English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English Persian
form lining پوشش قالب بندی
formlining پوشش قالب بندی
Other Matches
basic type single tier formwork قالب بندی نیمه لغزان با پایههای معادل ارتفاع قالب
form work قالب بندی
formatting قالب بندی
initialization قالب بندی
formwork قالب بندی
face framework قالب بندی نما
formats قالب بندی کردن
format file فایل قالب بندی
on screen formating قالب بندی مرئی
physical format قالب بندی فیزیکی
off screen formatting قالب بندی نامریی
reformat قالب بندی مجدد
format قالب بندی کردن
shell formwork قالب بندی غلافی
face formwork قالب بندی نما
face formwork قالب بندی نهایی
space framing قالب بندی فضائی
face fromwork قالب بندی نهائی
formwork with vacuum chambers قالب بندی با خلاء
sliding form قالب بندی کشویی
slip formwork قالب بندی لغزان
automatic forming machine دستگاه قالب بندی خودکار
formwork unexposed قالب بندی سطوح نامرئی
data formatting statements احکام قالب بندی داده ها
formwork exposed قالب بندی سطوح مرئی
panel formwork تخته قالب بندی بتن
embedded formating command فرمان قالب بندی مندرج
logical format قالب بندی یا فرمت منطقی
formwork at cirved section قالب بندی در سطوح منحنی
framework استخوان بندی قالب چهار دیواری
frameworks استخوان بندی قالب چهار دیواری
plaster of Paris گچ ویژه شکسته بندی و قالب گیری
high level format فرمت یا قالب بندی سطح بالا
basic type double tier formwork قالب بندی بالارونده با تختههای مشابه
decking تخته هائیکه برای قالب بندی دالهای بتنی بکار میروند
drivers یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
driver یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
style sheet الگویی که برای تولید خودکار نحوه یا نوع یک متن مثل روش کار , کتاب , برنامه ,... از پیش فرمت و قالب بندی شده باشد
bezel پوشش مقابل یک پوشش کامپیوتر یا واحد دیسک درایو
nickel clad sheet ورقه پوشش شده نیکلی ورق با پوشش نیکل
importing 1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
import 1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
imported 1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
plasticize قالب پذیر کردن از قالب در اوردن
screen پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screens پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screened پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screening, screenings پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
blow-up تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow-ups تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow up تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
comparative cover پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
cuticle پوشش مو پوشش شاخی
guidance هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
roof covering material مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
word warp فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
carpet classification طبقه بندی [درجه بندی] فرش
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
ratings طبقه بندی کردن درجه بندی
compression molding process فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
antisubmarine screen پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
telescopic دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
defense classification طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
lineaments طرح بندی صورت بندی
classifications طبقه بندی رده بندی
lineament طرح بندی صورت بندی
laggin اب بندی کردن اب بندی ناوها
wording جمله بندی کلمه بندی
classification طبقه بندی رده بندی
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
security classification طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
declassification از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
black designation علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
transparent نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparently نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
grades درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grade دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grades دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
modeled قالب
block سد قالب
spectrum قالب
modelled قالب
matrix or matrices قالب
mandrel or dril قالب
models قالب
close fitting قالب تن
moulding قالب
model قالب
cell format قالب سل
matter قالب
mattered قالب
mattering قالب
matters قالب
size قالب
cake قالب
swage قالب
split line خط قالب
sizes قالب
close-fitting قالب تن
mold قالب
moulder قالب گر
unformatted بی قالب
molds قالب
moulds قالب
laster قالب گر
laster قالب کن
template قالب
blocks سد قالب
standard قالب
standards قالب
moulded قالب
molded قالب
die قالب
templates قالب
mould قالب
kata قالب
shape قالب
shapes قالب
blocked سد قالب
centering قالب
An ice – cube . یک قالب یخ
forme قالب
foot pocket قالب پا
burner frame قالب
fitted قالب
ingot قالب
cluster bomb قالب
cluster قالب
carcasses قالب
carcass قالب
clusters قالب
green sand mold قالب تر
matrix قالب
matrixes قالب
cluster bombs قالب
carcases قالب
coverage پوشش
mulches پوشش
head gear پوشش سر
mulch پوشش
encasing پوشش
capsules پوشش
capsule پوشش
cover پوشش
hypethral بی پوشش
covers پوشش
coverings پوشش
concealment پوشش
sheath پوشش
linings پوشش
sheathing پوشش
mask پوشش
lining پوشش
masks پوشش
roofs پوشش
crustification پوشش
cowling پوشش
envelopment پوشش
encrustment پوشش
masking پوشش
tunics پوشش
tunic پوشش
sheaths پوشش
covering پوشش
reimbursement پوشش
reimbursements پوشش
cowl پوشش
cowls پوشش
coverture پوشش
envelopes پوشش
packing پوشش
casing پوشش
jackets پوشش
involucre پوشش
jacket پوشش
integument پوشش
shields پوشش
casings پوشش
envelope پوشش
roof پوشش
roofing پوشش
case پوشش
cases پوشش
involucrum پوشش
shield پوشش
robes پوشش
encrustations پوشش
coating پوشش
encrustation پوشش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com