Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
tanbark
پوست مازو مازویی
Other Matches
tan
مازوی دباغی پوست مازو
gallicolous
مازویی
tannic
مازویی
tan
مازویی قهوهای مایل به زرد
oak apple
مازو
oak apple or gall
مازو
gall apple
مازو
nut gall
مازو
gallnut
مازو
fillet
پشت مازو
gall fly
مگس مازو
gallfly
مگس مازو
gallmite
کرم مازو
fillets
پشت مازو
filleted
پشت مازو
filet
پشت مازو
filleting
پشت مازو
tannin
جوهر مازو
gallivorous
تغذیه کننده از مازو
tenderloin
گوشت پشت مازو
tannate
نمک یاملح مازو
gall wasp
حشره پرده بال مازو
tannic
مازودار دارای جوهر مازو
endermic
انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
scleroderma
مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
dermatological
مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
skins
پوست کندن با پوست پوشاندن
skinning
پوست کندن با پوست پوشاندن
skinned
پوست کندن با پوست پوشاندن
skin
پوست کندن با پوست پوشاندن
slough
پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
tegumnentum
پوست طبیعی پوست
peel
پوست انداختن پوست
peels
پوست انداختن پوست
xanthochroid
شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
parer
پوست کن
encrustations
پوست
skinned
پوست
hides
پوست
dermatalgia
پوست
peels
پوست
encrustation
پوست
goatskins
پوست بز
goatskin
پوست بز
skin
پوست
peel
پوست
skinning
پوست
peeling
پوست
scalp
پوست سر
cortex
پوست
swanskin
پوست قو
cuticle
پوست
crustal
پوست
skinner
پوست کن
skinless
بی پوست
cortices
پوست
peltry
پوست
skins
پوست
husk
پوست
dermis
پوست
husks
پوست
tegmen
پوست
bark
پوست
hull
پوست
barks
پوست
barking
پوست
shell
پوست
flayer
پوست کن
hulls
پوست
glume
پوست
integument
پوست
tunc
پوست
hide
پوست
shelling
پوست
rinds
پوست
strippers
پوست کن
stripper
پوست کن
tegmentum
پوست
goats
پوست بز
goat
پوست بز
barked
پوست
shale
پوست
rind
پوست
neurilemma or lema
پوست پی
shells
پوست
skin and bone
پوست واستخوان
skin effect
اثر پوست
taxidermy
پوست ارایی
mantle
پوست روکش
mantles
پوست روکش
slipe
پوست کندن از
skiver
پوست تراش
shuck
پوست نخودوغیره
skinner
پوست فروش
albinism
سفیدی پوست
picked
پوست کنده
moulting
پوست اندازی
alphosis
بیرنگی پوست
aboveboard
پوست کنده
scrotums
پوست بیضه
scalp
پوست کندن از سر
scalps
پوست فرق سر
scalps
پوست سر بامو
scalps
پوست کندن از سر
thick skinned
پوست کلفت
beavers
پوست سگ ابی
skinned
پوست پوستی
peeled
پوست کنده
kipskin
دسته پوست
crusted
پوست دار
tegmentum
پوست طبیعی
skinning
پوست پوستی
scalp
پوست سر بامو
taxidermist
پوست ارا
chafing
پوست رفتگی
scab
پوست زخم
chafes
پوست رفتگی
chafe
پوست رفتگی
skin
پوست پوستی
skins
پوست پوستی
scabs
پوست زخم
scrota
پوست بیضه
scrotum
پوست بیضه
scalp
پوست فرق سر
beaver
پوست سگ ابی
scscalable
پوست کندنی
dry bones
پوست واستخوان
pachydermatous
ستبر پوست
oxhide
پوست گاو
erythema
التهاب پوست
onionskin
پوست پیاز
ethiope
سیاه پوست
ethiopian
سیاه پوست
excoriate
پوست کندن از
excoriation
پوست رفتگی
excorticate
پوست کندن
entoderm
درون پوست
ecdysis
پوست اندازی
ecdysis
پوست ریختن
ectorderm
برون پوست
egg shell
پوست تخم
parachroma
بیرنگی پوست
papillose
مانندبرامدگی پوست
pachydrmatous
پوست کلفت
pachydermatous
پوست کلفت
endoderm
درون پوست
unhusk
پوست کندن
negress
زن سیاه پوست
malacodermous
نرم پوست
kid skin
پوست بزغاله
glumaceous
پوست دار
in plain english
پوست کنده
impassiveness
پوست کلفتی
hard shell
سخت پوست
hardshell
سخت پوست
hypodermis
پوست زیرین
husked
پوست کنده
malicorium
پوست انار
melanic
سیاه پوست
molt
پوست اندازی
exuviate
پوست انداختن
fellmonger
پوست فروش
fellmonger
دلال پوست
moleskin
پوست کورموش
mesoderm
میان پوست
flench
پوست کندن
flense
پوست کندن
melanotic
سیاه پوست
hulled
پوست کنده
drumhead
پوست طبل
apple peel
پوست سیب
calf skin
پوست گوساله
calfskin
پوست گوساله
pityriasis
شوره پوست
phyma
برامدگی پوست
cuticular
وابسته به پوست
cuticular
پوست مانند
cutis
پوست زیرین
periderm
پوست اطراف
periderm
پوست برونی
broadtail
پوست بره
blach hulled
سیاه پوست
scarf skin
پوست برونی
scalable
پوست کندنی
barky
پوست دار
corticate
پوست دار
corticated
پوست دار
ross
پوست کندن
ross
پوست درخت
rhytidome
پوست درخت
bast
پوست درخت
debark
پوست کندن از
decorticate
پوست کندن از
dermoid
شبیه پوست
dermoid
پوست مانند
dermoidal
شبیه پوست
dermoidal
پوست مانند
dermotropic
متمایل به پوست
dermotropic
پوست گرای
desquamate
پوست انداختن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com