English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 178 (9 milliseconds)
English Persian
blouse پیراهن یاجامه گشاد
blouses پیراهن یاجامه گشاد
Other Matches
sacked پیراهن گشاد و کوتاه
sacks پیراهن گشاد و کوتاه
sack پیراهن گشاد و کوتاه
straddle گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
straddles گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
straddled گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
of livery ایانوکر جامه ویژه داشت یاجامه ساده
To walk with ones feet wide apart. گشاد گشاد راه رفتن
She stared at him with wide eyes. با چشمهای گشاد ( گشاد شده ) با ؟ خیره شده بود
shirt پیراهن
shirt-tail ته پیراهن
shirts پیراهن
shirting پیراهن
sark پیراهن
overdress پیراهن رو
shirt-tails ته پیراهن
shirttail پشت پیراهن
shirttail دامن پیراهن
shirt پیراهن پوشیدن
pull over پیراهن کش ورزش
dicky یقه پیراهن
dickey یقه پیراهن
shirts پیراهن پوشیدن
shirtmaker پیراهن دوز
shirt maker پیراهن دوز
tee shirt پیراهن بی یقه
tunc پیراهن نظامی
tunicate پیراهن پوش
tunicated پیراهن پوش
jersey پیراهن ورزشی
sweatshirts پیراهن ورزش
sweatshirt پیراهن ورزش
nightshirts پیراهن خواب
nightshirt پیراهن خواب
t shirt پیراهن بی یقه
jerseys پیراهن ورزشی
cento پیراهن چهل تکه
decolletage پیراهن سینه باز
dress shirt پیراهن لباس رسمی
dress shirt پیراهن عصر مردانه
dress shirts پیراهن سفید مردانه
jerseys زیر پیراهن کشباف
jersey زیر پیراهن کشباف
dress shirts پیراهن عصر مردانه
dress shirts پیراهن لباس رسمی
dress shirt پیراهن سفید مردانه
bustier پیراهن کوتاه زنانه
union suit پیراهن و شلوار یکپارچه
An open-neck shirt. پیراهن سینه باز
cuffs سردست پیراهن مردانه
cuffing سردست پیراهن مردانه
cuffed سردست پیراهن مردانه
cuff سردست پیراهن مردانه
raise cain پیراهن عثمان کردن
The shirt doesnt fit me. این پیراهن اندازه ام نیست
he sold the shirt off his back پیراهن تنش راهم فروخت
sport shirt پیراهن یقه باز ورزشی
alb پیراهن سفید و بلند کشیشان
night shirt پیراهن خواب مردانه یاپسرانه
neck band یخه پیراهن یا جامه دیگر
midi پیراهن زنانه با دامن متوسط
maxi پیراهن زنانه دامن بلند
to tuck one's shirt in پیراهن را توی شلوار کردن
hair shirt پیراهن مویی که برای ریاضت میپوشند
chemise لباس خواب یا زیر پیراهن زنانه
she wears a shirt پیراهن پوشیده است برتن دارد
madras پیراهن درشت باف سفید نخی
skivvy زیر پیراهن وزیر شلواری کوتاه
straddled گشاد با زی
reamer گشاد کن
broad گشاد
broader گشاد
broadest گشاد
straddle گشاد با زی
straddles گشاد با زی
loosest گشاد
loose fitting گشاد
loose-fitting گشاد
looser گشاد
wider گشاد
widest گشاد
loose گشاد
wide گشاد
shirt-tails بخشی از پیراهن مردانه که زیر شلوار میرود
shirt-tail بخشی از پیراهن مردانه که زیر شلوار میرود
pajamas شلوار گشاد
ream گشاد کردن
reaming گشاد کردن
stretchier گشاد شونده
stretchiest گشاد شونده
spacious جامع گشاد
stretchy گشاد شونده
slip-ons لباس گشاد
dilates گشاد کردن
dilating گشاد کردن
slip on لباس گشاد
dilate گشاد کردن
dilatant گشاد شونده
slop شلوار گشاد
slopping شلوار گشاد
straddles گشاد نشستن
straddled گشاد نشستن
bigmouthed دهن گشاد
bell mouthed دهن گشاد
wide mouthed دهن گشاد
slopped شلوار گشاد
straddle گشاد نشستن
jar شیشه دهن گشاد
oxbags شلوار خیلی گشاد
astraddle دارای پای گشاد
capacious گنجایش دار گشاد
jarred کوزه دهن گشاد
jarred شیشه دهن گشاد
robes لباس بلند و گشاد
robe لباس بلند و گشاد
Wellington چکمه دهان گشاد
to let out افشاکردن گشاد کردن
varix variously سیاهرگ گشاد شده
varicosity گشاد شدگی سیاهرگ
jars شیشه دهن گشاد
carboy تنگ دهن گشاد
dolman sleeve استین گشاد و اویخته
dalmatic خرقه استین گشاد
clump block قرقره دهان گشاد
mason jar کوزه دهن گشاد
slack کساد کردن گشاد
slackest کساد کردن گشاد
slacks کساد کردن گشاد
mother hubbard لباس گشاد زنانه
wide-eyed دارای چشم گشاد
jar کوزه دهن گشاد
oxford bags شلوار خیلی گشاد
wide eyed دارای چشم گشاد
jars کوزه دهن گشاد
bustier پیراهن زیر تنگ و کرست مانند زنانه که تا کمر میآید
sprawling گشاد نشستن هرزه روییدن
sprawl گشاد نشستن هرزه روییدن
straddle میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
To spend recklessly ( prodigally ) . گشاد بازی کردن ( ولخرجی )
To widen a road . جاده یی را گشاد کردن ( تعریض )
scrawl خط خطی کردن گشاد نشستن
risk گشاد بازی بخطر انداختن
risked گشاد بازی بخطر انداختن
sprawls گشاد نشستن هرزه روییدن
carronade یکجورتوپ کوتاه دهن گشاد
straddles میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddled میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
risking گشاد بازی بخطر انداختن
risks گشاد بازی بخطر انداختن
scrawls خط خطی کردن گشاد نشستن
scrawling خط خطی کردن گشاد نشستن
scrawled خط خطی کردن گشاد نشستن
krater کوزه دهن گشاد دسته دارقدیمی
These shoes are too big for me . این کفشها برایم گشاد است
rochet جبه کتانی گشاد اسقفان وراهبان
raglan پالتو استین گشاد سبک و فراخ
My shoes stretched after wearing them for a couple of days . پس از چند روز پوشیدن، کفشهایم گشاد شدند.
The shoes are a size too big for my feet. کفشها یک نمره برای پایم گشاد است
She likes loose - fitting dresses . از لباس های گشاد خوشش نمی آید
pajamas جامه گشاد که در خانه یا هنگام خوابیدن می پوشند
varicosity جایی که چند سیاهرگ گشاد شده باشند
chimere خرقه بدون استین ویا بااستین گشاد وبزرگ
bloomer شلوار گشاد و زنانه ورزشی گیاه شکوفه کرده
slop هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slopped هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slopping هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
camisado شبیخون لباس یا پیراهن علامت داری که هنگام شبیخون می پوشندتاطرفین یکدیگر رابشناسند
night gown جامه خواب زنان و کودکان پیراهن خواب
tunics پیراهن بی استین یا با استین که مردوزن میپوشیده اند
tunic پیراهن بی استین یا با استین که مردوزن میپوشیده اند
The position is over his head . he cannot cope with it . این شغل برای سرش خیلی گشاد است ( از توانائی اوبیرون است )
bays دهانه خلیج دهانه گشاد
bay دهانه خلیج دهانه گشاد
bayed دهانه خلیج دهانه گشاد
baying دهانه خلیج دهانه گشاد
night dress جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com