English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
anodic coating پوشش اندی
Other Matches
anode band detector اشکارسازی اندی یکسوسازی اندی
anodic اندی
ten kilometres and more ده کیلومتر و اندی
anodizing اندی کردن
anodic treatment اکسیداسیون اندی
anodic protection حفافت اندی
anodic coating روکش اندی
plate voltage ولتاژ اندی
anode voltage ولتاژ اندی
anode rays پرتو اندی
anode glow شعله اندی
anode band detection یکسوسازی اندی
positive glow شعله اندی
bezel پوشش مقابل یک پوشش کامپیوتر یا واحد دیسک درایو
nickel clad sheet ورقه پوشش شده نیکلی ورق با پوشش نیکل
critical anode distance فاصله بحرانی اندی
high anode load resistance مقاومت اندی بزرگ
peak forward anode voltage اوج فشار اندی مستقیم
peak inverse anode voltage اوج ولتاژ اندی معکوس
screen پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screened پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screening, screenings پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screens پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
Andy was never interested in school, but Anna was a completely different kettle of fish. اندی زیاد به مدرسه علاقه نداشت، اما آنا کاملا متفاوت بود.
comparative cover پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
cuticle پوشش مو پوشش شاخی
guidance هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
roof covering material مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
antisubmarine screen پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
roof پوشش
coverage پوشش
involucre پوشش
involucrum پوشش
sheathing پوشش
roofs پوشش
roofing پوشش
integument پوشش
capsules پوشش
capsule پوشش
sheaths پوشش
revetment پوشش
reimbursement پوشش
reimbursements پوشش
cowl پوشش
cowls پوشش
mask پوشش
masks پوشش
case پوشش
cases پوشش
perianth پوشش گل
sheath پوشش
packing پوشش
envelopment پوشش
crustification پوشش
shroud پوشش
shrouded پوشش
cowling پوشش
coverture پوشش
cladding پوشش
encrustment پوشش
camouflage پوشش
camouflaged پوشش
camouflages پوشش
head gear پوشش سر
surfaces پوشش
surfaced پوشش
disguise پوشش
disguised پوشش
disguises پوشش
disguising پوشش
hypethral بی پوشش
robe پوشش
robes پوشش
coat پوشش
coated پوشش
coatings پوشش
coats پوشش
coating پوشش
surface پوشش
camouflaging پوشش
encrustations پوشش
overlaying پوشش
jacket پوشش
overlay پوشش
jackets پوشش
casing پوشش
covers پوشش
capping پوشش
concealment پوشش
encrustation پوشش
mulch پوشش
mulches پوشش
shield پوشش
cover پوشش
tunc پوشش
shields پوشش
casings پوشش
linings پوشش
lining پوشش
overlays پوشش
facings پوشش
facing پوشش
covering پوشش
tunic پوشش
tunics پوشش
masking پوشش
encasing پوشش
envelopes پوشش
sconce پوشش
envelope پوشش
coverings پوشش
comparative cover پوشش نسبی
case ment پنجره پوشش
communication cover پوشش مخابراتی
colling water jacket پوشش اب سرد
cement concrete lining پوشش بتنی
column cover پوشش ستون
portland cement concrete lining پوشش بتنی
cement mortar coating پوشش سیمانی
copper cladding پوشش مسی
cladding process فرایند پوشش
built up lining پوشش مرکب
brush matting پوشش حصیری
air curtain پوشش هوایی
air cover پوشش هوایی
screens پرده پوشش
neurilemma or lema پوشش برونی پی
piston cover پوشش پیستون
brick lining پوشش اجری
block lining پوشش بلوکی
black finish پوشش سیاه
bank revetment پوشش ساحل
asphalt revetment پوشش اسفالتی
stone lining پوشش سنگی
armature جوشن پوشش
achlamydeous بدون پوشش
aponeurosis پوشش وتری
screening, screenings پرده پوشش
copper sheath پوشش مسی
riprap پوشش سنگریز
steel jacket پوشش فولادی
surface dressing پوشش سطحی
tar macadam پوشش قیر و شن
mulching پوشش دهی
moving screen پوشش ممانعتی
metallic packing پوشش فلزی
lime pocket پوشش اهک
it is good for spring wear برای پوشش
involucre پوشش غشایی
tegmen پوشش طبیعی
sheating of cable پوشش کابل
screening constant ثابت پوشش
nickel cladding پوشش نیکلی
revetment پوشش بدنه
refractory coating پوشش نسوز
riprap پوشش سنگچین
rock wash پوشش سنگی
protective cover پوشش حفافتی
priming coat پوشش استری
placed riprap پوشش نرم
roofing=roofcovering پوشش بام
scope of coverage حیطه پوشش
overwatch پوشش حرکت
cladding پوشش کاری
insurance cover پوشش بیمه
gravel pack پوشش شنی
gaberdine لباس پوشش
forward lap پوشش جلو
fire cover پوشش اتش
filter packing پوشش صافی
explosion proof پوشش ضد انفجار
dolomite lining پوشش دولومیت
depleted cover پوشش کاهسته
build up lining پوشش مرکب
coverage rate نرخ پوشش
hearth jacket پوشش کوره
hiding power قدرت پوشش
waterproofing upstream face پوشش نمای سر اب
incrustment قشر پوشش
incrustation قشر پوشش
theca پوشش کپسول
tile lining پوشش کاشی
timbering پوشش چوبی
impervious blanket پوشش نفوذناپذیر
tunicate پوشش دار
tunicated پوشش دار
unlined بدون پوشش
wall lining پوشش دیوار
cover and concealment پوشش و اختفاء
shell زرهی پوشش
spanning پوشش اندازه
spans پوشش اندازه
mantle ردا پوشش
mantles ردا پوشش
housing پوشش سخت
leggings پارچه پوشش مچ پا
shale پوشش صدف
gilts پوشش طلا
gilt پوشش طلا
slapdash پوشش تگرگی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com