Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
to peel an apple
پوست سیبی را گرفتن
Other Matches
malic
سیبی
Applegreen
<adj.>
<noun>
سبز سیبی
a crunchy apple
سیبی برشته و ترد
To pick an apple off the tree.
سیبی را از درخت کندن
[چیدن]
.
pomiferous
دارای میوههای سیبی شکل
pome
میوه سیبی گلوله یا کره
as like as two peas
مانند سیبی که دو نیم کرده باشند
like two peas in a pod
<idiom>
مثل سیبی که از وسط دو نیم کرده باشند.
endermic
انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
scleroderma
مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
You can teel they're brothers, they're like two peas in a pod.
با یک نگاه می توان تشخیص داد که برادرند، مثل سیبی هستند که از وسط دو نیم کرده باشند.
dermatological
مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
skinned
پوست کندن با پوست پوشاندن
skinning
پوست کندن با پوست پوشاندن
skin
پوست کندن با پوست پوشاندن
skins
پوست کندن با پوست پوشاندن
slough
پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
peels
پوست انداختن پوست
peel
پوست انداختن پوست
tegumnentum
پوست طبیعی پوست
xanthochroid
شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
to take medical advice
دستوراز پزشک گرفتن دستورطبی گرفتن
to seal up
درز گرفتن کاغذ گرفتن
calebrate
جشن گرفتن عید گرفتن
slag
کفه گرفتن تفاله گرفتن
grips
طرز گرفتن وسیله گرفتن
gripped
طرز گرفتن وسیله گرفتن
clams
بچنگال گرفتن محکم گرفتن
take in
<idiom>
زود گرفتن ،مطالب را گرفتن
clam
بچنگال گرفتن محکم گرفتن
grip
طرز گرفتن وسیله گرفتن
gripping
طرز گرفتن وسیله گرفتن
flayer
پوست کن
tegmentum
پوست
husks
پوست
husk
پوست
tegmen
پوست
swanskin
پوست قو
barks
پوست
barked
پوست
neurilemma or lema
پوست پی
hull
پوست
bark
پوست
hulls
پوست
glume
پوست
peltry
پوست
peeling
پوست
integument
پوست
peels
پوست
barking
پوست
peel
پوست
crustal
پوست
cuticle
پوست
skinner
پوست کن
skinless
بی پوست
hides
پوست
dermatalgia
پوست
scalp
پوست سر
dermis
پوست
parer
پوست کن
encrustations
پوست
goatskins
پوست بز
encrustation
پوست
shale
پوست
goatskin
پوست بز
shelling
پوست
tunc
پوست
strippers
پوست کن
stripper
پوست کن
rinds
پوست
rind
پوست
shells
پوست
goat
پوست بز
skin
پوست
hide
پوست
cortices
پوست
goats
پوست بز
skinning
پوست
shell
پوست
cortex
پوست
skinned
پوست
skins
پوست
scarf skin
پوست برونی
pods
پوست برونی
scscalable
پوست کندنی
scalable
پوست کندنی
bran
پوست گندم
rawhides
پوست خام
mace
پوست جوز
sheepskin
پوست گوسفند
slouched
پوست انداختن
molting
پوست انداختن
impassive
پوست کلفت
encrustations
پوست زخم
ross
پوست کندن
ross
پوست درخت
pachydermatous
ستبر پوست
peeling
پوست انداختن
slouch
پوست انداختن
pachydermatous
پوست کلفت
pachydrmatous
پوست کلفت
slouches
پوست انداختن
papillose
مانندبرامدگی پوست
parachroma
بیرنگی پوست
parer
پوست تراش
peltmonger
پوست فروش
rhytidome
پوست درخت
periderm
پوست اطراف
pityriasis
شوره پوست
phyma
برامدگی پوست
molted
پوست انداختن
periderm
پوست برونی
percutaneous
از راه پوست
oxhide
پوست گاو
slouching
پوست انداختن
thick skinned
پوست کلفت
peelers
پوست کننده
peeler
پوست کننده
slipe
پوست کندن از
skiver
پوست تراش
parchment
کاغذ پوست
bearskins
پوست خرس
skinner
پوست فروش
bearskin
پوست خرس
skin effect
اثر پوست
crocodile
پوست سوسمار
crocodiles
پوست سوسمار
Afrikaner
سفید پوست
tegmentum
پوست طبیعی
taxidermist
پوست ارا
shed
پوست ریختن
shedding
پوست انداختن
shedding
پوست ریختن
sheds
پوست انداختن
sheds
پوست ریختن
shelled
پوست دار
webbed
پوست دار
skin and bone
پوست واستخوان
pigskin
پوست گراز
transcutaneal
عبورکننده از پوست
peel to
پوست کندن
shed
پوست انداختن
peel
پوست کندن
Afrikaners
سفید پوست
peels
پوست انداختن
encrustation
پوست زخم
peels
پوست کندن
shuck
پوست نخودوغیره
skinny
پوست واستخوان
peel
پوست انداختن
whity
سفید پوست
husky
پوست دار
astrachan
پوست بخارا
astrachan
پوست قره کل
astrakhan
پوست بخارا
astrakhan
پوست قره کل
thin skinned
پوست نازک
whitey
سفید پوست
huskier
پوست دار
huskies
پوست دار
huskiest
پوست دار
rawhide
پوست خام
molts
پوست انداختن
cuticular
وابسته به پوست
apple peel
پوست سیب
alphosis
بیرنگی پوست
albinism
سفیدی پوست
aboveboard
پوست کنده
picked
پوست کنده
taxidermy
پوست ارایی
chafing
پوست رفتگی
chafes
پوست رفتگی
chafe
پوست رفتگی
skins
پوست پوستی
skinning
پوست پوستی
skinned
پوست پوستی
fret
پوست را بردن
frets
پوست را بردن
barky
پوست دار
corticate
پوست دار
slough
پوست مار
slough
پوست سبوس
calfskin
پوست گوساله
calf skin
پوست گوساله
broadtail
پوست بره
blach hulled
سیاه پوست
pelt
پوست خام
pelt
پوست کندن
pelted
پوست خام
pelted
پوست کندن
pelts
پوست خام
pelts
پوست کندن
bast
پوست درخت
corticated
پوست دار
skin
پوست پوستی
beavers
پوست سگ ابی
beaver
پوست سگ ابی
rinds
پوست کندن
scabs
پوست زخم
scab
پوست زخم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com