English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
osteogenesis پیدایش استخوان
Other Matches
hyprostosis رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
green stick شکستگی استخوان درکودکان بدان گونه که یک سوی استخوان شکسته سو
osteotomy برش استخوان و جداکردن و خارج کردن قسمتی از استخوان
astragalus استخوان قوزک یا اشتالنگ استخوان کعب
syynostosis ترکیب دو استخوان وتکمیل استخوان واحدی
zygoma استخوان قوس وجنه استخوان گونه
periosteum پوشش استخوان ضریع استخوان
condyle مهره استخوان- برامدگی استخوان
ischium استخوان ورک استخوان نشیمنگاهی
appearances پیدایش
genesis پیدایش
appearance پیدایش
emersion پیدایش
infrastructure پیدایش
birth پیدایش
births پیدایش
occiput استخوان قمحدوه استخوان پس سر
thermogenesis پیدایش گرمادرتن
calorification پیدایش گرما
spontaneous generation پیدایش خودبخود
It is a wonder that she showed up. چه عجب که پیدایش شد
bank genesis پیدایش دیواره
embryogen پیدایش جنین
genesis کتاب پیدایش
nascent پیدایش یافته
Nativity پیدایش ولادت
embryogeny پیدایش جنین
genetics علم پیدایش
odontogeny پیدایش دندان
pathogeny پیدایش ناخوشی
narcotism پیدایش حالت خواب
pathogenesis مبحث پیدایش ناخوشی
pedogenesis مبحث پیدایش جلگه
ovology گفتار در پیدایش تخم
phytogenesis پیدایش و تکامل گیاه
phytogeny پیدایش و تکامل گیاه
prehuman پیش از پیدایش انسان
psychogony پیدایش روان یا خرد
psychogenesis پیدایش نیروی درونی
genetically ازلحاظ پیدایش واصل
genetically موافق علم پیدایش
matrix جای پیدایش ماتریس
cosmogeny پیدایش و تکامل گیتی
matrixes جای پیدایش ماتریس
vomer استخوان میانی بینی استخوان تیغه بینی
She wont show up today. امروز پیدایش نمی شود
polygenesis پیدایش انسان ازنژادهاومبادی مختلف
anthropic مربوط به دوران پیدایش انسان
parostosis پیدایش استحوان در جای عوضی
anthropogenesis مبحث پیدایش و تکامل بشر
anthropogenic مربوط به پیدایش و تکامل انسان
protogenetic وابسته به نخستین دوره نمویا پیدایش
protogenic وابسته به نخستین دوره نمویا پیدایش
biogenetic مربوط بمنشاء پیدایش موجودات زنده
hydro-electric وابسته به پیدایش الکتریسیته بوسیله مالش اب یا بخار
polygeny پیدایش نوع بشراز چند ازدواج جداگانه
hydro electric وابسته به پیدایش الکتریسیته بوسیله مالش اب یا بخار
genetic وابسته به پیدایش یا اصل هر چیز مربوط به تولید و وراثت
geomorphology علمی که درباره برجستگیهای سطح زمین وعلل پیدایش انها بحث میکند
ethnogeny گفتار در پیدایش نژادها مبحث مبادی نژادها
boned استخوان
boning استخوان
fleshier بی استخوان
tarsus استخوان مچ پا
fleshy بی استخوان
ossicle استخوان چه
natchbone استخوان
fleshiest بی استخوان
jawbone استخوان فک
boneless بی استخوان
osteotome استخوان بر
bone استخوان
jawbones استخوان فک
bones استخوان
biogenesis تکامل حیات پیدایش حیات
illium استخوان حرقفی
foot bone خرده استخوان پا
ilium استخوان حرقفی
navicular bone استخوان زورقی
hyoid bone استخوان لامی
occipital bone استخوان قمحدوه
ossific استخوان ساز
the humeral bone استخوان بازو
os pubis استخوان شرمگاه
orthopedics جراحی استخوان
exostosis برامدگی استخوان
hyperostosis برامدگی استخوان
fish bone استخوان ماهی
incus استخوان سندانی
the humeral bone استخوان عضد
malleolus استخوان غوزک
maxillary bone استخوان ارواره
malar bone استخوان گونه
merrythought استخوان جناغ
frontal bone استخوان پیشانی
luxation در رفتگی استخوان
knucklebone استخوان قوزک
huckle bone استخوان لگن
kneepan استخوان کشگک
jawbone استخوان ارواره
huckle bone استخوان چاربند
humeeerus استخوان عضد
humeeerus استخوان بازو
innominate bone استخوان بی نام
malleus استخوان چکشی
osteal شبیه استخوان
hollownes پوکی استخوان
skull and crossbones جمجمه و دو استخوان
bonemeal آرد استخوان
bonemeal استخوان کوبیده
bonemeal گرد استخوان
zygomatic استخوان گونه
ungual bone استخوان ناخنی
thighbone استخوان ران
thigh bone استخوان ران
temporal bone استخوان گیجگاه
tarsometatarsus استخوان مچ پاواستخوان کف پا
talus استخوان قاپ
stirrup bone ;stirrup bone استخوان رکابی
To set a bone. استخوان جا انداختن
carcse استخوان بندی
spillikin ریزه استخوان
shinbone استخوان قلم پا
metacarpal استخوان کف دست
carcass استخوان بندی
stapes استخوان رکابی
skelton استخوان بندی
parietal استخوان اهیانه
palating استخوان کام
ostosis استخوان سازی
osteomalacia ملاست استخوان
osteomalacia نرمی استخوان
osteoma ورم استخوان
osteology استخوان شناسی
osteologist استخوان شناس
osteoid استخوان وار
osteography شرح استخوان ها
osteogenesis تشکیل استخوان
osteitis اماس استخوان
pubis استخوان شرمگاه
shacklebone استخوان قاپ
shacklebone استخوان مچ دست
scroll bone استخوان فرفرهای
scaular استخوان شانه
xyster استخوان تراش
scalping iron استخوان تراش
sacrum استخوان خاجی
reckets ملاست استخوان
reckets استخوان نرمی
reckets نرمی استخوان
raspatory استخوان ساب
raspatory استخوان تراش
osteitis ورم استخوان
frameworks استخوان بندی
scapula استخوان کتف
zygomatic bone استخوان گونه
ckeek bone استخوان گونه
patellae استخوان کشکک
wishbones استخوان جناق
boney استخوان دار
cheekbone استخوان گونه
shoulder blades استخوان شانه
shoulder blade استخوان شانه
humeruses استخوان عضله
bony استخوان دار
humeruses استخوان بازو
humerus استخوان عضله
scapulas استخوان کتف
blade استخوان پهن
ankle bone استخوان قوزک
aitch bone استخوان کفل
cartilage نرمه استخوان
femurs استخوان ران
femur استخوان ران
femora استخوان ران
patella استخوان کشکک
pith مخ استخوان اهمیت
rickets نرمی استخوان استخوان نرمی
dislocation دررفتگی استخوان
funny bones استخوان ارنج
funny bone استخوان ارنج
humerus استخوان بازو
humeri استخوان عضله
carcases استخوان بندی
humeri استخوان بازو
ossification تشکیل استخوان
hammers استخوان چکشی
hammered استخوان چکشی
hammer استخوان چکشی
kneecap استخوان کشگک
kneecaps استخوان کشگک
fracture شکستگی استخوان
fractured شکستگی استخوان
fractures شکستگی استخوان
fracturing شکستگی استخوان
anvil استخوان سندانی
anvils استخوان سندانی
carcass استخوان بندی
carcasses استخوان بندی
skeletons استخوان بندی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com