Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 80 (7 milliseconds)
English
Persian
historical process
پویش تاریخی
Other Matches
prehistorical
پیش تاریخی وابسته به قبل از تاریخ ماقبل تاریخی
historical materialism
ماده گرایی تاریخی ماتریالیسم تاریخی
monuments
لوحه تاریخی اثر تاریخی
monument
لوحه تاریخی اثر تاریخی
historic character
[شخصیت های تاریخی که در طرح های مناظر برای توصیف ساختارها و ویژگی های معماری و تاریخی استفاده می شد.]
process
پویش
processes
پویش
exploration
پویش
dynamism
پویش
group dynamics
پویش گروهی
manufacturing process
پویش ساخت
scans
پویش کردن
scanned
پویش کردن
scan
پویش کردن
random process
پویش تصادفی
scan period
دورهء پویش
exploration
پویش یا پویه
psychodynamics
پویش شناسی روانی
scanned interrupt
وقفه پویش شده
social dynamics
پویش شناسی اجتماعی
historical
تاریخی
epochal
تاریخی
historic
تاریخی
monumental
تاریخی
historical dynamism
دینامیسم تاریخی
historical dynamism
پویایی تاریخی
historical dynamism
پویائی تاریخی
historical development
توسعه تاریخی
historical development
سیر تاریخی
historical method
روش تاریخی
historical necessity
ضرورت تاریخی
historical process
فرایند تاریخی
historical theories
نظریههای تاریخی
metachronism
اشتباه تاریخی
quasi historical
نیم تاریخی
ogygian
ماقبل تاریخی
parachronism
اشتباه تاریخی
heritage asset
میراث تاریخی
chronologic
بترتیب تاریخی
prehistoric
ماقبل تاریخی
coevality
هم تاریخی معاصری
metachronism
لغزش تاریخی
chronological
بترتیب تاریخی
historcicism
مکتب تاریخی
prehistoric
پیش تاریخی
epochs
عصرتاریخی حادثه تاریخی
epoch
عصرتاریخی حادثه تاریخی
historical determinism
جبر گرایی تاریخی
chronologic
دارای تسلسل تاریخی
they are of no historical
هیچ اهمیت تاریخی ندارد
euhemerism
اساس تاریخی برای افسانه ها
philologist
ویژه گر درزبانشناسی تاریخی وتطبیقی
chronogram
نشان دادن سنوات تاریخی
He delivered a historic speech.
نطق تاریخی یی ایراد کرد
Celtic cross
[چلیپا سنگی تاریخی سلتی]
time capsule
محفظه محتوی اثار تاریخی وفرهنگی
euhemerize
اساس تاریخی قائل شدن برای
vandalize
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalized
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalising
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalizing
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalises
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
protohistory
مطالعه اوضاع ماقبل تاریخی انسان
vandalizes
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
mundane era
تاریخی که مبداان افرینش جهان باشد
vandalised
اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
red letter day
<idiom>
روزی که به علت واقعهای روز تاریخی است
menhir
سنگ تاریخی بلندوراست که درافریقاو اروپایافت میشود
cromlech
ساختمان سنگهای ماقبل تاریخی بشکل تپه
geochronology
شرح وقایع تاریخی گذشته برمبنای اطلاعات زمین شناسی
moses antedates zoroastes
موسی ازحیث سال تاریخی پیش از زردتشت بوده است
historcicism
فرضیهای که معتقداست کلیه پدیدههای اجتماعی وفرهنگی باید از لحاظ تاریخی مطالعه شود
philological
وابسته به واژه شناسی یازبان شناسی تاریخی وتطبیقی
accumulation
[مجموعه ای از ویژگی های معماری مشتق شده از دوره های مختلف تاریخی با ترتیب زمانی مشخص]
philology
زبان شناسی تاریخی وتطبیقی واژه شناسی
date of acquisition
تاریخی که به عنوان شروع دوره استیلای خریدار بر مال دردفتر ثبت و اگر مال استهلاک پذیر باشد
association for computers and humanities
یک سازمان بین المللی که مشوق تحقیقات در زبان مطالعات ادبی تاریخی انسان شناسی و علوم اجتماعی به کمک کامپیوتر واستفاده از ان در افرینش ومطالعه هنر و موسیقی ورقص میباشد
dye analysis
[آنالیز کردن رنگینه های بکار رفته در فرش جهت تعیین طول عمر فرش و سابقه تاریخی نوع رنگینه]
pictorial rug
قالیچه های تصویری
[قالیچه های پرتره]
[در اینگونه فرش ها نگاره های معمول فرش ها استفاده نمی شود و در آن از تصاویر انسان، حیوان، طبیعت، بناها و حوادث تاریخی بهره می گیرند. به آن نقش غلط نیز می گویند.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com