English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
echolalia پژواک گویی
echophrasia پژواک گویی
Other Matches
chiromancy پیش گویی وغیب گویی با دیدن خطوط کف دست
telnet پروتکل TCP/ IP که به کاربر امکان اتصال و کنترل از طریق اینترنت به کامپیوترهای راه دور میدهد به طوری ککه گویی همان جا هستند و دستورات را تایپ میکند به طوری که گویی در مقابل کامپیوترهستند
echoed پژواک
echoes پژواک
reverberations پژواک
echoing پژواک
reflexion پژواک
reverberation پژواک
reflection پژواک
resounding پر پژواک
echo پژواک
acoustic dispersion پژواک
echopathy پژواک رفتاری
reecho باز پژواک
echopraxia پژواک کرداری
reverberation time مدت پژواک
local echo پژواک محلی
resound پژواک یاانعکاس صدا
resounds پژواک یاانعکاس صدا
resounded پژواک یاانعکاس صدا
hypophrasia کم گویی
laconic speech کم گویی
ingenuousness رک گویی
pauciloquy کم گویی
hypologia کم گویی
soliloquies تک گویی
soliloquy تک گویی
one would say گویی
free spokenness رک گویی
so to peaking گویی
scandals بد گویی
downrightness رک گویی
outdpokenness رک گویی
to stab in the back بد گویی
knop گویی
plain speaking رک گویی
candour رک گویی
as thought گویی
candor رک گویی
scandal بد گویی
gratulation تبریک گویی
ranted بیهوده گویی
rant بیهوده گویی
ranting بیهوده گویی
rants بیهوده گویی
free spokenness ساده گویی
cluttering بریده گویی
witticisms بذله گویی
revilement ناسزا گویی
divination غیب گویی
ambage ابهام گویی
tachyphemia شتابان گویی
tachylalia شتابان گویی
agitolalia شتابان گویی
extemporization بالبداهه گویی
witticism بذله گویی
leasing دروغ گویی
facetiousness بذله گویی
exaggeration گزافه گویی
verbalization دراز گویی
unreserve بی پرده گویی
waggery بذله گویی
tympany گزافه گویی
to speak ill of بد گویی کردن از
to fling d. بد گویی کردن
tautologize مکرر گویی
stilted speech مطنطن گویی
vituperation ناسزا گویی
wittiness بذله گویی
wittiness لطیفه گویی
door-knob دستگیره گویی
bullshit گزافه گویی
word salad اشفته گویی
somniloquy or quence سخن گویی
soliloquize تک گویی کردن
so to speak چنانکه گویی
metonymy به تقریب گویی
logorrhea پراکنده گویی
lallation کودکانه گویی
polyphrasia پریشان گویی
polylogia پریشان گویی
labyrinthine speech پریشان گویی
iterance باز گویی
idiolalia مهمل گویی
missatement خلاف گویی
open heartedness رک گویی صداقت
poeticism شعر گویی
self contradiction تناقض گویی
scandalum magnatum بد گویی از بزرگان
rodomontade گزاف گویی
rhodomontade گزاف گویی
reticency سکوت کم گویی
ranten بیهوده گویی
pseudology دروغ گویی
prate یاوه گویی
idioglossia نامفهوم گویی
gossips اراجیف بد گویی
invective ناسزا گویی
irony وارونه گویی
ironies وارونه گویی
knobs دستگیره گویی
overstatement گزافه گویی
overstatements گزافه گویی
gossip اراجیف بد گویی
knob دستگیره گویی
incoherence گسسته گویی
contradictions خلاف گویی
repetitions باز گویی
ellipsis بریده گویی
wit بذله گویی
gossiping اراجیف بد گویی
gossiped اراجیف بد گویی
knocks بد گویی کردن از
knocked بد گویی کردن از
disclosure بی پرده گویی
knock بد گویی کردن از
jest بذله گویی
jests بذله گویی
wits بذله گویی
disclosures بی پرده گویی
contradiction خلاف گویی
repetition باز گویی
verbosity اطناب گویی
divagation پریشان گویی
restatement باز گویی
restatements باز گویی
piffle مهمل گویی
premonitions شوم گویی
premonition شوم گویی
improvisation بدیهه گویی
reticence سکوت کم گویی
jocose بذله گویی
jocosely بذله گویی
toucher گویی که باجک برخوردکند
bounce جست گزاف گویی
doted پرت گویی کردن
bounces جست گزاف گویی
deliriousness پرت گویی [روانشناسی]
dote پرت گویی کردن
recriminative پس دهنده بد گویی یا تهمت
logorrhea پرحرفی وبیهوده گویی
obsequiousness تملق مزاج گویی
exaggerate گزافه گویی کردن
quirk مزاجی تناقض گویی
bullshit چرند گویی کردن
it look as if چنین مینماید که گویی
recriminatory پس دهنده بد گویی یاتهمت
veridical از روی حقیقت گویی
effusively چنانکه گویی بریزد
nattered یاوه گویی کردن
nattering یاوه گویی کردن
natters یاوه گویی کردن
Is that so ? You dont say. نه بابا ( جدی می گویی ) ؟
tergiversation بی ثباتی تناقض گویی
Do you mean it ? Really ? Honestly ? جان من ؟( جدی می گویی )
quirks مزاجی تناقض گویی
deliriousness هذیان گویی [روانشناسی]
bounced جست گزاف گویی
dotes پرت گویی کردن
exaggerates گزافه گویی کردن
pleasantry بذله گویی شوخی
corespondent مسئول جواب گویی
overstated گزافه گویی کردن
grandiloquence گزاف گویی مبالغه
witticisms شوخی لطیفه گویی
divined غیب گویی کردن
divines غیب گویی کردن
overstates گزافه گویی کردن
overstating گزافه گویی کردن
gutter ball گویی که به شیار میافتد
hyperbolize گزافه گویی کردن
delirium پرت گویی دیوانگی
divine غیب گویی کردن
natter یاوه گویی کردن
pleasantries بذله گویی شوخی
overstate گزافه گویی کردن
extravaganzas فانتزی گزاف گویی
extravaganza فانتزی گزاف گویی
exaggerating گزافه گویی کردن
chicaneries ضد ونقیض گویی مغالطه
divining rod چوب غیب گویی
forebode پیش گویی کردن
chicanery ضد ونقیض گویی مغالطه
divining غیب گویی کردن
witticism شوخی لطیفه گویی
fribble یاوه گویی کردن
hyperbole غلو گزاف گویی
self contradiction معارضه بانفس تناقض گویی
longbow اغراق گویی کمان دستی
flim flam هرزه درایی گزاف گویی
bombast جنس پنبهای گزافه گویی
divination پیش گویی فال گیری
ingenuously ازروی سادگی بارک گویی
he coins money گویی پول سکه میزند
rodomontade گزافه گویی کردن فریاد
bounce پریدن گزاف گویی کردن
welcoming drink نوشیدنی خوش آمد گویی
mythomania جنون دروغ یا اغراق گویی
my ears burn گویی کسی از من سخن می گوید
monological وابسته بشیوه تنهاسخن گویی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com