه گربه
meaow صدای گربه
catty گربه صفت
cattily گربه وار
catfish گربه ماهی
pussy گربه وار
cattiness گربه صفتی
cattiest شبیه گربه
gib cat گربه اخته
pussies گربه وار
miaow صدای گربه میومیو
viverrine شبیه گربه زباد
They fight like cat and dog. مانند سگ و گربه به هم می پرند.
leopards پلنگ گربه وحشی
tabby cat گربه ببری یا پلنگی
leopard پلنگ گربه وحشی
pussies ریم الود گربه
to pull the wires گربه رقصانی کردن
kittenish مثل بچه گربه
miaou صدای گربه میومیو
pussy ریم الود گربه
neko ashi dachi ایستادن گربه سان
miaowing صدای گربه میومیو
miaowed صدای گربه میومیو
cat gets one's tongue <idiom> گربه زبونش را خورده
caterwauling صدای شیون گربه
caterwauls صدای شیون گربه
caterwauled صدای شیون گربه
caterwaul صدای شیون گربه
beom seogi گربه سان ایستادن
miaows صدای گربه میومیو
catamountain یکجور گربه دشتی
serval گربه دشتی افریقایی
catamount یکجور گربه دشتی
gib گربه صفت بودن
viverrine خانواده گربه زباد
Siamese cats گربه چشم ابی ولاغرسیامی
hemp nettle گیاهان جنس کله گربه
linsang گربه زباد برمه وجاوه
Siamese cat گربه چشم ابی ولاغرسیامی
margay گربه پلنگی امریکای جنوبی
The cat dreams of mice. <proverb> گربه در خواب موش بیند.
A cat has nine lives . <proverb> گربه هفت جان دارد .
play cat and mouse with someone <idiom> موش و گربه بازی کردن
There is not room no swing a cat . <proverb> گربه را مجال گذز نیست .
double pole دو قطبی
unipolar یک قطبی
polar قطبی
dipole دو قطبی
arctic قطبی
bipolar دو قطبی
homopolar هم قطبی
unipolar تک قطبی
diode دو قطبی
cougars گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
rumpy یکجور گربه بی دم در جزیره man of isle
cougar گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
wire pulling گربه رقصانی تحریک سیاست بازی
fleas i. doges and cats کیک هاسگ و گربه را اذیت می کنند
manx cat گربه اهلی موکوتاه ودم کوتاه
polar coordinates مختصات قطبی
polarizes قطبی کردن
polarizing قطبی کردن
lodestaror load ستاره قطبی
north star ستاره قطبی
one pole switch کلید یک قطبی
polarising قطبی کردن
polarises قطبی کردن
polarised قطبی کردن
polarized relay رله قطبی
polar relay رله قطبی
loadstar ستاره قطبی
polarize قطبی کردن
polar molecule مولکول قطبی
polar distance فاصله قطبی
polar diagram نقشه قطبی
multipolar چند قطبی
hexod لامپ شش قطبی
polar coordinate مختصات قطبی
polarization قطبی شدگی
polarization قطبی سازی
multipole چند قطبی
aurora شفق قطبی
arctic regions مناطق قطبی
arctic regions نواحی قطبی
hexode لامپ شش قطبی
arctic basin حوضچه قطبی
polar compound ترکیب قطبی
polar bond پیوند قطبی
polar angle زاویه قطبی
four pole چهار قطبی
bipolar cells یاختههای دو قطبی
crystal rectifier دو قطبی بلورین
moment of a dipole گشتاور دو قطبی
Pole Star ستاره قطبی
multi contact چند قطبی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com