Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
English
Persian
scalper
پوشش روی پا و سم عقبی برای حفافت از ضربه پای جلو
Other Matches
hits
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
armor protection
حفافت درمقابل ادوات زرهی پوشش زرهی
robustness
قدرت پوشش یک سیستم وتوانایی آن درمقابل ضربه وافتادن
tap loop jump
پرش از لبه عقبی یک اسکیت بکمک نوک انگشت پای دیگر وچرخش کامل در هوا وبازگشت روی همان لبه عقبی
toe loop jump
پرش از لبه عقبی یک اسکیت بکمک نوک انگشت پای دیگر وچرخش کامل در هوا وبازگشت روی همان لبه عقبی
subsidiaries
باقیمانده در محل برای حفافت
subsidiary
باقیمانده در محل برای حفافت
gather shot
ضربه برای نزدیک اوردن 2گوی برای کسب امتیازهای پی درپی باکارامبول
shared
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
noise
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
share
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
noises
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
blanketed
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
shares
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
scribing
روش روکش کشیدن حروف یانوشتههای نقشه برای حفافت
blanket
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
blankets
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
splash proof enclosure
حفافت در برابر قطرات اب حفافت در برابر باران حفافت در مقابل ریزش قطرات اب
it is good for spring wear
برای پوشش
extra cover
پوشش اضافی برای بل گرفتن
dustcover
پوشش محافظ برای یک ماشین
mantling
مواد لازم برای پوشش
enclosures
پوشش محافظ برای وسیلهای
enclosure
پوشش محافظ برای وسیلهای
cases
پوشش محافظ برای یک وسیله یا مدار
case
پوشش محافظ برای یک وسیله یا مدار
dry plasma etching
روشی برای ایجاد یک پوشش روی یک قرص
sleeve
پوشش کاغذی یا پلاستیکی برای دیسک مغناطیسی
sleeves
پوشش کاغذی یا پلاستیکی برای دیسک مغناطیسی
smoke blanket
پرده پوشش دود برای استتاراز دید هوایی
cassettes
پوشش مقاوم برای نگهداری و محافظت نوار نغناطیسی
cassette
پوشش مقاوم برای نگهداری و محافظت نوار نغناطیسی
bail out
کنار رفتن توپ زن از محل ایستادن برای حفافت ازضربه توپ
oxide
اکسید آهن برای پوشش روی دیسک یا نوار مغناطیسی
maneuvering vent
شکاف بالای پوشش بالن برای رها کردن هوا
oxides
اکسید آهن برای پوشش روی دیسک یا نوار مغناطیسی
leno
یکجور تور یا گارس که برای پوشش و ارایش کلاه و پرده بکار میرود
cassettes
چرخ باریک نوار مغناطیسی که در یک پوشش محکم برای محافظت قرار دارد
cassette
چرخ باریک نوار مغناطیسی که در یک پوشش محکم برای محافظت قرار دارد
kickable
اسان برای ضربه زدن با پا
putts
ضربه برای انداختن به سوراخ
putted
ضربه برای انداختن به سوراخ
putt
ضربه برای انداختن به سوراخ
rugby point
امتیاز 3 یا 4 برای رساندن توپ به پشت خط پایان امتیاز 2 برای ضربه با پاوفرستان توپ از روی دروازه
veil of money
نظریهای که براساس ان پول فقط بعنوان پوشش برای کالاها و خدمات بحساب می اید
addresses
اماده شدن برای ضربه یاهدفگیری
addressed
اماده شدن برای ضربه یاهدفگیری
address
آماده شدن برای ضربه یا هدفگیری
toe point
پوشش لاستیکی سفت روی لبه جلویی اسکیت قرقره دار برای کمک به پرش
blast
ضربه به گوی برای خروج ازماسه یا شن نرم
force
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
forces
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
break shot
نخستین ضربه برای پراکندن گویهای بیلیارد
forcing
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
approached
ضربه برای نزدیک شدن به هدف گلف
blasts
ضربه به گوی برای خروج ازماسه یا شن نرم
rugby point
3 امتیاز برای ضربه ازاد یاضربه پنالتی
approaches
ضربه برای نزدیک شدن به هدف گلف
in distance
نزدیک بودن شمشیرباز برای ضربه زدن
approach
ضربه برای نزدیک شدن به هدف گلف
bezel
پوشش مقابل یک پوشش کامپیوتر یا واحد دیسک درایو
nickel clad sheet
ورقه پوشش شده نیکلی ورق با پوشش نیکل
ferrite
که به عنوان پوشش نور یا دیسک میباشد که برای ذخیره داده یا سیگنال قابل مغناطیسی شدن است
ferric oxide
که به عنوان پوشش نور یا دیسک میباشد که برای ذخیره داده یا سیگنال قابل مغناطیسی شدن است
back-up
اماده برای دویدن درصورت ضربه خوب یار
drag bunt
ضربه با ثابت نگهداشتن چوب برای دویدن به پایگاه
back up
اماده برای دویدن درصورت ضربه خوب یار
webbing
نوارهای داخل کلاهخود برای کاستن فشار ضربه
chop
ضربه پایین زدن به توپ برای اینکه به زمین بخورد
chopped
ضربه پایین زدن به توپ برای اینکه به زمین بخورد
screened
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screens
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screening, screenings
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screen
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
lay up
ضربه زدن به مسافت کوتاهتر از عادی برای اجتناب از افتادن ان در مانع
double
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
doubled
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
doubled up
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
quick kick
کوشش در ضربه زدن با پا درضمن پاس برای کسب موقعیت بهتر
green phosphor
فسفری که برای پوشش صفحات تک رنگ بسیار استفاده میشود. که حروف سبز را روی پشت صفحه سیاه نشان میدهد
chopped
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
chop
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
tee
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
teed
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
teeing
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
tees
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
black wash
نوع دیگری ازگرافیت و کک و ذغال سخت یامواد الی است که با مایعی بطور معلق و برای پوشش ماهیچههای تر و قالبهای ماسهای به کار برده میشود
power down
خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
overstriking
توانایی یک چاپگر نسخه چاپی برای ضربه مکرر زدن به کاراکتربه منظور تولید حالت نمایانتری از ان
away
بازی در زمین حریف گویی که دورتر ازگوی دیگر از سوراخ قراردارد و حق تقدم برای ضربه زدن پیدا میکند
comparative cover
پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
indian check
سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
punted
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punts
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punt
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
the next world
عقبی
the hereafter
عقبی
posterior
عقبی
f. like
عقبی
retral
عقبی
the postern door
در عقبی
hindering
عقبی
hinder
عقبی
hilted
عقبی
posticous
عقبی
hindered
عقبی
rearward
عقبی
hinders
عقبی
trailng
عقبی
backpart
عقبی
impluse response
پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
shields
هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
shield
هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
free drop
برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
back panel
صفحه عقبی
roundhouse
اطاق عقبی
hilted
قسمت عقبی
back
عقبی گذشته
backs
عقبی گذشته
postern
درب عقبی
the future
دنیای دیگر عقبی
fireback
دیواره عقبی کوره یابخاری
beam-ends
انتهای قسمت عقبی کشتی
tail
قسمت عقبی تخته موج
hind
عقبی پشت پای گاو
tailed
قسمت عقبی تخته موج
bird's nest
قسمت عقبی قرقره ماهیگیری
heel
قسمت عقبی سر چوب گلف
tails
قسمت عقبی تخته موج
tailblock
قسمت عقبی تخته موج
heel
قسمت عقبی بدنه قایق
heels
قسمت عقبی سر چوب گلف
heels
قسمت عقبی بدنه قایق
mizzenmast
دگل عقبی کشتی دو دگله
beam ends
انتهای قسمت عقبی کشتی
cuticle
پوشش مو پوشش شاخی
false edge
قسمت سوم عقبی تیغه سابر
fore and aft
واقع درطول کشتی جلوی و عقبی
saddle cover
رو زینی
[اینگونه بافته ها بصورت قالیچه یا پتو در قدیم بیشتر رواج داشت و اکنون نیز در بعضی عشایر جهت استفاده شخصی بافته شده و برای تزئین روی اسب و پوشش زین بکار می رود.]
leeches
لبه عقبی بادبان جلو و عقب قایق
leech
لبه عقبی بادبان جلو و عقب قایق
leach
لبه عقبی بادبان جلو و عقب قایق
guidance
هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
roof covering material
مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
round house
بازداشت گاه اطاق عقبی درعرشه بالای کشتی
quarter
یک چهارم زمان مسابقه قسمت عقبی کناره قایق
cross
ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses
ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosser
ضربه هوک پس از ضربه حریف
crossest
ضربه هوک پس از ضربه حریف
split jump
پرش از لبه عقبی یک پا بانیم چرخش و پرتاب پا به بالا وبرگشت
sclaff
ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
cover
مانورکردن بطوریکه قایق عقبی جلو نیفتد محافظت از بدن باشمشیر
coverings
مانورکردن بطوریکه قایق عقبی جلو نیفتد محافظت از بدن باشمشیر
covers
مانورکردن بطوریکه قایق عقبی جلو نیفتد محافظت از بدن باشمشیر
flips
پرش ازلبه خارجی عقبی اسکیت بانیم چرخش چرخیدن و پشتک زدن در هوا
flip
پرش ازلبه خارجی عقبی اسکیت بانیم چرخش چرخیدن و پشتک زدن در هوا
flipped
پرش ازلبه خارجی عقبی اسکیت بانیم چرخش چرخیدن و پشتک زدن در هوا
cell protection
حفافت سل
safekeeping
حفافت
custody
حفافت
preservation
حفافت
egis
حفافت
protection
حفافت
security
حفافت
safe guard
حفافت
conservation
حفافت
protection level
سطح حفافت
degree of protection
میزان حفافت
shield
حفافت کردن
cathode protection
حفافت کاتدی
overcurrent device
دستگاه حفافت
safeguards
حفافت کردن
safeguarding
حفافت کردن
safeguarded
حفافت کردن
safeguard
حفافت کردن
shields
حفافت کردن
formats
حفافت حافظه و..
impedance protection
حفافت امپدانس
shielded
حفافت شده
protect by fuse
حفافت با فیوز
protecting
حفافت کردن
protection ring
حلقه حفافت
data protection
حفافت داده ها
data encryption
حفافت داده
format
حفافت حافظه و..
protect
حفافت کردن
storage protection
حفافت حافظه
block protection
حفافت بلوک
line differential protection
حفافت دیفرانسیلی خط
x ray protection
حفافت رونتگن
storage protection
حفافت انباره
protection key
کلید حفافت
self protection
حفافت از خود
soil conservation
حفافت خاک
collective protection
حفافت گروهی
file protection
حفافت فایل
armor protection
حفافت زرهی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com