Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (11 milliseconds)
English
Persian
foreign exchange
پول کشور خارجی
foreign currency
پول کشور خارجی
Search result with all words
immunity
مصونیت سیاسی مصونیت دیپلماسی عدم تبعیت مامور سیاسی خارجی ازمقررات قانونی کشور مرسل الیه است
intervention
هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
interventions
هر عملی که ازناحیه یک دولت صادر شده نتیجه ان تزلزل حاکمیت واستقلال داخلی و خارجی کشور دیگری باشد
geopolitics
درمشی سیاسی و سیاست خارجی کشور
economic nationalism
ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
overseas income
درامد از کشور یا کشورهای خارجی
peregrinate
سرگردان بودن اواره بودن در کشور خارجی اقامت کردن
trade restrictions
جلوگیری از ورود کالاهای خارجی به کشور است از طریق وضع قوانین گمرکی و سودبازرگانی
Other Matches
republic
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republics
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
positive externalities
صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
exterior angle
زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
external symbol dictionary
فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
impurity
جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
Burundi
کشور بروندی در مرکز خاوری افریقا و شرق کشور زئیر
secession
تجزیه جدایی یک قسمت از خاک کشور و خروج ان از حاکمیت کشور منفصل منه
extradites
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extraditing
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradite
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradited
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
provincialism
اعتقاد به لزوم عدم تمرکز دراداره کشور و تقسیم اختیارات و مسئولیتها بین ایالات ونواحی کشور
foreign exchange
پول خارجی ارز خارجی
outwork
استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
innocent passage
مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
letter of recall
نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
wilson
پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
external diseconomies
عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
nonaligned
کشور غیر متعهد از نظرسیاسی کشور غیر وابسته
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
country cover diagram
دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
back berm
سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
outward
خارجی
oversea
خارجی
extras
خارجی
extra-
خارجی
gringo
خارجی
peripheral
خارجی
abextra
خارجی
outside
خارجی
outsides
خارجی
exteriors
خارجی
extraneous
خارجی
international line
خط خارجی
gringos
خارجی
extra
خارجی
outer
خارجی
outboard
خارجی
external
خارجی
exotic
خارجی
externals
خارجی
exterior
خارجی
foreign
خارجی
outsiders
خارجی
outsider
خارجی
aliens
خارجی
exosphere
خارجی
exoteric
خارجی
extern
خارجی
alien
خارجی
exogenous
خارجی
outer wall
دیوار خارجی
outboard profile
نیمرخ خارجی
external operation
عملیات خارجی
external menory
حافظه خارجی
external sort
جورکردن خارجی
exterior ballistics
بالیستیک خارجی
exterior varnish
جلای خارجی
external storage
انباره خارجی
external pressure
فشار خارجی
external reference
مرجع خارجی
outness
کیفیت خارجی
outside caliper
کولیس خارجی
outside cause
علت خارجی
outer planets
سیارات خارجی
external reperence
ارجاع خارجی
outer fix
رمپ خارجی
external reference
ارجاع خارجی
external security
امنیت خارجی
outer connection
اتصال خارجی
exosphere
قسمت خارجی جو
exterior varnish
لاک خارجی
outside view
منظره خارجی
overseas trade
معاملات خارجی
guests
انگل خارجی
guest
انگل خارجی
external cost
هزینه خارجی
external delay
تاخیر خارجی
renvoi
تبعیدشخص خارجی
external docuhentation
مستندات خارجی
external force
نیروی خارجی
external interrupt
وقفه خارجی
external label
برچسب خارجی
slough
پوسته خارجی
external control
کنترل خارجی
overseas agent
نماینده خارجی
external armature
ارمیچر خارجی
external benefits
فواید خارجی
external circuit
مدار خارجی
outside diameter
قطر خارجی
outside power
جریان خارجی
outside view
نمای خارجی
outward opening
دهانه خارجی
outwork
سنگر خارجی
external combustion
احتراق خارجی
external memory
حافظه خارجی
external load
بار خارجی
external command
فرمان خارجی
loads
بار خارجی
arris
زاویه خارجی
foreign policy
سیاست خارجی
foreign particle
جسم خارجی
foreign loan
وام خارجی
inflow of foreign funds
ورودسرمایههای خارجی
foreign law
حقوق خارجی
foreign deposit
سپرده خارجی
foreign currency
ارز خارجی
foreign currencies
پولهای خارجی
foreign bill
برات خارجی
immission
انتشار خارجی
foreign reserves
ذخائر خارجی
imbody
صورت خارجی
angle of emergence
زاویه خارجی
apophyge
منحنی خارجی
apophysis
منحنی خارجی
apothesis
منحنی خارجی
alien enemy
دشمن خارجی
adventitious
خارجی الحاقی
actine
قسمت خارجی
acrotic
بیرونی خارجی
foreign trade
بازرگانی خارجی
concrete object
عین خارجی
facade
نمای خارجی
foreign exchange
تعویض خارجی
foreign exchange
ارز خارجی
external thread
دنده خارجی
ectoparasite
انگل خارجی
foreign exchange
مبادله خارجی
foreign national
ملیت خارجی
foreign national
تبعه خارجی
external symbol
علامت خارجی
negative externalities
زیانهای خارجی
external store
انباره خارجی
external transaction
معاملات خارجی
external variable
متغیر خارجی
externalities
پی امدهای خارجی
foreign aid
کمک خارجی
extrinsic factor
عامل خارجی
impurity
اتم خارجی
load curve
خم بار خارجی
landfalls
بویه خارجی
landfall
بویه خارجی
extrinsic
بیرونی خارجی
exteroceptive
محرک خارجی
foreign trade
تجارت خارجی
externalization
خارجی کردن
externalities
اثرات خارجی
external storage
حافظه خارجی
superior planets
سیارههای خارجی
externalised
خارجی کردن
incarnation
صورت خارجی
externalising
خارجی کردن
externalize
خارجی کردن
externalized
خارجی کردن
spillover benefits
منافع خارجی
incarnations
صورت خارجی
foreign exchange
پول خارجی
spillover effects
اثرات خارجی
spillover costs
هزینههای خارجی
strangest
خارجی غریبه
superior conjunction
مقارنه خارجی
externalizes
خارجی کردن
externalizing
خارجی کردن
strange
خارجی غریبه
facade
نمای خارجی
facades
نمای خارجی
externalises
خارجی کردن
load
بار خارجی
faces
نمای خارجی
face
نمای خارجی
fanades
نمای خارجی
land n
کشور
fatherlands
کشور
realms
کشور
realm
کشور
nations
کشور
nation
کشور
common wealth
کشور
countries
کشور
country
کشور
fatherland
کشور
states
کشور
stated
کشور
state-
کشور
state
کشور
stating
کشور
soils
کشور
soiling
کشور
territories
کشور
soil
کشور
territory
کشور
alveary
سوراخ خارجی گوش
passive
دستخوش عامل خارجی
objected
چیز ماده خارجی
objecting
چیز ماده خارجی
objects
چیز ماده خارجی
exteriorization
صورت خارجی دادن به
external gear
تاج دندانه خارجی
balance of foreign trade
تراز تجارت خارجی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com