Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
balacava
پوشش ضد اتش سر و گردن با شکافی جلو صورت
Other Matches
lei
دستبند یا گردن بندی از گل وغیره که بر گردن میاویزند گردن بند گل
hood
پوشش سر و صورت اسب
hoods
پوشش سر و صورت اسب
inventory
از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
bezel
پوشش مقابل یک پوشش کامپیوتر یا واحد دیسک درایو
nickel clad sheet
ورقه پوشش شده نیکلی ورق با پوشش نیکل
screens
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screening, screenings
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screened
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screen
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
necks
گردن سر و گردن اسب
neck
گردن سر و گردن اسب
micrology
مو شکافی
trifid
سه شکافی
autopsy
کالبد شکافی
dissection
کالبد شکافی
butt welding
جوشکاری شکافی
butt seam weld
جوشکاری شکافی
autopsies
کالبد شکافی
ovariotomy
تخمدان شکافی
quadrifid
چهار شکافی
zootomy
جانور شکافی
enterotomy
روده شکافی
forging crack
اهنگری شکافی
scalpels
چاقوی کالبد شکافی
keratotome
چاقوی قرنیه شکافی
keratome
چاقوی قرینه شکافی
scalpel
چاقوی کالبد شکافی
vulvar
دارای شکافی شبیه فرج
vulval
دارای شکافی شبیه فرج
vulvate
دارای شکافی شبیه فرج
To spilt hair . To make a fine distinction .
مورااز ماست کشیدن ( مو شکافی کردن )
postmortem
مرده رامعاینه وکالبد شکافی کردن
comparative cover
پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
hack
شکافی که بر اثربیل زدن یا شخم زده ایجادمیشود
hacked
شکافی که بر اثربیل زدن یا شخم زده ایجادمیشود
hacks
شکافی که بر اثربیل زدن یا شخم زده ایجادمیشود
embrasure
مزغل یا شکافی که ازانجا توپ و تفنگ رااتش میکنند
embrasures
مزغل یا شکافی که ازانجا توپ و تفنگ رااتش میکنند
torticollis
کجی مادرزادی گردن گردن کجی
cuticle
پوشش مو پوشش شاخی
local
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
locals
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
guidance
هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
roof covering material
مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
printers
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
plastic bubble keyboard
صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packets
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packet
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
numeric
که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
palmatifid
دارای شکافی شبیه پنجه دست شکافته پنجه
antisubmarine screen
پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
barrage jamming
تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
watts
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
vivisectional
زنده شکافی تشریح جانور زنده
vivisection
زنده شکافی تشریح جانور زنده
discretionary
آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
neck necessity
گردن
stiff-necked
گردن کش
neck
گردن
necks
گردن
crookneck
گردن کج
mooic
گردن
napes
پس گردن
restiff
گردن کش
nape
پس گردن
paxwax
پی گردن
insubordinate
گردن کش
deer neck
گردن همایی
cervixes
پشت گردن
narrow necked
گردن باریک
neckline
گردن لباس
to shake off the dust
گردگیری گردن
tippet
گردن پوش
neckerchiefs
دستمال گردن
necklines
گردن لباس
neckerchief
دستمال گردن
nucha
پشت گردن
dumpy
گردن کلفت
roughneck
گردن کلفت
He came back downcast ( shamefacekly ) .
با گردن کج بر گشت
collars
گردن بند
collar
گردن بند
cervix
پشت گردن
necklace
گردن بند
restively
گردن کشانه
long necked
گردن دراز
noddle
پشت گردن
hoodman blind
گردن کلفت
restiveness
گردن کشی
ascot
شال گردن
deer neck
گردن کشیده
arrogant
گردن فراز
noddles
پشت گردن
refractorily
گردن کشانه
ties
دستمال گردن
decollate
گردن زدن
decollation
گردن زنی
arrogantly
گردن فراز
incrassate
غلیظ گردن
shawl
دستمال گردن
muffler
شال گردن
handkerchiefs
دستمال گردن
handkerchief
دستمال گردن
chokers
شال گردن
choker
شال گردن
pervicacious
گردن کش سرسخت
chasing
گردن توپ
stiff neck
گردن خشک
chases
گردن توپ
chased
گردن توپ
chase
گردن توپ
nip up
اسکلبکا پس گردن
cervical
وابسته به گردن
stoutness
گردن کلفتی
stiff necked
گردن کلفت
cervices
پشت گردن
tie
دستمال گردن
stiff neck
خشکی گردن
nape
پشت گردن
napes
پشت گردن
decapitating
گردن زدن
decapitates
گردن زدن
mufflers
شال گردن
decapitated
گردن زدن
decapitate
گردن زدن
anadem
گردن بند
feeds
تغذیه گردن
feed
تغذیه گردن
neckcloth
دستمال گردن
the neck of a womb
گردن زهدان
the neck of a bottle
گردن بطری
ascot
دستمال گردن
stodgy
گردن کلفت
ruffians
گردن کلفت
beheads
گردن زدن
beheading
گردن زدن
necklet
گردن پوش
behead
گردن زدن
ruffian
گردن کلفت
beheaded
گردن زدن
necklet
خز یا شال گردن
necker chief
دستمال گردن
neck cloth
دستمال گردن
shawls
دستمال گردن
challenges
طلب حق گردن کشی
the dog wasled
سگ بند در گردن داشت
thugs
قاتل گردن کلفت
tippet
خز دور گردن وسردست
challenged
طلب حق گردن کشی
challenge
طلب حق گردن کشی
he put orlaid the blame me
تقصیر را به گردن من گذاشت
To act as a bully .
گردن کلفتی کردن
hame
چوب گردن گیر
ewe neck
گردن لاغرومعیوب و مقعر
scrofula
سل غدد لنفاوی گردن
gorget
زره گردن طوقه
his blood beon us
خونش به گردن ماست
to stick up
گردن فرازی کردن
bully
گردن کلفت گوشت
lay at a person's door
به گردن کسی گذاشتن
lay to a person's door
به گردن کسی گذاشتن
bullying
گردن کلفت گوشت
nuchalgia
درد پشت گردن
restiff
گردن کشانه بیقرار
nuchal
وابسته به پشت گردن
tepefy
نیم گردن کردن
bullied
گردن کلفت گوشت
short necked flask
بالن گردن کوتاه
potiche
گلدان گردن باریک
thug
قاتل گردن کلفت
ruffianly
گردن کلفت وحشی
scalene
وابسته بعضلات گردن
riviere
گردن بند جواهر
bullies
گردن کلفت گوشت
obstreperoussness
پر هیاهویی گردن کشی
pelerine
خز پشت گردن بانوان
victorine
گردن پوش بلند
long necked flask
بالن گردن دراز
deep in debt
تا گردن زیر بدهی
complexus
عضله پهن گردن
cervix
[of uterus]
گردن رحم
[کالبدشناسی]
neck of (the) uterus
[Cervix uteri]
گردن رحم
[کالبدشناسی]
neck of the womb
[Cervix uteri]
گردن رحم
[کالبدشناسی]
uterine cervix
[Cervix uteri]
گردن رحم
[کالبدشناسی]
uterine neck
[Cervix uteri]
گردن رحم
[کالبدشناسی]
scruff
پس گردن دون شمردن
victorine
خز گردن بلند زنانه
shawls
شال گردن بستن
to bear the blame
تقصیر را به گردن گرفتن
up to the eyes in debt
تا گردن زیر بدهی
shawl
شال گردن بستن
rom
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
line astern
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
chargeable accessions
استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
ivory neck
گردن بلورین
[رنگ عاج]
territ
حلقه اتصالی قلاده گردن سگ
submitting
گردن نهادن مطیع شدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com