Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (20 milliseconds)
English
Persian
dwelling
پیاده شدن برای استراحت
dwellings
پیاده شدن برای استراحت
Other Matches
secondary landing
منطقه پیاده شدن فرعی برای پشتیبانی از عملیات پیاده شدن اصلی
bucket step
فیکس کردن پا برای استراحت
change up
جهشهای کوتاه برای استراحت بازو
change of pace
جهشهای کوتاه برای استراحت بازو
truce
وقتی که برای تنفس و استراحت داده میشود
truces
وقتی که برای تنفس و استراحت داده میشود
rest and recuperation
عقب بردن پرسنل برای استراحت و تجدید قوا
coffee break
تعطیل چند دقیقهای کار برای استراحت و صرف قهوه
coffee breaks
تعطیل چند دقیقهای کار برای استراحت و صرف قهوه
lounges
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
lounge
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
lounging
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
lounged
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
paces
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
paced
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
pace
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
half area
محل توقف سربازان در حین حرکت برای تجدید سازمان یاگرفتن مهمات یا استراحت
pedestrian guard rail
جانپناه برای پیاده رو
treadway
پل برای عناصر پیاده
overhauling
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhaul
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauls
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
safety island
سکوی وسط خیابان برای ایستادن پیاده رو
overhauled
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
cannibalised
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalized
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalize
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalises
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalising
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalizes
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
cannibalizing
پیاده کردن قسمتهای دستگاهی برای گذاردن دردستگاه دیگری
ttl
استفاده از طراحی TTL و قط عات برای پیاده سازی مدارهای منط قی و دروازه ها
disembarkation
به ساحل پیاده کردن پیاده شدن از هواپیمایا ناو
detrain
از قطار پیاده شدن یا پیاده کردن
grenadier
سرباز هنگ پیاده پیاده نظام
overhauled
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauling
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauls
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhaul
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
thick Ethernet
شبکه پیاده سازی شده با استفاده ازکابل Loaxial ضخیم و دستگاههای ارسال و دریافت برای اتصال کابلهای منشعب که میتواند مسافت طولانی را طی میکند
permanent
تشکیل شده از شیارهای دیسک پیاپی که از فایل جابجایی برای نرم افزار که حافظه مجازی را پیاده سازی میکند استفاده میشود مثل ویندوز ماکرو سافت
ethernet
شبکه پیاده سازی شده با استفاده از کابل looxial ضخیم و گیرنده / فرستنده برای اتصال به شاخههای کابل قابل سرویس دهی در مسافت دور
temporary storage
فایل روی دیسک سخت که توسط نرم افزار برای ذخیره موقت داده یا نرم افزاری حافظه مجازی را پیاده سازی میکند مثل ویندوز ماکروسافت استفاده میشود
landing group
گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
overhauling
پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauled
پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauls
پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhaul
پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
recumbency
استراحت
breathers
استراحت
bye
استراحت
rest
استراحت
idle
استراحت
byes
استراحت
idled
استراحت
idles
استراحت
idlest
استراحت
vacations
استراحت
breather
استراحت
rests
استراحت
relaxation
استراحت
rehabilitation
استراحت
vacation
استراحت
yasme
استراحت
to rest on one's oars
استراحت کردن
sick leave
استراحت بیماری
to rest oneself
استراحت کردن
quiescent current
جریان استراحت
repose
اسودگی استراحت
lie off
استراحت کردن
lie-down
استراحت کردن
lie down
استراحت کردن
lie by
استراحت کردن
binnacle
استراحت پزشکی
rests
استراحت کردن
rests
محل استراحت
lie down
استراحت کوتاه
rest
استراحت کردن
rest
محل استراحت
relief interval
استراحت متناوب
lie-down
استراحت کوتاه
quiescent point
نقطه استراحت
to pause
استراحت کردن
resting potential
پتانسیل استراحت
unbuckled
استراحت کردن
nooning
استراحت نیمروز
unbuckle
استراحت کردن
electrode bias
ولتاژ استراحت
meal break
استراحت ناهار
idle period
دوره استراحت
rest period
دوره استراحت
relief time
زمان استراحت
surcease
پایان استراحت
to repose oneself
استراحت کردن
to take one's rest
استراحت کردن
calm down
<idiom>
استراحت کردن
outstretch
استراحت کردن
go to rest
استراحت کردن
unbuckles
استراحت کردن
unbuckling
استراحت کردن
to retire to bed
استراحت کردن
to go to roost
استراحت کردن
rest cure
معالجه با استراحت
respite _
فاصله استراحت
lie up
استراحت کردن
interim overhaul
پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی
lodgment area
منطقه استراحت یا فرود در سر پل
mass practice
تمرین بدون استراحت
rest up
استراحت کامل کردن
parlor car
سالن استراحت قطار
work relief
استراحت توام با کار
work ratio
نسبت کار به استراحت
binnacle list
فهرست استراحت پزشکی
to rest up
استراحت کامل کردن
kick back
<idiom>
تنها استراحت کردن
to breathe a horse
استراحت کردن به اسب
zazen
پایان استراحت نشسته
rest
استراحت کردن بالشتک
retire
استراحتگاه استراحت کردن
Zen
استراحت بحالت نشسته
lair
محل استراحت جانور
retires
استراحتگاه استراحت کردن
rests
استراحت کردن بالشتک
rest
تکیه گاه استراحت
lairs
محل استراحت جانور
respite
استراحت تمدید مدت
i yearn for
ارزوی استراحت دارم
jump suit
لباس خانه و استراحت
eases
سهولت استراحت رسایی
eased
سهولت استراحت رسایی
rests
تکیه گاه استراحت
ease
سهولت استراحت رسایی
jump suits
لباس خانه و استراحت
easing
سهولت استراحت رسایی
rehabilitation
اردوگاه استراحت تسلی دادن
dwell
محل توقف توقفگاه استراحت
lounging
محل استراحت ولم دادن
dwelled
محل توقف توقفگاه استراحت
lie
دراز کشیدن استراحت کردن
dwells
محل توقف توقفگاه استراحت
bedtimes
وقت استراحت موقع خوابیدن
to take a mandatory break
وقت استراحت اجبا ری گذاشتن
bedtime
وقت استراحت موقع خوابیدن
lies
: دراز کشیدن استراحت کردن
lounge
محل استراحت ولم دادن
lied
: دراز کشیدن استراحت کردن
slack suit
لباس مخصوص گردش یا استراحت
lounges
محل استراحت ولم دادن
lounged
محل استراحت ولم دادن
neutral corner
گوشههای رینگ بوکس درموقع استراحت
lying in
دوران استراحت ونقاهت بعداز زایمان
lounge car
قطار دارای سالن استراحت وتفریح
ring stool
چهارپایه مخصوص استراحت بین روندهای بوکس
lounger
کسیکه در نیمکت یا در سالن انتظار استراحت میکند
longtour area
منطقه استراحت خارج ازکشور افراد نظامی
diastasis
استراحت قلب در فاصله بین انقباض و انبساط
kiosk
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
downtime
مدتی که کارخانه کار نمیکند مدت استراحت ماشین وکارخانه درشبانه روز
badminton
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
impledge
پیاده
pavement
پیاده رو
on of
پیاده
pavements
پیاده رو
infantry
پیاده
footpaths
پیاده رو
walk
پیاده رو
walks
پیاده رو
infantry man
پیاده
footpath
پیاده رو
pignorate
پیاده
side walk
پیاده رو
walked
پیاده رو
dismounted
پیاده
pedestrian
پیاده
walkway
پیاده رو
footway
پیاده رو
walkways
پیاده رو
pedestrians
پیاده
foot bank
پیاده رو
ganway
پل پیاده رو
peripatetic
پیاده رو
path
پیاده رو
foot slogger
پیاده
footer
پیاده رو
sidewalks
پیاده رو
paths
پیاده رو
foot infantry
پیاده
afoot
پیاده
foot bridge
پل پیاده رو
sidewalk
پیاده رو
pedestrian bridge
پل پیاده رو
promotion
ترفیع پیاده
on foot
پای پیاده
promotions
ترفیع پیاده
impledge
پیاده شطرنج
unset
پیاده کردن
walkabout
گردش پیاده
foot passenger
مسافر پیاده
infantry
سرباز پیاده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com