Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
rock wash
پوشش سنگی
stone lining
پوشش سنگی
Other Matches
stela
ستون سنگی یادبود یاد بود یالوح سنگی دستگیره
stele
ستون سنگی یادبود یاد بود یالوح سنگی دستگیره
lithoprint
با چاپ سنگی چاپ کردن عکس از روی چاپ سنگی برداشتن
bezel
پوشش مقابل یک پوشش کامپیوتر یا واحد دیسک درایو
nickel clad sheet
ورقه پوشش شده نیکلی ورق با پوشش نیکل
screening, screenings
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screened
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screen
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screens
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
comparative cover
پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
cuticle
پوشش مو پوشش شاخی
guidance
هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
roof covering material
مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
lithic
سنگی
lithoid
سنگی
barrier reef
سد اب سنگی
monolithic
تک سنگی
equiponderance
هم سنگی
stony
سنگی
stoney
سنگی
petrean
سنگی
clapper bridge
پل سنگی
petrolsal
سنگی
rock fill dam
سد سنگی
petrous
سنگی
Lantern-cross
صلیب سنگی
gabion
تور سنگی
lithographs
چاپ سنگی
rock salt
نمک سنگی
Stone Age
پارینه سنگی
layer of rock
لایه سنگی
cordons
ازاره سنگی
layer of rock
طبقه سنگی
bracket
کژ پشت سنگی
lithographic print
چاپ سنگی
cordon
ازاره سنگی
eolith
اسکله سنگی
lithograph
چاپ سنگی
autography
چاپ سنگی
stonework
ساختمان سنگی
paleolithic
پارینه سنگی
lithography
چاپ سنگی
paleolithic
دیرینه سنگی
stone lining
روکش سنگی
mesolithic
میانه سنگی
stone work
کار سنگی
polyantography
چاپ سنگی
concretion
سنگی شدن
stones
سنگ میوه سنگی
slingshot
[American E]
تیر و کمان سنگی
stone
سنگ میوه سنگی
pertrosal bone
استخوان سنگی یاحجری
calcify
اهکی یا سنگی کردن
lithography
روش چاپ سنگی
weather moulding
سنگی که اب باران راردمیکند
stone ballast
مصالح شکسته سنگی
catapult
[British E]
تیر و کمان سنگی
aggregate
کلوخه مصالح سنگی
en delit
میل ستون سنگی
columnar basalt
ستونهای سیاه سنگی
stoning
سنگ میوه سنگی
basaltic stratum
لایه سیاه سنگی
breccia
جوش خرده سنگی
snowdrifts
تره تیزک سنگی
snowdrift
تره تیزک سنگی
boulder well
چاه قلوه سنگی
checkstone
گیره سنگی کوهنوردی
bed rock ledge
لایه سنگی کف بستر
hard pan
قشر سنگی شده
aggregates
کلوخه مصالح سنگی
dutch stonewall
دیوار سنگی هلندی
obelisk
ستون هرمی شکل سنگی
photolighograph
عکسبردری بوسیله چاپ سنگی
obelisks
ستون هرمی شکل سنگی
stonewall formation
اسکلت پیادهای دیوار سنگی
dripstone
سنگی که اب باران راردمیکند ابریز
aggregate cement ratio
نسبت مواد سنگی به سیمان
greybeard
کوزه سنگی برای باده
aguilla
[ستون هرمی شکل سنگی]
stone work
ساختمان سنگی بنایی با سنگ
Celtic cross
[چلیپا سنگی تاریخی سلتی]
dry mansory
[دیوار سنگی خشکه چین]
high cross
[صلیب سنگی دوره آنگلوساکسون]
neolith
الت سنگی مربوط به عصرحجر جدید
hermes
هرمس
[تندیس سنگی چار پیکر]
lithoidal
دارای شکل سنگ یا ساختمان سنگی
herm
هرمس
[تندیس سنگی چار پیکر]
antisubmarine screen
پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
stylolite
ستون سنگی همجنس صخره متصل بخود
his leg rested on a stone
پایش روی سنگی قرار گرفته بود
dolmen
ساختمانی که دارای چندستون یک پارچه سنگی است
plant mix
مواد سنگی اغشته شده درماشین اسفالت
paleolith
الات سنگی نتراشیده عصر حجر قدیم
ballast
سنگینی شن و خرده سنگی که درراه اهن بکارمیرود
chromolithograph
عکس رنگی که بوسیله چاپ سنگی تهیه میشود
sisyphus
سیسیفوس که محکوم به غلتاندن سنگی بروی کوه بود
reindeer
گوزن شمالی وابسته بدوران کهنه سنگی اروپا
bedrock
سنگی که در زیر طبقه سطحی زمین واقع است
paleontologist
ویژه گر زیست شناسی دوران قدیم یا کهنه سنگی
acrolith
مجسمهای که سر و دست وپای ان سنگی و بقیه اش چوب باشد
acrolith
[مجسمه ای که سر و دست و پای آن سنگی و بقیه چوبی است.]
acrolithus
[مجسمه ای که سر و دست و پای آن سنگی و بقیه چوبی است.]
muller
سنگی که برای ساییدن دارو یا رنگ بکار میبرند
underpinned
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
underpin
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
paleolithic
وابسته به دوره دوم عصر حجر قدیم یا کهنه سنگی
underpins
پی سنگی درزیر دیوار قرار دادن پشتیبانی یا تایید کردن
terrane
طبقه سنگی که روی ان نوع سنگ خاصی تشکیل شده باشد
colluvim
تخته سنگی که در اثر شکاف سنگ وغیره غلتیده وبپای کوه افتاده
pillory
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pilloried
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillories
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
pillorying
نوعی الت شکنجه قدیمی که سر ودست مجرم رااز سوراخ کوچک تخته سنگی گذارنده وفشار میدادند
parapets
حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
parapet
حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
herma
ستون هرمس :ستون سنگی چارپرکه پیکربربالای ان بود
staked
ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
stake
ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
stakes
ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
revetment
پوشش
crustification
پوشش
camouflaging
پوشش
cladding
پوشش
coverture
پوشش
envelopment
پوشش
encrustment
پوشش
surfaces
پوشش
surfaced
پوشش
sconce
پوشش
surface
پوشش
coating
پوشش
shroud
پوشش
cowling
پوشش
perianth
پوشش گل
camouflaged
پوشش
camouflages
پوشش
head gear
پوشش سر
involucrum
پوشش
hypethral
بی پوشش
integument
پوشش
shrouded
پوشش
involucre
پوشش
coats
پوشش
reimbursements
پوشش
envelopes
پوشش
envelope
پوشش
camouflage
پوشش
casings
پوشش
casing
پوشش
jackets
پوشش
jacket
پوشش
shields
پوشش
lining
پوشش
reimbursement
پوشش
sheaths
پوشش
encrustation
پوشش
sheath
پوشش
encrustations
پوشش
encasing
پوشش
masking
پوشش
tunics
پوشش
tunic
پوشش
covering
پوشش
linings
پوشش
shield
پوشش
mulches
پوشش
cover
پوشش
concealment
پوشش
capping
پوشش
overlays
پوشش
overlaying
پوشش
overlay
پوشش
facings
پوشش
mulch
پوشش
covers
پوشش
coverings
پوشش
facing
پوشش
cowl
پوشش
cowls
پوشش
sheathing
پوشش
robes
پوشش
roofs
پوشش
capsule
پوشش
capsules
پوشش
roof
پوشش
roofing
پوشش
disguising
پوشش
robe
پوشش
coat
پوشش
coverage
پوشش
coatings
پوشش
mask
پوشش
masks
پوشش
disguised
پوشش
disguises
پوشش
coated
پوشش
case
پوشش
tunc
پوشش
cases
پوشش
disguise
پوشش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com