Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
coma
پوشش گازی که هسته یک ستاره دنباله دار یا کومت رادر بر میگیرد
comas
پوشش گازی که هسته یک ستاره دنباله دار یا کومت رادر بر میگیرد
Other Matches
cama
توده ابرمانندی که هسته ستاره دنباله داررافراگرفته است
shield
هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
shields
هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
comet
ستاره دنباله دار
comets
ستاره دنباله دار
blazing star
ستاره دنباله دار
cometography
شرح ستاره دنباله دار
the track of a comet
مسیر ستاره دنباله دار
nucleole
جسمی که در درون هسته یاخته ها یافت میشود هسته هسته
binary star
ستاره دوگانه ستاره دوتایی ستاره مزدوج
double star
ستاره مزدوج ستاره دوتایی ستاره دوگانه
Lesghi star
ستاره لسگی
[این طرح را ستاره شاهسون نیز می نامند و در فرش های ترکیه و قفقاز و ایران بکار می رود. خود طرح از یک ستاره هشت وجهی با چهار فلش به سمت داخل تشکیل می گردد.]
dog star
ستاره شعرای یمانی ستاره کاروان کش
karyology
هسته شناسی مبحثی ازعلم سلول شناسی ک ه درباره تشریح هسته سلولی وساحتمان کروموسوم بحث میکند
nickel clad sheet
ورقه پوشش شده نیکلی ورق با پوشش نیکل
bezel
پوشش مقابل یک پوشش کامپیوتر یا واحد دیسک درایو
nuclide
کلیه مواد داخل هسته اتم اجزای شیمیایی داخل هسته
planet
ستاره سیار ستاره بخت
planets
ستاره سیار ستاره بخت
closed cycle reactor system
در هسته شناسی راکتوری که در ان گرمای اولیه حاصل ازشکافت برای انجام کار مفیدتوسط دوران یا گردش ماده سرد کننده در یک مدار بسته دارای مکانیزم تبادل حرارتی به خارج از هسته منتقل میشود
trailed
هدف رادر سمت ... تعقیب کنید
trails
هدف رادر سمت ... تعقیب کنید
trailing
هدف رادر سمت ... تعقیب کنید
sententiously
چنانکه اندرزیانصیحتی رادر برداشته بتاشد
trail
هدف رادر سمت ... تعقیب کنید
To bottle up a sentiment.
احساسی رادر دل خود جمع کردن
screened
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screening, screenings
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screen
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screens
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
to cut brake or beat a r
گوی سبقت رادر رشتهای ازپیشینیان ربودن
hysterectomize
بوسیله عمل جراحی زهدان رادر اوردن
nucleon
اجزای داخل هسته اتمی هستک هسته اتمی
cork jacket
جامه چوب پنبهای که ادم رادر روی اب شناورمیسازد
concentrator
وسیله ابتدایی شبکه که حاوی توپولوژی منط قی است و گره ها متصل اند ولی هر بازوی ستاره به عنوان حلقه فیریکی به وسیله ستاره وصل است
geodeticline
کوتاه ترین خطی که دونقطه رادر روی سطحی بهم میپوند د
geodetical
کوتاه ترین خطی که دونقطه رادر روی سطحی بهم میپوند د
nuclear magnetic resonance
تشدید مغناطیس هسته رزونانس مغناطیس هسته
magnetic nuclear resonance
تشدید مغناطیسی هسته رزونانس مغناطیسی هسته
CD quality
اغلب به وسایلی گفته میشود که می توانند الگوهای بیتی رادر ثانیه ذخیره کنند
stelliform
ستاره وار ستاره وش
comparative cover
پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
hierarchy plus input process output
یک روش طراحی و مستندسازی برنامه که ساختارعملیاتی و گردش اطلاعات رادر سه نوع نمودار نشان میدهد
totaliarian state
دولتی که دران یک نفر یا یک هیات حاکمه اختیار و تصدی همه امور رادر دست دارند
neoclassical school
مکتبی که براساس ان رقابت و پیروی ازاصول حداکثرساختن مطلوبیت و سود میتواندتخصیص ایده الی از منابع رادر اقتصاد بوجود اورد
hydraulic cement
سیمانی که در زیر اب میگیرد
airy-fairy
کسی که خود را میگیرد
fully paid
که حقوق خودراتمام میگیرد
that right inheres in him
ان حق باو تعلق میگیرد
cuticle
پوشش مو پوشش شاخی
EMM
امکانی که حافظه جانبی رادر IBM PC مدیریت میکند و آن را برای برنامه آماده استفاده میکند
candlelit
اتاقیا میزیکهبا شمعنور میگیرد
the freak takes him
وسواس میگیردش وسواسش میگیرد
all in contract
قراردادی که همه چیز را در بر میگیرد
weaner
کسیکه بچه را از شیر میگیرد
hookers
قایقی که با قلاب ماهی میگیرد
heliograph
دستگاهی که افتاب را اندازه میگیرد
hooker
قایقی که با قلاب ماهی میگیرد
lunt
کبریتی که بکندی اتش میگیرد
it is very easily done
بسیار اسان انجام میگیرد
pneumatic
گازی
gas filled
گازی
gaseous
گازی
aneroid
فشارسنجی که فشار مطلق رااندازه میگیرد
bass clef
کلیدی که زیر f ومیان cقرار میگیرد
quantity allowance
تخفیفی که به خرید عمده تعلق میگیرد
undertaking
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
undertaker
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
fusion reactor
راکتوری که در ان جوش هستهای صورت میگیرد
undertakers
کسیکه طرح یاکاری رابعهده میگیرد
nursling
بچهای که مورد موافبت قرار میگیرد
guidance
هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
roof covering material
مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
gas fuel
سوخت گازی
thypatron
لامپ گازی
internal combustion turbine
توربین گازی
gas lights
چراغ گازی
hydropneumatic
گازی روغنی
gas light
چراغ گازی
gas hearth
اتشدان گازی
moped
موتور گازی
gas hearth
کوره گازی
gas furnace
کوره گازی
gas flame
لامپ گازی
fuel gas
سوخت گازی
gas flame
چراغ گازی
gas laser
لیزر گازی
gas equilibrium
تعادل گازی
nebulosity
حالت گازی
gas detector
اشکارساز گازی
gas alarm
اژیر گازی
gas bearing
یاتاقان گازی
gas bomb
بمب گازی
gas cable
کابل گازی
gas tube
لامپ گازی
gas lamp o. light
لامپ گازی
gas chromatography
کروماتوگرافی گازی
gaseous electronics
الکترونیک گازی
gas compound
ترکیب گازی
gas ligther
فندک گازی
gas filled lamp
لامپ گازی
gas filled capacitor
خازن گازی
gas welding
جوشکاری گازی
gas impregnated cable
کابل گازی
gas filled photocell
فتوسل گازی
gas phase
فاز گازی
gas filled relay
رله گازی
gas phase
حالت گازی
gas lamps
لامپ گازی
gas burner
مشعل گازی
gas engine
موتور گازی
gas filled rectifier
یکسوکننده گازی
gasometry
تجزیه گازی
gasiform
گازی شکل
gas cut
برش گازی
quarterback
بازیگری که توپ را میگیرد وبازی را رهبری میکند
it is ridiculously small
بقدری کوچک است که ادم خنده اش میگیرد
quarterbacks
بازیگری که توپ را میگیرد وبازی را رهبری میکند
sheet lighning
برقی که روشنایی ان پخش شده همه جا را میگیرد
kelson or keelson
کالبدزیرین کشتی که روی تیرحمال قرار میگیرد
hydropneumatic
دستگاه گازی روغنی
gas light
نور یا روشنایی گازی
gas cutting
برشکاری گازی
[مهندسی]
gas lights
نور یا روشنایی گازی
gas discharge relay
رله تخلیه گازی
gas filled tube
لامپ تخلیه گازی
gas discharge lamp
لامپ تخلیه گازی
gas discharge arrester
برقگیر تخلیه گازی
plasma display panel
صفحه نمایش گازی
gas degeneration
فساد تدریجی گازی
gas engine blower
دمنده موتور گازی
throttle hand lever
اهرم دستی گازی
throttle twist grip
دستگیره موتور گازی
gas coal
ذغال سنگ گازی
air furnace
کوره یا بوته گازی
three shaft
توربین گازی با سه شفت
bunsen gas burner
چراغ گازی ازمایشگاه
gas film
لایه یا قشر گازی
regenerative gas furnace
کوره گازی رژنراتیو
gas filled valve
لامپ الکترونی گازی
regenerative gas firing
سوخت گازی رژنراتیو
wake
دنباله کش تی
waked
دنباله کش تی
wakes
دنباله کش تی
tailed
دنباله
tail end
دنباله
tails
دنباله
following
دنباله
follow-up
دنباله
follow-ups
دنباله
sequel
دنباله
sequels
دنباله
trainbearer
دنباله کش
appendices
دنباله
tail
دنباله
stem
دنباله
stemmed
دنباله
train
دنباله
trails
دنباله
suite
دنباله
rear
دنباله
appendix
دنباله
appendixes
دنباله
trained
دنباله
rears
دنباله
trailed
دنباله
series
دنباله
trailing
دنباله
stemming
دنباله
suites
دنباله
stems
دنباله
reared
دنباله
continued form
دنباله
rearing
دنباله
trail
دنباله
trains
دنباله
outwork
قسمتی از کار شرکت که توسط افرادخارجی انجام میگیرد
cross to bear/carry
<idiom>
رنج دادن کاری بصورت دائمی انجام میگیرد
grandfather clocks
ساعت پاندولی بلندی که روی زمین قرار میگیرد
grandfather clock
ساعت پاندولی بلندی که روی زمین قرار میگیرد
decalescence point
دمایی که در ان تغییر شکل کریستالی در فولاد صورت میگیرد
disc
حلقهای که تیغههای یک مرحله از کمپرسور روی ان قرار میگیرد
indian giver
کسی که چیزی بکسی میدهد وبعد انرا پس میگیرد
discs
حلقهای که تیغههای یک مرحله از کمپرسور روی ان قرار میگیرد
gas plasma display
صفحه نمایش پلاسمای گازی
gas burner
اجاق گازسوز کوره گازی
propane
پارافین گازی و مشتعل هیدروکاربنی
gas case hardening
سخت گردانی پوسته گازی
tailing
دنباله تعقیب
calling sequence
دنباله فراخوانی
to continue
دنباله داشتن
tailing factor
ضریب دنباله
to follow
دنباله داشتن
full bottomed
دنباله دار
tail cone
دنباله مخروطی
trails
دنباله داشتن
trailing
دنباله داشتن
trailed
دنباله داشتن
extension lines
خطوط دنباله
trail
دنباله داشتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com